۴.۰۷.۱۳۸۷

حزب و حذف!





به نظر می‌رسد هدف اصلی از به قدرت رسانیدن علی لاریجانی توسط غربی‌ها، فراهم آوردن شرایط خروج از بن‌بستی است که تشکیلات وابسته به احمدی‌نژاد حکومت اسلامی را در آن قرار داده. می‌دانیم که به طور منظم برنامه‌های سیاسی و استراتژیک مختلف، تحت زعامت سرمایه‌داری غرب بر جامعة ایران تحمیل می‌شود، و این برنامه‌ها از یک ویژگی مشخص برخوردار است: جوابگوی نیازهای غرب در منطقه‌اند! به عبارت دیگر، در پایه‌ریزی این «برنامه‌ها» هیچگونه بررسی‌ای در مورد مسائل ایران، الزامات اجتماعی و سیاسی صورت نمی‌گیرد؛ اصل بر پیاده کردن یک «برنامه» جهت چپاول است. هدف دیگری در میان نیست. در چارچوب همین «روند»، ‌ که در دوران جنگ سرد طی حاکمیت غرب بر منطقة خلیج‌فارس آب و رنگ فراوان هم به خود گرفته بود، از صندوق‌های مارگیری جمکران محمود احمدی‌نژاد را به عنوان داروی دردهائی که «اصلاح‌طلبی» نتوانسته بود درمان کند، بیرون کشیدند؛ «برنامه» هم روشن بود: فراهم آوردن زمینة‌ تهاجم نظامی، اقتصادی و مالی بر علیه ملت ایران با تکیه بر عملکرد محفل احمدی‌نژاد! البته، همانطور که پیشتر نیز گفتیم، اینبار غرب خیلی «گز نکرده جر داده بود»؛ جنگ‌سرد به پایان رسیده و اگر غرب همچنان در آرزوی برخورداری از «مواهب» این جنگ دست و پا می‌زند، زمینة بهره‌وری از شرایط چنین «جنگی» به هیچ عنوان فراهم نیست. در نتیجه دلقک‌بازی‌های مهرورزی کار بجائی نبرد، غرب امروز بیش از پیش در فکر جایگزین کردن «پیش‌فرض‌هائی» است که با تکیه بر آن‌ها محفل مهرورزی را بر جامعة ایران حاکم کرد. در این مقطع شاید بررسی چند رخداد اخیر کار را ساده‌تر کند.

در مطلبی که در تاریخ 26 ماه مه 2008، پس از نخستین قدرت‌نمائی‌های علی لاریجانی در مقام ریاست مجلس شورای اسلامی، تحت عنوان «پیروزی دروغین» نوشتیم، به صراحت گفتیم که می‌باید به دوران پس از احمدی‌نژاد فکر کرد؛ دوران مهرورزی دیگر به پایان رسیده! البته در اینکه استعمار چگونه می‌خواهد با «دنده عقب»، ماشین تبلیغاتی زنگ‌زدة خود را به سال‌های هاشمی رفسنجانی باز گرداند، تأمل و تردید داشتیم؛ امروز نیز همین تردید را منطقی می‌دانیم. با این وجود شاید این سئوال در ذهن برخی شکل گیرد که چرا سخن از دوران سردار اکبر به میان می‌آوریم، ولی غائلة 8 سالة «اصلاح‌طلبی» را از زمینة سیاسی جدا کرده‌ایم؟ به صراحت می‌گوئیم، «اصلاح‌طلبی» از منظر قدرت‌های استعماری یک مرحلة گذار به دیکتاتوری مطلق بود، و در شرایطی که کودتای برنامه ریزی شده نتوانست صورت گیرد، دیگر نیازی به بیرون کشیدن عملة «اصلاح‌طلب» از سوراخ‌های سیاسی حاکمیت اسلامی نیست.

در توضیح خاستگاه‌های «اصلاح‌طلبی»، شاید بهتر باشد نگاهی به تاریخچة فعالیت این قماش محافل در ایران داشته باشیم. از بررسی تاریخ معاصر درمی‌یابیم، در آغاز دهة 1330 فعالیت‌های این محافل با سر و صدای فراوان از جانب محمد مصدق «افتتاح» شد، و او توانست با چند ماه غائله و بلبشو یک حاکمیت «نیمه دمکراتیک و سلطنتی» را به یک دولت کودتا تبدیل کند، و با اینکار یک ربع ‌قرن کشور را در دامان یک دیکتاتوری سیاه فرو افکند. نهایت امر فواید و محسنات این دیکتاتوری را نیز در 22 بهمن 1357، و در بازتاب دادن به نیازهای اقتصادی و استراتژیک غرب به صراحت مشاهده کردیم. ولی از قضای روزگار، بار دیگر طی روزهای حکومت مهدی‌ بازرگان و در «انتخابات» ریاست جمهوری حکومت جمکران، شاهد بودیم که «شخصیت‌های» وابسته به همین محفل سر از کاسه به در می‌آورند؛ نتیجة «آزادیخواهی‌های»‌ بنی‌صدر و «لیبرالیسم» فرضی بازرگان نیز روشن‌تر از آن است که نیازمند توضیح باشد.

خلاصه می‌گوئیم، زمانیکه پیش‌فرض‌های آزادی‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، و ... بیش از آنچه در صحنة سیاست کشور «واقعیاتی»‌ ملموس باشد، و بر پایة تشکیلات صنفی، سیاسی، منطقه‌ای، شهری، و ... نقطه نظرهای خود را به حاکمیت دیکته کند، تبدیل به مهر‌ه‌هائی فرضی بر روی کاغذ‌پاره‌های این قماش سیاست‌باز می‌شود، اینان می‌توانند ملت‌ها را با خیال خام «آزادیخواهی» مستقیماً در کام جهنم دیکتاتوری سرنگون کنند؛ جهنمی که برای استعمار همان «نعمت‌الهی» است. این نوع صحنه‌سازی را در دوران محمد خاتمی نیز شاهد بودیم، ولی همانطور که بارها گفته‌ایم کار گره خورد و گره نگشوده ماند!

امروز به همین دلیل شاهد موضع‌گیری‌های «پرطمطراق» علی لاریجانی هستیم؛ دلیل واقعی این موضع‌گیری‌های «مشعشعانه» این است که دولت می‌باید قدرت «استقراضی» را به محافل دیگری تفویض کند، و علیرغم عدم کارآئی حکومت اسلامی جهت تحقق مقاصد استعمار، و در شرایطی که بازگشت به هیاهوسالاری‌های آتش‌گردانان کودتا از قماش برادران خاتمی‌، عبدی، اصغرزاده، بهزاد نبوی، ابراهیم یزدی، و ... دیگر امکانپذیر نیست، سخن گفتن از موضع به اصطلاح «اقتدار»‌ الزامی شده! و در شرایطی که این «اقتدار» نمی‌تواند با تکیه بر استعمار آستین‌هایش را فوت کرده، برای ملت «قدرت‌نمائی» کند، شاهدیم که آقای لاریجانی در عمل همان سخنانی را بر زبان می‌آورند که سید محمد خاتمی طی دوران به اصطلاح «اصلاحات» بلغور می‌کرد! ولی با نگاهی عمیق‌تر می‌توان دید که، «میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است!»

امروز خبرگزاری فارس گوشه‌ای از سخنان لاریجانی را در «كنگرة جامعه اسلامي مهندسين» بازتاب داده. نخست می‌باید گفت که مدیریت این به اصطلاح «کنگره» با فردی است به نام «باهنر» که در مقام معاونت حداد عادل، رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی، مسلماً از به قدرت رسیدن آقای لاریجانی آنقدرها هم نمی‌باید خوشحال و راضی باشد. دوم اینکه این «کنگره»‌ یکی از ارتجاعی‌ترین و راستگراترین محافل علنی حکومت اسلامی است و ارتباط زیادی هم با مهندسین و علم مهندسی ندارد! به هر تقدیر آقای لاریجانی در این کنگره سخنانی نیز در مورد «مفید» بودن وجود احزاب بر زبان رانده‌اند. البته اگر امروز آقای لاریجانی وجود «احزاب» را در کشور «مفید» تشخیص می‌دهند، مسلماً سخنان آیت‌الله خمینی را در مورد ضرورت انحلال حزب جمهوری‌اسلامی یا نشینده‌اند، و یا فراموش کرده‌اند! یادمان نرفته که شخص خمینی در روضه‌هائی که مرتباً از رادیو و تلویزیون جمکران پخش می‌شد، از «شخصیت‌های» سیاسی حکومت اسلامی درخواست می‌کرد که این «بساط حزب‌بازی» را تعطیل کنند و «تفرقه» نیافکنند! فارس نیوز سخنان لاریجانی را در کنگرة کذا چنین بازتاب داده:

« نفي و حذف افراد بعد از 30 سال عمر جمهوري اسلامي مفيد حال امروز كشور نيست، [...] بنده با مطالبي كه در مخالفت با احزاب مطرح مي‌شود و كار حزبي را ناسازگار با روح و اهداف انقلاب اسلامي مي‌داند مخالفم.»

البته آن‌ها که با گفتمان سیاسی در حکومت اسلامی آشنائی دارند بخوبی می‌دانند که مقصود از «نفی و حذف افراد» چیست!‌ به عبارت ساده‌تر حکومت اسلامی امروز بر دو محور اصلی حرکت می‌کند: «تهدید» به حذف افراد، و «تشویق» به تحزب و همگرائی با اهداف سیاسی حکومت! ‌ در کلام عامیانه این روند را سیاست «چماق و هویج» نیز می‌خوانند. «تهدید» به حذف افراد را طی چند هفتة گذشته در موارد مختلف و در رده‌های متفاوت دولتی و حکومتی شاهد بودیم: افشاگری‌های پالیزدار، احمدی‌نژاد، شهبازی، و دستگیری افراد به جرم‌های جنسی و اخلاقی و ... مسلماً این «تهدیدها» در تمامی سطوح اداری، سیاسی و نظامی کشور در جریان است، و آنچه به صورت علنی در خبرگزاری‌ها بازتاب می‌یابد فقط قسمت نمایان این کوه یخی است. در اینکه این روند چه اهدافی را دنبال می‌کند نمی‌باید دچار توهم شویم، همانطور که تیتر دیروز روزی‌نامة کیهان به صورت علنی و از زبان «مقام ‌معظم»‌ عنوان می‌کند، «مبارزه با مفاسد زمان ندارد!» این عبارت به این معناست که حکومت، شمشیر داموکلس را بر سر تمامی نانخورها و عمله‌های خود نگاهداشته تا در صورت لزوم تحت عنوان «مبارزه با مفاسد» به جان افراد مورد نظر بیافتد. و این موضع‌گیری در عمل نوعی اعلان جنگ در بطن حاکمیت است.

حکومت قصد دارد که در صورت برخورد با مشکلات عمده و غیرقابل حل، با دستگیری چند جنایتکار و غارتگر ـ نمونه‌هائی که در چنین حکومت‌ها از شمار هم بیرون‌اند ـ و با به اصطلاح «محکومیت» اینان در برابر افکار عمومی، دیگر عوامل حکومت را در برابر ملت تطهیر کند. در راستای چنین سیاست‌هائی، سخنان «مقام‌معظم»‌ و حضرت لاریجانی درست در امتداد یکدیگرند! «افشاگری‌های» پالیزدار و شهبازی، علیرغم اصرار شهبازی به نبود هر گونه ارتباطی میان ایندو، و خارج از تمامی زیر و بم‌های‌شان یک اصل کلی را نشان داد، و آن اینکه امامان جمعه، رؤسای پیشین قوای سه‌گانه و حتی مقامات انتظامی و امنیتی نیز از این «روند» کلی مستثنی نخواهند شد. امروز که حکومت اسلامی در سربالائی خدمات استعماری خود به نفس، نفس افتاده قربانی کردن چند آخوند، پاسدار و توله‌آخوند به هیچ عنوان مقام‌معظم و دیگر دم‌کلفت‌های حکومت را نگران نخواهد کرد. دیروز مجاهد و فدائی تیرباران کردند تا ارادت خود را به سیاست‌های استعماری به اثبات برسانند، امروز آخوند و پاسدار خواهند کشت!

با این وجود در تحلیل آنچه به صراحت طرح «استعمار» در ایران می‌نامیم، می‌باید کمی تأمل و تعمق داشت. همانطور که گفتیم صحنة سیاسی با دوران گذشته تفاوت بسیار دارد. اگر حکومتی استعماری در دوران «جنگ سرد» به چنین مرز خطرناکی پای می‌گذاشت، جایگزین کردن آن طی یک حرکت فراگیر و سازمان یافته حتمی بود؛ امروز همانطور که می‌بینیم «صورت‌بندی‌های» فوری و فوتی، به دلیل ضعف غرب در جایگزینی سریع و بلاواسطة نوکران قدیمی خود با چهره‌های جدید، فلسفة وجودی خود را از دست داده؛ شکست خاتمی را فراموش نکنیم. امروز این حکومت، سرنیزه‌هائی را که در 22 بهمن‌ماه از شهربانی و ساواک پهلوی به عاریت گرفت تا در سینة مردم این مملکت فرو کند، به دلیل ضعف ساختاری غربی‌‌ها در منطقه به جانب عوامل خود برگردانده. اینهمه در حالیکه اربابان‌اش نیز قادر نیستند نوکرانی جدید جهت حفظ منافع خود بر صحنة سیاست کشور تحمیل کنند؛ وضعیت نامعلوم سیاسی کشور در چنین شرایطی می‌تواند سال‌ها به طول انجامد، مگر آنکه تشکل‌هائی نزدیک به الهامات مردمی، صنفی، منطقه‌ای، و ... بتواند بر تحولات جامعه در مسیر دمکراتیک تأثیر بگذارد. این گزینه را مسلماً استعمار در فهرست خود نخواهد گنجاند؛ این گزینه‌ای است که به تدریج از جانب مردم به صورتی خودجوش و جهت خروج از بن‌بست سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، و خصوصاً بدون پیروی از «قهرمانان» حرفه‌ای آشوبگر و خارج از الهامات و صلاح‌دیدهای حکومت اسلامی اتخاذ خواهد شد. دستیابی به حاکمیت‌هائی مردمی‌تر فرایندی بسیار پیچیده‌ است، و تاریخ نشان می‌دهد که هر ملتی این مسیر را به شیوة ویژة خود طی خواهد کرد.





...

فیلترشکن‌های جدید27ژوئن2008
http://filterpass.info/
http://www.youmask.net/
http://proxin.cn/
http://get.hiddencorner.org/
http://sdflkj.info/
http://www.ebuddyproxy.com/
http://proxy-uk.giaidieu.mobi/
http://0xy.bz/
http://tenme.info/
http://www.ebuddyproxy.com/
http://campuzano.info/
http://ipcloak.org/
http://traffic.org.es/
http://www.helpstart.nl
http://www.workstudyguide.com
http://bestindya.com
http://insurancesurfing.info
http://freeanonymizer.info
http://secure-sites.info
http://www.pagegoo.com
http://www.encryptedzone.net
http://www.englandproxy.org
http://www.shpadoinkle.info
http://proxter.freefastsite.com
http://www.wowgamingworld.info
http://www.hostedbypass.info
http://www.forexsurfing.info
http://www.unblockdirect.com
http://www.wowunblock.info
http://newanonymous.com
http://www.studyatschool.com
http://www.wowguildwars.com
http://hotsurflive.com
http://www.forexproxy.info
http://www.hostedrealm.com
http://www.concealedtools.com
http://ryly.info
http://www.superproxyserver.com
http://www.zonesurf.info
http://www.cloakdirect.com
https://www.usabackdoor.us
http://www.cloakhost.info
http://www.wowgamingsite.info
http://www.concealedzone.com
http://unwantedtraffic.com
http://www.cheekychipmunk.com
http://www.wowgamesworld.info
http://crypticserver.com
http://www.unseenagent.com
http://www.wowcheatonline.info
http://longsurf.info
http://www.mariogold.com
http://unblockthatshit.info
http://www.pageunblock.info
http://undefine.info
http://nu3ga.com
http://www.concealedrealm.com
http://www.marioallstars.com
http://www.hierstarten.net
http://mortgagesurfing.info
http://www.zonebypass.info
http://www.finalexamstudy.com

۴.۰۳.۱۳۸۷

بشر و «بزیرگان»!



خبرگزاری «فارس نیوز» که عملاً یکی از ارتجاعی‌ترین شبکه‌های خبری حکومت اسلامی بر روی خطوط اینترنت است، اقدام به انتشار ترجمه‌ای از مصاحبة یک خانم محجبة ترک با یکی از مطبوعات ترکیه به نام «تایم ترک» کرده! البته با در نظر گرفتن سطح بسیار نازل اطلاعات نویسندة این وبلاگ از زبان ترکی، قادر نیستیم در صحت و سقم اظهاراتی که به خانم «نورای جانان بزیرگان» نسبت داده شده اظهار نظری کنیم. شاید در این مقطع ترک‌زبانان بتوانند ترجمه‌ای از این «مصاحبه»، در صورتی که چنین مصاحبه‌ای اصولاً وجود خارجی داشته باشد، ارائه کنند که اگر شامل تبلیغات جناح‌های مشخصی در کشور ترکیه است، همزمان وسیله‌ای جهت تبلیغات حکومت اسلامی نباشد. در هر حال با وجود اینکه حکومت اسلامی به حساب خود این «ترجمه» را جهت توجیه مواضع «اسلامی» خانم بزیرگان انتشار داده، تحلیلی مختصر از آن نشانگر عمق فضاحتی است که این حکومت و امثال آن در بطن‌ آن دست و پا می‌زنند؛ خلاصه بگوئیم، این نوع حکومت حتی لیاقت ارائة مطالبی جهت توجیه مواضع سیاسی خود را هم ندارد. و با یک بررسی کوتاه از اظهارات خانم بزیرگان بر خلاف انتظار مقامات تبلیغات‌چی حکومت اسلامی متوجه می‌شویم که دیکتاتوری حاکم بر ترکیه، علیرغم اظهارات غلط‌انداز حاکمیت آن مبنی بر «لائیسیته»، تا چه حد به حکومت جمکران شباهت دارد! خبرگزاری فارس، این «خبر» را با اعلام مواضع صریح خانم بزیرگان در یک برنامة تلویزیونی آغاز می‌کند:

«روز سه‌شنبه 21 خرداد 1387 مادر جوان محجبه‌اي در يكي از پربيننده‌ترين شبكه‌هاي تلويزيوني تركيه با ابراز ارادت به امام خميني جنجالي بزرگ را در محافل سياسي و خبري تركيه برانگيخت[...]»


البته در اینکه چگونه می‌توان یک «مادر جوان محجبه» را به یکی از به اصطلاح پربیننده‌ترین شبکه‌های تلویزیونی ترکیه آورد؛ میدان و میکروفون به دست‌شان داد تا به قول خبرگزاری فارس «جنجال» راه بیاندازند، جای حرف و سخن باقی است. مگر کشور ترکیه «صاحب» ندارد؟ از قضای روزگار بر خلاف عربده‌های اوباش حکومت اسلامی، هم کشور ترکیه «صاحب» دارد، و هم جمکران؛ اتفاقاً صاحب‌شان هم یکی است: کاخ سفید! ولی جا دارد از خانم «بزیرگان» بپرسیم، سرکار خانم! شما به چه دلیل در کشوری که از نظر تاریخی نزدیک به هزار سال مرکزیت تصمیم‌گیری مطلق در جهان تسنن بوده، به خود اجازه می‌دهید تحت عنوان حمایت از «اسلام»، و پیروی از «تفکر اجتماعی اسلامی» در یک برنامة تلویزیونی از نقطه‌نظرهای فردی حمایت کنید که رهبر شیعیان معرفی شده؛ شیعیانی که می‌دانیم از نظر مفتی‌های سنی‌مسلک از جمله زنادقه و کفارند؟ این اظهارات اگر از جمله «اختراعات» خبرگزاری فارس نباشد، خود دلیلی است متقن بر وجود مشکلات «عقلانی» نزد سرکار خانم «بزیرگان»!

حتماً اخلاص ایشان به حضرت «امام» خمینی در مقطعی به اوج خود می‌رسد که اسکادران‌های سرکوب و شکنجه از طرف امامان «قم و کاشان»، جهت تغییر مذهب روستائیان فقیر و گرسنه در بلوچستان، خوزستان و کردستان به هزار ترفند، حتی از راه شکنجه و سرکوب، به قول خودشان «علی‌یون ولی‌الله»‌ را هم زیر سبیل و چارقد این بینوایان می‌چپانند! مسلماً اگر این «مادر جوان محجبه» از روند مسائل در کشور ایران بی‌اطلاع‌اند، آن‌ها که دست ایشان‌ را می‌گیرند و به یکی از «پربیننده‌ترین» برنامه‌‌های تلویزیونی ترکیه می‌آورند تا چنین ترهاتی از زبان ایشان به خورد مردم بدهند، خوب می‌دانند که چه می‌برند و چه می‌دوزند! ولی سرکار خانم بزیرگان کوتاه نمی‌آیند، و در مورد شرکت خود در برنامة کذا می‌فرمایند:

«در سال 1998، [...] در ميان امتحان پايان ترم به خاطر داشتن پوشش اسلامي به زور پليس مرا از سر جلسه امتحان بيرون كردند. من به آن‌ها گفتم كه كارشان مغاير با حقوق بشر است[...]»


بله، همانطور که می‌بینیم، ایشان را ظاهراً از دانشگاه به خاطر «رعایت حجاب» اسلامی بیرون می‌کنند!‌ ولی به خود اجازه می‌دهند ضمن طرفداری از حقوق بشر به یک مردک دجال که صدها دانشجوی ایرانی را به خاطر «عدم‌رعایت» همان حجاب از تحصیلات دانشگاهی محروم کرده، «ارادت» داشته باشند! و اگر از حضور این «فیلسوف» جهان اسلام جویا شوید، حتماً خواهند گفت، «کتک‌خوردن» زنان ایران در خیابان‌ها به دست اوباش و چاقوکشان سرمایه‌داری آمریکا «عین حقوق بشر» است؛ در صورتیکه اخراج ایشان از جلسة امتحان، «حقوق بشر را مخدوش»‌ کرده! وقتی می‌گوئیم این فعلة اوباش واقعاً مغزش پاره سنگ می‌برد، جای بحث ندارد! ولی حضرت علیامخدره در ادامه کار را کامل‌تر می‌کنند، و این امکان فراهم می‌آید که خواننده به صراحت به وجود هر گونه قوة عقلانی و استدلالی در مخیلة ایشان مشکوک شود. «بزیرگان» در مخالفت با «کمال آتاتورک‌» می‌گوید:

«[...] اگر شما با افكار اين فرد موافق نباشيد يعني دشمن تركيه و مام ميهن هستيد! [...] من با افكاري كه مربوط به خود آتاتورك مي‌شود و در واقع نگرش او مي‌باشد مخالف هستم و فكر مي‌كنم موافقت يا مخالفت با آن طبيعي‌ترين حق من است[...]»

بله، موافقت و مخالفت با ترهات سیاسی‌ای که یک محفل و یا یک گروه «مافیائی»‌ و نانخور یانکی‌جماعت «علم» می‌کند، مسلماً حق طبیعی‌ هر انسانی است. می‌دانیم که در کشورهای استعمارزدة جهان‌سوم سیاستگذاری به معنای پیروی از منویات سرمایه‌داری جهانی شده؛ در نتیجه، در این مورد ما با ایشان کاملاً موافق‌ایم، می‌باید این حق را برای فرد فرد مردم قائل شد تا از پرستش «بت‌های» عیاری که به دست این محافل در جهان ساخته می‌شود، روی برگردانند. فقط یک مطلب را نمی‌توانیم درک کنیم: کسی که این «حق» را برای خود قائل است، به چه دلیل از افراد و حاکمیتی حمایت می‌کند، که اصولاً این حق را برای هیچکس قائل نیستند؟ مگر «امام»‌ خمینی ایشان حامی چنین حقوقی بوده؟ در کدام سخنرانی و در کدام موضع‌گیری، این دجال خودفروخته که برای حفظ قدرت ملتی را اینچنین در دهان گرگ انداخت، از «افکار عمومی» و «حقوق انسان‌ها»‌ سخن به میان آورده؟ این آیت‌الله «استقراضی» فقط حق خودشان در اعمال حدود اسلامی بر جامعة ایران را به رسمیت می‌شناختند، البته این «حدود» هم همانطور که قبلاً در وبلاگ «کوراندیش روشنفکر»‌ گفتیم، ظاهراً «پیچ‌اش دست خودشان بود»، هر چند دستور از «باغات» خیابان فردوسی صادر می‌شد! خواننده با ادامة قرائت این «مصاحبة‌» جنجالی، به این صرافت می‌افتد که «بزیرگان» در هنگام مصاحبه با «تایم ترک» یا مست بوده، یا اینکه واقعاً قصد شوخی و مزاح داشته!

در همین مقطع، بررسی سخنان غیرمسئولانة این فرد ناقص‌العقل را که خبرگزاری فارس، با انعکاس آن، در واقع سعی دارد تبدیل به «توجیه ‌نامه‌ای» در ثنای مواضع حکومت اسلامی کند، پایان می‌دهیم. واقعیت این است که «مزخرفات» ایشان در موضع بررسی یک نظریة سیاسی، از هیچ ارزشی برخوردار نیست. و اوباش قلم‌زن در «فارس‌نیوز» اگر این مطلب را نمی‌دانند، تحت نظر کسانی اقدام به انتشار این نوع مطالب مضحک می‌کنند که «جزئیات» را خوب می‌شناسند. جزئیاتی که در عمل ما را به کنه فرایند «معصوم‌نمائی»‌ و «مظلوم‌نمائی»‌ در نظریة مردمفریبانة شیعة اثنی‌عشری می‌برد.

فراموش نکنیم که در این به اصطلاح «مذهب»، سمبل شجاعت، مظلومیت و از خودگذشتگی نیز کسی است که برای کودتا و سرنگونی خلیفة وقت به کوفه می‌رود، و زمانیکه طی این «تخاصم» عملاً نظامی، نمی‌تواند از جانب قشرها و گروه‌هائی که به حمایت آنان دلبسته بوده برخوردار شود، «مظلوم» و «شهید»‌ به شمار می‌آید! می‌دانیم که آنچه «فاجعة» کربلا می‌خوانند در ابعادی واقعی و تاریخی، در هزاران نمونه تکرار شده؛ حسین‌ابن‌علی در راستای یک بررسی تحقیقی به هیچ عنوان «مظلوم» نیست. و شاید بهتر باشد صاحب‌نظران در امور دینی به درایت دریابند و مطرح کنند که در چه فرایندی، «شخصیت‌سازی» می‌تواند با تکیه بر توهمات و پیشینه‌های فکری و احساسی یک ملت، از فردی که قصد اعمال حاکمیت بر جهان اسلام را دارد، یک مظلوم و از خود گذشته به جهان شیعی‌مسلک «هدیه» کند! این «مهم» شاید از سینه‌زدن و قمه‌زدن در خیابان‌ها اهمیت اجتماعی و علمی بیشتری داشته باشد، هر چند با چنین تحقیقاتی نتوان امیال و وحشی‌گری‌های مشتی اوباش و چاقوکش را تحت عنوان حمایت از «مظلومیت»، بر مردم یک جامعه «تحمیل»‌ کرد.

خلاصه بگوئیم، حسین به همان اندازه مظلوم بود که امروز امثال «بزیرگان» می‌توانند مظلوم‌نمائی کنند. این خانم «محجبه» که اهداف‌اش از دین و اعتقاد دینی نه ارضاء نیازهای فردی و تعبدی شخص خود، که اعمال یک فاشیسم و برقراری یک حاکمیت استبدادی از قماش حکومت اسلامی بر مردم کشور ترکیه است، ‌ ادعا دارد که به دلیل «ترس» از پلیس، جنین خود را هم «سقط» کرده‌! البته جزئیات مسئله، همانطور که گفتیم از قضاوت ما به دور خواهد ماند، ولی سقط جنین به دلیل ترس از پلیس، مسلماً یک عارضة ناخوش‌آیند روانی به دنبال خواهد آورد، و در اینمورد با ایشان همدردی می‌کنیم؛ هر چند اهداف خبرگزاری فارس را که سعی دارد برخوردهای شیعی‌مسلکان قم و کاشان را با چنین وقاحت به اسلام‌گرایان ترکیه نیز منسوب کند، به شدت محکوم می‌کنیم.

امروز حامیان واقعی اسلام حکومتی، به عبارت دیگر همان یانکی‌ها، در موضع ضعف قرار دارند و حمایت‌های سرنوشت‌ساز اینان از محافل اسلام‌گرا یا دیگر امکانپذیر نیست، و یا در صورت امکانپذیر بودن، بازده قابل توجهی برای سرمایه‌گذاران به همراه نخواهد آورد. تحلیل در مورد اینکه چرا به چنین شرایطی پای گذاشته‌ایم به فرصت دیگری نیازمند است، ولی شاهدیم که اسلام‌گرایان تمامی تلاش خود را به خرج می‌دهند تا بحران «حکومت اسلامی» را منطقه‌ای کنند. و با اینکار به خیال خام خود ارتباط گسترده میان محافل اسلامی در کشورهای منطقه را فراهم آورند. به صراحت می‌گوئیم، اگر چنین راه‌کاری امکانپذیر می‌بود، شرایط ترکیه به نقطة کوری که امروز شاهدیم نمی‌رسید. با این وجود این امر را قبول خواهیم کرد که در صورت حضور یک سیاهپوست ظاهراً «مسلمان»‌ در کاخ‌سفید، نخستین موضع‌گیری‌های حاکمیت دمکرات‌ها می‌تواند همچون سه دهة پیش،‌ بار دیگر آمریکا و اسلام را در خطی استراتژیک و مشترک قرار دهد. فقط یک سئوال بی‌جواب می‌ماند: در شرایط فعلی این اشتراک استراتژیک آیا برای بازیگران‌اش آینده‌ای خواهد داشت یا خیر؟ به عقیدة ما این «خط» از هم امروز محکوم به شکست است، و در صورت چنین موضع‌گیری‌ای حاکمیت ایالات متحد می‌باید خود را برای بحرانی بسیار وسیع‌تر آماده کند، بحرانی که نتیجة از دست دادن تمامی اهرم‌های سیاست‌گذاریش در منطقه خواهد بود.






...
فیلترشکن‌های جدید23ژوئن2008
http://www.yakproxy.info/
http://www.whaleproxy.info/
http://www.tealproxy.info/
http://www.tanproxy.info/
http://www.likeaspy.info/
http://tech.undo.it/
http://www.bletti.com/
http://docloveshop.info/
http://www.birdeyne.net/
http://prox.legalize.li/
http://www.shpadoinkle.info
http://www.speedygoo.com
http://www.pagegoo.com
http://www.marioallstars.com
http://marssurtingtoday.info
http://www.prox99.info
http://www.jedicloak.com
http://www.zoneunblock.info
http://bexu.info
http://www.cloakhost.info
http://www.holidaystudy.com
http://www.cloakworld.com
http://www.free-view-tv.com
http://netrenderer.info
http://www.hostedrealm.com
http://www.encryptedzone.net
http://www.studyatschool.com
http://www.hostedrealm.info
http://www.cloakzone.info
http://www.concealedinternet.com
http://www.mickeymouseworld.com
http://www.invisibleplace.com
http://www.insidehamlet.com
http://www.scienceparadox.com
http://www.protectedrealm.info
http://www.2cx.co.uk
http://www.wowgamingsite.info
http://www.xmasescape.com
http://www.cloaknetwork.com
http://www.zonebrowse.info
http://www.unseenagent.com
http://www.privatebypass.info
http://www.cloakninja.com
http://www.anonymouswebbrowse.com
http://www.mariogold.com
http://www.pagecloak.info
http://www.concealedtools.com
http://www.playwowonline.com
http://www.wowgamingworld.info
http://www.concealedrealm.com
http://www.wowgamesworld.info
http://www.proxygator.org
http://divxfullmovies.com/phproxy
http://www.prox54.info
http://www.xmashideaway.com
http://www.enigmated.com
http://proxawebsite.com
http://www.covertrealm.com
http://browseseed.com
http://www.coverthomepage.com

۴.۰۱.۱۳۸۷

کوراندیش «روشنفکر»!



صحنه‌گردانان سیاست روز در کشور ایران علاقة فراوانی به مرد‌گان دارند. این یکی از خصوصیات اصلی جوامع استبدادزده است. مردگان در اختیار زنده‌ها قرار می‌گیرند، تا هر گونه تحلیل و بررسی که زنده‌ها «صلاح» می‌دانند در موردشان صورت گیرد. به طور مثال، در شرایطی که حکومت اسلامی کبریت‌های بی‌خطری از قماش ابراهیم یزدی، بازرگان، و بسیاری از اوباش داخلی خود از جمله «استاد»‌ بنی‌صدر را تبدیل به مخالفان سیاسی کرده، و مرتباً در مورد احوالات و گفتار اینان داد سخن می‌دهد، یکی از طویل‌ترین خیابان‌های پایتخت اشغال شدة کشور ایران به نام «دکتر» شریعتی مزین شده! این جناب «دکتر» اگر زنده می‌بودند، مسلماً در کنار بسیاری دیگر یا محکوم به زندگی در خارج از کشور می‌شدند، و یا در سلول‌های زندان «اسلامی» اوین از اوباش و چاقوکشان سرمایه‌داری بین‌المللی همه روزه کتک و مشت و لگد دریافت می‌فرمودند. ولی از آنجا که «دکتر»، عمرش را به بنده و شما داده، خیابان به نام وی کردن زیاد اشکال ندارد؛ هر وقت می‌خواهند «دکتر» را به حکومت اسلامی می‌چسبانند، هر وقت هم لازم شد از حکومت جدا کرده، به اوپوزیسیون «هزارخط» دست‌ساز استعمار منسوب می‌کنند!

در قدیم، آخوندی برای یک زن شوهردار دندان تیز کرده بود. روزی شوهر این زن را هنگام ادرار در یک کوچة بن‌بست غافلگیر کرد و گفت فلانی، زنت بر تو حرام است، رو به قبله ادرارکردی، محلل باید!‌ خلاصة مطلب آخوند به نیت خود رسید! ولی روزی که خود در همان کوچه و به سوی همان قبله در حال ادرار بود، و همان مرد وی را غافلگیر کرد و گفت، زنت‌ بر تو حرام است، و محلل باید!‌ آخوند ‌خندید و گفت، خیر! من آلت‌ام را به سوی مشرق پیچانده بودم، تو ندیدی! مرد می‌گوید از کجا بدانیم تو آلت‌ات را پیچانده‌ای؟ آخوند جواب می‌دهد، «برای اینکه پیچش دست خودم است!»‌ این دقیقاً همان داستانی است که در نخستین روزهای انقلاب «شکوهمند» اسلامی، خمینی تحویل مردم داد: «اگر همه بگویند نه، من می‌گویم آری، و حق هم با من است!»

بله، همانطور که می‌بینیم «پیچ» بساط شریعتی هم مثل فلان حاج ‌پشم‌الدین به دست خودشان افتاده! شریعتی در برخی محافل متفکر بزرگ اسلامی است، و در برخی دیگر همتراز زندقه و کفار! هر چند این محافل همگی سر در یک آخور مشترک داشته باشند! در واقع، بستگی دارد کدام محفل می‌باید بوق تبلیغاتی خود را تحت عنوان اسلام به خورد ملت ایران دهد. ولی اگر منصفانه تحلیل کنیم شریعتی نه در کتاب‌هایش و نه در مقالات و سخنرانی‌ها آنقدرها «آش دهان سوزی» نیست. شریعتی نه با فلسفة غرب آشنائی آکادمیک لازم را دارد، و نه فناوری‌های نظریه‌پردازانة «جامعه‌شناسی» علمی غربی را می‌شناسد. دانش وی از اسلام و تاریخ اسلام نیز فقط در حد همان پیش‌فرض‌هائی است که از طرف عوام‌الناس و خصوصاً طبقات اجتماعی‌ای که به جماعت قاری و روضه‌خوان نزدیک‌اند، مورد «تأئید» کامل قرار می‌گیرد. شریعتی نه در زمینة علم جامعه‌شناسی اهرم‌های جدیدی را مطرح کرده، و نه سواد اسلامی‌اش در حدی است که بتواند از مرزهای اسلام حوزوی و عامیانه فراتر رود. آنچه شریعتی را در بطن جامعة ساواک‌زدة آریامهری به مرتبه و درجة «والای»‌ متفکر رسانده، در واقع بازتاب فقر فرهنگی خود اوست. وی تلاش دارد تا به صورتی هر چند ابتدائی، «چندپارگی» فرهنگی در بطن جامعة ایران را جوابگو باشد. البته می‌باید عنوان کنیم، پاسخی که شریعتی می‌یابد فقط در راستای نیازهای قشر و طبقة اجتماعی خود اوست! طبقه‌ای که در اوج اسلام‌باوری می‌بایست کراوات بزند، ریش بتراشد، با زن‌های بی‌حجاب معاشرت و نشست و برخاست کند، «علمی‌» باشد، و خود را علم‌دوست هم بنمایاند!‌ خلاصة مطلب همان بن‌بستی که استعمار در چارچوب حاکمیت پهلوی‌ها طی 57 سال ایران را در بند آن گرفتار آورده بود.

اینکه شریعتی برای «پاسخ» به این «بن‌بست» ساختاری، بازگشت به نوعی «اسلام‌باوری»‌ علمی‌نما را توصیه کرده، در عمل یک «بیراهه» است!‌ اسلام نمی‌تواند علمی باشد! این دین، چون دیگر ادیان بر اساس «تعبد» و بندگی بنا شده، و جائی برای «شهروند» در مفهوم امروزی کلمه در آن پیش‌بینی نشده است. تبعات بیراهة پیشنهادی شریعتی، یا توهمی به نام اسلام «پیشرو» را، امروز ملت ایران به بهای بسیار سنگینی در لوای یک حکومت آخوندی، همه روزه با پوست و گوشت خود متحمل می‌شوند. مفر از جامعة استبدادزده و ساواک ساختة پهلوی‌ها نه «انقلاب» اسلامی بود، و نه به اصطلاح حکومت کارگران و زحمتکشان، در الگوی «اروپای شرقی»!‌ مفر از چنین بن‌بستی ساده‌تر و قابل هضم‌تر از این‌ها بود. می‌بایست تلاش‌ها بر پی‌ریزی یک پروژة اجتماعی، سیاسی و اقتصادی‌ متمرکز می‌شد که هم حضور فعال و همه‌جانبة مردم را بر‌انگیزد و هم با تأمین حقوق انسانی ملت مایة گسترش آرامش، امنیت و صلح‌اجتماعی ‌شود. امروز نیز این نیاز برآورده نشده! چرا که چنین فرایندهائی را نه در اسلام شیعی می‌توان یافت و نه در استالینیسم افسار گسیخته!

ولی همانطور که گفتیم انداختن باد در بادبان کشتی «شریعتی» امروز مدروز شده! و در این راستا بنگاه «بی‌بی‌سی» نیز نمی‌خواهد از هم‌پالکی‌ها عقب بماند. به همین دلیل در تاریخ 31 خردادماه سالجاری، در گزارشی از مراسمی که به یادبود شریعتی بر پا شده، چنین می‌نویسد:

«[این بنیاد] روز بیست و نهم خرداد هم زمان با سی و یکمین سالگرد شهادت دکتر شریعتی میزبان نشستی با عنوان زن و شریعتی بود.»


همانطور که می‌بینیم «بی‌بی‌سی» نیز «شهادت» فرضی شریعتی را همصدا با برخی محافل آخوندی مورد تأئید قرار می‌دهد! و در شرایطی که هاله‌ای از ابهام کامل بر زندگی و مرگ شریعتی، همکاری‌های احتمالی وی با ساواک و تشکیلات دولت سایه افکنده، اینگونه «موضع‌گیری‌های»‌ مزورانه را از جانب یک خبرپراکنی نه چندان خوش‌نام چگونه می‌باید تحلیل کرد؟ همه می‌دانیم که در دوران پهلوی‌ها، کلیة فعالیت‌های سیاسی در دانشگاه زیر نظر ساواک سازماندهی می‌شد. و امروز نیز در بر همین پاشنه می‌چرخد. از طرف دیگر تأسیس تشکیلات گسترده‌ای مذهبی با سرمایه‌ای بسیار کلان، به نام حسینیة ارشاد در شمال شهر تهران، و هدایت منظم خیل مستمعین دانشجو به این مرکز از طرف مقامات امنیتی، این شبهه را ایجاد می‌کند که فوت کردن در آستین پارة «روشنفکری اسلامی» بیشتر یک پروژة امنیتی بوده تا یک عکس‌العمل «اجتماعی ـ تاریخی»! خلاصة مطلب، پدیده‌ای که امروز آن را شریعتی می‌خوانیم، همچون اسطوره‌های مصدق، فاطمی، بازرگان، بنی‌صدر، و ... مجموعه‌ای است از توهمات اجتماعی در داخل کشور، و تبلیغات استعماری غرب!

در ثانی، این سئوال مطرح می‌شود که، اگر امروز برخی افراد در بارة شریعتی اظهارنظر می‌فرمایند، خود تا چه حد از جامعة ایران شناخت تاریخی و اساسی دارند؟ کسانیکه در این «گردهمائی» سخنرانی کرده‌اند، با در نظر گرفتن محتوای کلام‌شان عملاً جز تکرار همان تبلیغات سیاسی حکومت اسلامی حرف دیگری نداشته‌اند. این فضاسازی‌ها را مسلماً نمی‌توان در یک وبلاگ گشود، ولی زمانیکه یکی از سخنرانان به نام پروین بختیارنژاد، در مقام روزنامه نگار عنوان می‌کند که شریعتی از طرفداران حضور زنان در سطح جامعه بوده، می‌باید به ایشان بگوئیم، در آنچه شریعتی عنوان کرده نمی‌توان «حضور زن در جامعه» را به مفهوم امروزی تمیز داد. در ثانی، «حضور» به هیچ عنوان به معنای «حقوق»‌ نیست!‌ زنان هندوستان نیز حضور گسترده‌ای در سطح جامعه، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها و مزارع دارند، ولی به دلیل ساختار مردسالار و زن‌ستیز حاکم بر این جامعه، تعداد بیشماری از همین زنان پس از مرگ همسر دست به خودکشی می‌زنند، و یا به همراه جسد وی سوزانده می‌شوند. از این گذشته، «روزنامه‌نگار» محترمه فراموش کرده‌اند که سخن گفتن از «حضور» زن در جامعة امروز تبدیل به یکی از ترفندهای حکومت اسلامی شده، تا به این ترتیب بتواند بهره‌کشی از نیروی کار ارزان قیمت زنان را تحت عنوان «حقوق اجتماعی» برابر زن و مرد، بر جامعه تحمیل کند. بررسی تمامی این «سخن‌پرانی‌ها» مسلماً نیازمند صرف وقت و نیروئی است که از حد یک وبلاگ فراتر می‌رود، ولی در این اصل کلی تردیدی نیست که چرخش صریح حاکمیت انگلستان به سوی «اسلام ‌روشنفکری» که دیروز با انتشار سخنان مضحک اکبر رفسنجانی در مورد آزادی‌های اجتماعی آغاز شده، و امروز کار را به شریعتی و «زن‌دوستی» اسلام‌گرایان ایران کشانده قسمتی از یک سیاست کلی است. سیاستی که در مورد چند و چون آن در فرصت دیگری سخن خواهیم گفت.



...

فیلترشکن‌های جدید21ژوئن2008

http://vpssell.net

http://www.lazyfoo.info

http://proxy.bestmp3s.cz

http://www.unseeme.com

http://proxyexplore.com

http://superbypass.info

http://timemag.info

http://www.freeimagery.cn

http://www.hidefx.com

http://www.proxy1up.com

http://www.proxysurf123.info

http://pipemy.info

http://www.webtoast.com.cn

http://www.proxysurf99.info

http://www.gethidden.info

http://www.proxygator.org

http://www.proxyme2.com

http://froghosting.org

http://www.myinternets.info

http://seoip.us

http://www.wooyay.info

http://seo4expert.com

http://www.2cx.co.uk

http://www.rivisionfx.com

http://hifiproxy.info

http://s1d.info

۳.۳۰.۱۳۸۷

«تضاد» و بلاهت!



امروز ما ایرانیان از نظر سیاسی فضای جدیدی را تجربه می‌کنیم. بازداشت یک معاون دانشگاه به جرم تعرض جنسی به یک دختر دانشجو در یک مؤسسة آموزش عالی، در تاریخچة دانشگاهی ایران «سابقه» نداشته. البته در همین مقطع بگوئیم، آنچه سابقه نداشته، بازداشت چنین اوباشی بوده، چرا که از دیر باز چنین اعمالی رایج بوده. در عمل، مشکل می‌توان فرایند استبداد سیاسی و استعماری را که ایرانیان از 80 سال پیش با پوست و گوشت خود متحمل می‌شوند، از خط اصلی «فساد» و «فاسد‌پروری» به دور نگاه داشت. بارها در مطالب پیشین همین وبلاگ عنوان کرده‌ایم که یکی از اهرم‌های قدرتمند و توانای استعمار در بطن جامعة ایران همان «شبکة فساد اداری» است؛ این شبکه در عمل دست‌توانای استعمار شده و در هر گام می‌تواند مسیر سیاست‌گذاری‌های کشوری را در چارچوب منافع محافل استعماری منحرف کند. در عمل دوام و بقاء نظام‌های استبدادی و استعماری در گسترش فساد اداری و پرورش همین عوامل فساد است. و در همین راستا می‌باید افشاگری‌های اخیر را به فال نیک گرفت. چرا که نویدی است بر گشوده شدن تدریجی فضای اجتماعی کشور که طی 80 سال گذشته از طرف استعمار عملاً «مصادره» شده بود.

ولی آنچه بیش از پیش می‌تواند از برخورد سازندة مردم با این «بحران»، که حاکمیت اسلامی را همچون گردبادی سهمگین به درون خود فرو می‌کشد باز دارد، و تحرکات سازنده را نهایت امر به بن‌بست بکشاند، نه طبیعت مفسده‌پرور حکومت اسلامی، که نبود تحلیلی متقن و منسجم از رخدادهاست. برخورد ساده‌انگارانه با این رخدادها می‌تواند به فاجعه‌ای اجتماعی و ملی منجر شود، فاجعه‌ای چون کودتای 22 بهمن، و پیامدهائی به مراتب مفتضحانه‌تر و ویرانگرتر از آن. چرا که تردیدی نیست، در تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی امروز می‌باید دست بحران‌سازان وابسته به استعمار را در فضای «رسمی» سیاست کشور به صراحت باز شناخت. این فضای به اصطلاح «رسمی»، اینک از ابعادی درونمرزی و برونمرزی برخوردار شده!

یک اصل کلی را در همینجا عنوان می‌کنیم: استعمار دست از منافع خود نخواهد شست؛ این پندار کودکانه که تغییر یک دولت و یک مجلس می‌تواند تغییری در شرایط اجتماعی و سیاسی کشور ایران ایجاد کند،‌ توهمی است که استعمار به ما تلقین کرده. به زندان انداختن این و یا آن عامل شناخته شدة حاکمیت اسلامی، و یا حتی به قتل رساندن اوباشی از قماش سعید امامی، یا تغییراتی باز هم مضحک‌تر از این‌ها، که به طور مثال در آرایش «اوپوزیسیون» نانخور غرب صورت می‌گیرد ـ این اوپوزیسیون وظیفة اصلی‌‌اش طی سه دهة گذشته به بیراهه کشاندن نیروهای مخالف حکومت اسلامی و فراهم آوردن امکانات زیست طولانی‌تر برای آخوندیسم بوده ـ تغییری در اصل مسئله به همراه نخواهد آورد. استعمار، گام به گام و تا آخرین نفس، منافع خود را در ایران دنبال می‌کند. ولی «بحران» امروز نتیجة تغییراتی است که بر استعمار و منافع استعماری نیز تحمیل شده، از این «بحران» نه حکومت اسلامی مفری دارد، و نه محافل استعماری؛ فقط این سئوال باقی می‌ماند که تحت چه شرایطی و با پی‌افکندن چه تدابیری می‌توان از این بحران به نفع مسائل اجتماعی کشور بهره‌برداری کرد.

موضع‌گیری‌های حکومت اسلامی در مورد این افشاگری‌ها و کسانیکه در پی این مسائل به دلائل مختلف گرفتار نظام بی‌انتظام و بی‌قانون قوة قضائیة اسلامی می‌شوند، بیشتر بر محور یک نوع «قانون‌سالاری» فرضی دور می‌زند! چنین می‌نمایانند که اینک «قوانین» در این حاکمیت حامی حق و عدالت شده، و در نتیجه می‌توان با تکیه بر همین حکومت به اهداف «والا» دست یافت! البته می‌دانیم که اگر حداقل «قانون‌سالاری» در کشور وجود می‌داشت، این «بحران» می‌بایست سال‌های سال پیش بروز می‌کرد، در دورانی که اوباش حوزه و بازار توسط سازمان سیا، به تازگی از زباله‌دان‌ها به کاخ‌ها منتقل شده بودند. در دورانی که مصادرة اموال بجای آنکه دزدی و چپاول معرفی شود، عملی قهرمانانه و «انقلابی» شده بود! در دورانی که سردار سازندگی، مقام معظم فعلی، آیت‌الله منتظری و فرزند «شهیدشان»، به همراه دادستان کل «انقلاب‌اسلامی» ـ قدوسی ـ و بسیاری دیگر از «شخصیت‌های» فرضی این غائلة استعماری در پی لفت‌ولیس‌ها و بده‌بستان‌های محفلی با گلوله و بمب به جان یکدیگر افتاده بودند. این «جنگ» مقدس بر سر اموال چپاول شده مدت‌هاست که پایان یافته، و ساختار یک قدرت «کاذب» و تماماً وابسته به استعمار سال‌هاست که بر ملت ایران سایة شوم خود را گسترانده! این سئوال مطرح می‌شود که به چه دلیل امروز و پس از گذشت سی‌سال می‌باید به «قانون‌سالاری» بیاندیشیم؟ اگر «قانون‌سالاری» خوب است، مگر آنروزها خوب نبوده؟

زمانیکه در سیاه‌چال‌های همین حاکمیت اوباش پاسدار از دختران این سرزمین به جرم عقاید سیاسی‌شان، تجاوز می‌کردند، تا برای تیرباران صبحگاهی آماده شوند، فیلم‌ها و ضبط‌صوت‌ها کجا بود؟ اوباش «تحکیم ‌وحدت»، که خود از حامیان سرکوب دانشگاهی در این مملکت هستند، به چه دلیل با سی‌سال تأخیر به قول خود به فکر حفظ «نوامیس» دختران دانشگاهی افتاده‌اند؟ امثال این دختر دانشجو، آنروزها مورد تعدی قرار نمی‌گرفت؟ اگر امروز یک برنامة از پیش آماده شده، وسیلة «تبلیغات» مهوع «قانون‌سالاری» در دست مشتی خودفروختة اجنبی‌پرست شده، و اگر امثال عمادالدین باقی، محمد ملکی، هاشم آغاجری، و ... امروز قانون‌شناس شده‌اند، ما که می‌دانیم این حکومت از کدام لجن‌زار سر بر آورده.

عیسی سحرخیز، در سایت آیت‌الله رفسنجانی ـ روزآن‌لاین ـ مقاله‌ای قلمی فرموده‌اند تا به قول خودشان ابعاد «فساد و فاجعه» را در این مملکت «نشان» دهند! البته از آنجا که «بر کچل نام زلف‌علی می‌گذارند»، آقای سحرخیز نیز خیلی «دیرهنگام» سر از بالین «توهمات» افسانه‌ا‌ی‌شان برداشته‌اند. با این وجود جهت حفظ «ظواهر» ـ می‌دانیم که برای این قماش زباله، «ظواهر» همه چیز است ـ فقط پس از تجلیل فراوان از اهداف والای این «انقلاب»، و یادآوری جانفشانی‌های اصطلاح‌طلبان، و این امر مهم که «انقلاب» چقدر خوب بوده، همچون دیگر همپالکی‌ها در حزب‌ توده، مسجد شوربا، هیئت روحانیت سلطنت‌طلب، و ... اظهار تأسف می‌فرمایند که چرا کار به اینجا کشیده؟ باید به ایشان بگوئیم، ما که می‌دانیم چرا کار به اینجا کشید، و در بالا هم گفتیم که ارباب‌تان زیر پای مبارک‌ سروران‌تان را خالی کرده‌اند. اگر شما ماوقع را نمی‌دانید، از همان‌ها که سی‌سال است از دست‌هایشان همه روزه نان دریافت می‌کنید، بپرسید! ‌با این وجود ما از شما می‌پرسیم، «حاج‌آقا! چرا تأسف می‌خورید؟» برای شما که بد نشد!‌ ما که می‌دانیم از کدام سوراخ بیرون آمده‌اید! چرا به قول همان‌ها که تحت فرامین‌شان مردم این مملکت را سرکوب کرده‌اید، پس از وضو و غسل و جماع و تقیه و تنقیه و بساط و هزار کثافتکاری دیگر،‌ شکر نعمت نمی‌گذارید؟ می‌بینیم که حاج‌آقا با یک من ریش «انقلابی»، حالا طرفدار آزادی‌مطبوعات هم شده! از قدیم می‌گفتند «فلانی را به ده راه نمی‌دادند، ...» آنروزها که رهبر انقلاب شکوهمندتان می‌‌گفت، «قلم‌ها خودشان را اصلاح کنند»، و هیئت تحریة روزنامة آیندگان به زندان رفت و هیچکس نفهمید کارش به کجا کشید، آنروز که سردبیر پیغام‌امروز را در تهران تیرباران کردند، مطبوعات «مشکل» نداشتند؛ مشکل حل شد و شما هم سی‌سال «عزت» و احترام برای ما ملت و خصوصاً مطبوعات مملکت به ارمغان آوردید! پس می‌باید باز هم پرسید، ‌ درد سرکار چیست که می‌نالید:

«اين بحث امروز و ديروز هم نيست، سال‌هاست كه چنين فاجعه‌ي عميق و فساد گسترده‌اي رواج داشته است. ‏اما امروز كه پايه‌هاي حكومت ولايت فقيه با روش‌هاي غيرمردمسالارانه سست شده[...]»


پس ایشان قبول دارند که سال‌های سال است چنین فاجعه‌ای بر ملت ایران تحمیل شده، و حتماً همان روزها که به فرمان امام امت توی سر مردم این مملکت می‌زدند، جهت مبارزه با همین «فجایع» و حفظ حکومت ولایت فقیه با روش‌های مردم‌سالارانه بوده! ولی «نگرانی» حاج‌ سحرخیز همانطور که می‌دانیم ارتباطی زیادی با فجایع ندارد، به قول خودشان، «امروز پایه‌های حکومت سست شده!» بله، دیروز مردم‌سالاری بود و همه چیز «محکم»، امروز دیکتاتوری شده، و همه چیز هم «سست»!‌ واقعاً هم حق دارند. چون اگر پایه‌های این حاکمیت آدمخوار «سست» نشده بود، ایشان بجای «لغزپرانی» در روزی‌نامه‌های حکومتی که به دست اوباش حوزه و بازار در خارج از مرزها تأمین هزینه می‌شود، هنوز مشغول انجام وظایف انقلابی و مردم‌سالارانه در خدمت ولایت فقیه بودند! البته هدف این وبلاگ به هیچ عنوان بررسی اوضاع و احوال اوباشی از قماش سحرخیز نیست، می‌دانیم که اینان همچون ویروس از همه جا به سراغ ملت‌ها و مردمان می‌روند، تا نانی به کف آرند و به نکبت بخورند، و از قضای روزگار مثل «خرگوشک کوچولو» زاد و ولدشان هم زیاد است!

ولی سئوالی که معمولاً در فضای سیاست‌های استعماری بی‌جواب می‌ماند، وضعیت «اصطلاح‌طلبان»، «آزادیخواهان»، «انقلابیون»، و ... در ارتباط با عامل «قدرت» است! جواب به این سئوال را اوباش حکومتی و اوباشی که در انتظار رسیدن به حکومت روزشماری می‌کنند، پیوسته به سکوت برگزار خواهند کرد، تا با تکیه بر این سکوت بار دیگر استعمار بتواند مهره‌های «مطمئن»‌ و سرسپرده را به صور مختلف در رأس امور مملکت به مردم کشور حقنه کند. امروز شاهدیم که استعمار، سرمایه‌گذاری خود جهت حاکمیت اسلامی را عملاً‌ طی سی سال مستهلک کرده، و جهت به قدرت رساندن گروه دیگری از همین اوباش دست به صحنه‌سازی زده!

این است واقعیت آنچه «افشاگری‌های»‌ امروز را رقم می‌زند. از یک دخترخانم فیلم می‌گیرند؛ یک سردار را لخت و عور میان 6 زن دستگیر می‌کنند؛ دو نمایندة مجلس را به دلائل «اخلاقی» به زندان اوین می‌برند؛ پالیزدار را به هلفدانی می‌اندازند؛ ‌ و امروز هم خبردار شدیم که یکی از کتاب‌سازان مهم حکومت اسلامی، «عبدالله شهبازی» پس از سی‌سال عزت و احترام در «وزارت اطلاعات» جمکران، روانة سلول‌های زندان زیر نظر همکاران سابق خودش شده! با این وجود، نویسندة این سطور معتقد است که جهت بررسی آنچه در ایران در شرف وقوع است، بر خلاف ادعاهای «مسخرة» حزب توده نمی‌توان در پی کشف «تضاد» در بطن دسته‌بندی‌های سیاسی کشور بود.

حزب توده که طی نیم قرن گذشته، خود تبدیل به یکی از عوامل اصلی تأمین فلسفة وجودی جهت حاکمیت راستگرایان افراطی بر جامعة ایران شده، در «سرمقالة»‌ خود ادعا دارد که بحران «پالیزدار»‌ و به احتمالی بحران‌های دیگر، نشانة برخورد میان جناح‌های مختلف حکومت است!‌ این «تحلیل» درست همان است که در مثل گفته‌اند، «شیره را خورد و گفت شیرین است!»‌ دست‌تان درد نکند، برای ارائة چنین تحلیل فراگیری حتماً 70 سال سابقة فعالیت‌ سیاسی هم لازم بود! ولی لنینیسم آبکی «حزب توده» در همین نقطه متوقف می‌ماند!‌ خلاصه بگوئیم، عامل «تضاد» را آقایان توده‌ای‌ها فقط در برخوردهای احمدی‌نژاد با دیگر عمله‌های استعمار «خلاصه» می‌کنند!

در اینکه اوباش نانخور استعمار به جان یکدیگر افتاده‌اند جای هیچ تردیدی نیست، ولی اگر حزبی ادعای ارائة «تحلیل» دارد بهتر است اول بگوید که چرا لنینیسم آبکی‌اش «تضاد» را فقط در بطن جامعة ایران دنبال می‌کند؟ چرا این «تضاد» در چارچوب برخورد منافع قدرت‌های بزرگ جهانی مورد بررسی قرار نمی‌گیرد؟ وقتی می‌گوئیم مشکل اساسی در کشور ایران پرده‌پوشی و «آبروداری» احزاب و تشکیلات سیاسی برای محافل استعماری است، بی‌دلیل چنین حرفی نزده‌ایم. رفتار «ابلهانة» توده‌ای‌ها خود یکی از نمونه‌های واقعی و ملموس چنین برخوردهائی است. تشکیلات سیاسی در کشورهای جهان سوم از هیچگونه حوزه‌ای جهت برخورد سیاسی، حتی در چارچوب نوعی «رزمایش» نمایشی برخوردار نیستند؛ دست‌نشانده‌اند و تا آخرین قطرة خون در پای اربابان جان‌فشانی خواهند کرد!

ولی صحنة امروز کشور را می‌باید به صورتی منصفانه و با تکیه بر شواهد واقعی مورد بررسی قرار داد. «روشنگری» یکی از اهداف اصلی در برخورد سیاسی است، در غیر اینصورت همة صحنه‌گردانان و دلالان و لات‌ها از قماش هیئت مؤتلفه، احمدی‌نژاد، مقام معظم، و ... به سیاست کشور خواهند پرداخت. و می‌دانیم که اگر سیاست مملکت در دست چنین افرادی گرفتار آید، اهداف اصلی سیاست از میان خواهد رفت؛ سیاست همانطور که تا به حال دیده‌ایم در کشور ایران نان‌دانی شده! می‌باید با این روند برخورد کرد؛ و قبول کرد که در شرایط فعلی استعمار دیگر جهت تأمین حاکمیت بر کشور ایران نمی‌تواند از میان ناکجاآبادها و زباله‌دانی‌های خود در این سوی و آن سوی جهان، «شخصیت» بیرون بکشد و در طرفه‌العینی اینان را بر جامعة ایران، همانطور که طی خیمه‌شب‌بازی‌های 22 بهمن شاهد بودیم، تحمیل کند. این تلاش استعماری در دورة محمد خاتمی از سوی غرب صورت گرفت و نتیجة آن جز بی‌آبروئی شخصیت‌های «پشت‌پردة» استعمار هیچ نبود. دیدیم که چگونه از درون سلول‌های زندان اوین «شخصیت» به واشنگتن و لندن «اعزام» می‌شد، و پشت سر هم از زبان وزراء، نمایندگان مسجد شوربای اسلامی، و دیگر نانخورهای حاکمیت ضدبشری آخوندی در ثنای آزادی و آزادیخواهی «رساله» به سراسر جهان مخابره می‌شد! اگر این ترفند استعماری در نطفه خفه شده، مطمئن باشیم که نمایشات مضحک دیگری که از این قماش در دست تهیه است نیز به اهداف خود نخواهد رسید.

اینکه این دولت و این حاکمیت کاری با انسان و انسانیت ندارد یک مطلب قبول شده است. ولی این امر که «تضاد» ایجاد شدة فعلی را همانطور که عملة حکومت اسلامی تعریف می‌کنند، «تلاشی»‌ جهت بهبود شرایط کشور معرفی کنیم، و یا همچون حزب همیشه منحلة توده، به دنبال «کشف» تضاد در میان طبقات چاقوکشان حاکمیت وابسته به سرمایه‌داری غربی در تهران باشیم، مطلب دیگری است. اهداف واقعی استعمار از تزریق دو راه‌کاری که در بالا به آن اشاره کردیم کاملاً روشن است، یک راه‌کار روی به جانب توجیه این حاکمیت و «تفهیم» اهداف والای آن دارد، و راه‌کار دیگر تمامی سعی خود را به خرج می‌دهد که برخوردهای ایجاد شده در بطن جامعة ایران را فقط به موضوعات داخلی محدود کند. این دو برخورد از قضای روزگار انگشتان یک دست واحد‌اند: گسترش «توهم» قدرت سیاسی حاکم، و گسترش ساده‌اندیشی در امور سیاست کشور. همان عواملی که نهایت امر در به وجود آوردن «فاجعه‌های» سیاسی پی در پی در ایران نقش‌آفرینی کرده‌اند.






...

فیلترشکن‌های جدید19ژوئن2008
http://www.hide5.net
http://www.proxyme2.com
http://xboxworldwide.org
http://b1b1.info
http://www.porculi.info
http://www.reepr.info
http://www.proxtastic.info
http://www.drogged.info
http://www.loopydoo.info
http://www.proxy1up.com
http://www.proxysurf99.info
http://www.proxysurf123.info
http://www.phreaked.info
http://www.proxypong.info
http://www.rosil.info
http://www.powderkeg.info
http://www.hidemyhoozit.info
http://www.exploda.info
http://911a.info
http://www.mickeymousedirect.com
http://www.expoda.info
http://s1d.info
http://www.wholelottaproxy.info
http://www.stacee.info
http://www.coedproxy.info
http://hustejweb.cz/proxy
http://www.surf333.info
http://proxyexplore.com
http://seo4expert.com
http://vekcel.com
http://www.unlockmyass.info
http://www.tongaproxy.info
http://acessototal.net
http://www.sodaproxy.info
http://www.exporo.info
http://www.stere.info
http://1sell.info
http://www.lazyfoo.info
http://pipemy.info
http://www.theultimateuberproxy.info
http://www.kongproxy.info
http://webonoid.info
http://seoread.com
http://superbypass.info
http://www.myinternets.info
http://www.rivisionfx.com
http://www.toxiproxy.info
http://www.prox54.info

۳.۲۸.۱۳۸۷

انگولک‌چی در زنجان!





امروز انگولک‌چی خبردار شد که در دانشگاه زنجان، به قول مش‌قاسم افرادی «بی‌ناموسی» می‌کنند! البته همانطور که می‌دانیم زنجانی‌ها از هم‌وطنان ترک‌زبان ما به شمار می‌روند و خیلی هم «غیرتی‌اند»! خلاصه از این مسائل ناراحت می‌شوند و «رگ زنجانی‌شان» باد کرده، مشت‌ها را گره می‌کنند و با فریاد «کوپه‌یوقلی، کوپه‌یوقلی» خواستار رسیدگی مقام‌معظم به این «جنایت جنسی» می‌شوند. البته انگولک‌چی اطلاع درستی از چند و چون مسائل ندارد، فقط به اخبار رسانه‌ها تکیه می‌کند،‌ ولی با در نظر گرفتن فضای «اسلام راستین» که مثل بختک بر سر مردم ایران فرو افتاده می‌توان حدس زد که جریان خیلی باید «داغ» باشد. اصولاً این شهر زنجان خواص عجیبی دارد.

در زمان قدیم، یعنی دوران شاه‌شهید و شاه‌بازی، از صنایع «ملی» در زنجان هنوز چند کارگاه ریخته‌گری باقی مانده بود. البته این کارگاه‌ها با همکاری سازمان سیا و برنامه‌ریزی‌های دقیق دولت‌های بعدی به تدریج از ریشه سوخت و خدا را شکر نابود شد!‌ ولی این کارگاه‌های ریخته‌گری، زمانیکه در قید حیات بودند، کار بسیار جالبی می‌کردند: با فلزات ریخته‌گری چاقو می‌ساختند! چاقو‌های عادی و ضامن‌دار، بسیار زیبا با دسته‌های صدفی! این «تولیدات» فقط یک اشکال داشت، همانطور که می‌دانیم تیغة چاقو باید «فولادی» باشد، در غیر اینصورت «تق» از میان دو نیم می‌شود. و سرنوشت چاقوسازی و صنعت چاقوسازی شهر باستانی زنجان هم به سرنوشت خود چاقوها دچار شد؛ «تق» از میان دو نیم شد و رفت پی‌کارش! بعدها در شهر زنجان دانشگاه باز کردند، البته بعدها یعنی خیلی بعدها!‌ چون زنجانی‌ها وقتی چاقو می‌ساختند سرشان به کارشان بود؛ بعداً که بیکار شدند، رفتند دانشگاه! و انگولک‌چی معتقد است که حضرت معاون دانشگاه قبلاً به احتمال زیاد در کار چاقوسازی بوده‌اند!

البته امثال و حکم با واژة «چاقو» کم نداریم! «چاقو دسته‌اش را نمی‌برد»، «صد تا چاقو می‌سازه که یکیش دسته نداره»، و ... از این نمونه‌هاست. همانطور که می‌بینیم چاقو همیشه با «دسته» در ارتباطی تنگاتنگ قرار می‌گیرد. انگولک‌چی، در مقام کارشناس امور زنجان، بالاجبار مدتی را هم به بررسی در امور صنعت چاقوسازی گذارنده، و به این نتیجه رسیده که جناب معاون دانشگاه فقط می‌خواسته‌اند قدرت دستة چاقوی زنجانی را «آزمایش» کنند. چرا که تیغة چاقو مدت‌هاست «بهوت افسرده» شده، و در صورت استفاده عین همان چاقوهای خوب و قدیمی «زنجانی» آناً می‌گوید «تق»، و از میان دو نیم می‌‌شود! ولی همانطور که می‌دانیم امروز «تیغه» و «دسته» با هم در ارتباط‌اند، و آنچه بحران دانشگاهی ایران را به دنبال آورده همین «ارتباط» نامیمون باید باشد!

وقتی آقای سولانا با یک «بستة پیشنهادی» می‌آیند و آنرا هیچوقت «باز» نمی‌کنند؛ انتظار دارید معاونت اسلامی دانشگاه زنجان، اگر به دختران «متخلف»، «بسته» پیشنهاد می‌کنند، در جا آنرا باز کنند؟ شاید ایشان هم می‌خواستند ادای آقای سولانا را در بیاورند، ولی از آنجا که زنجانی‌ها با امور دیپلماتیک آشنائی ندارند کار را همانطور که در صنایع چاقوسازی انجام می‌دادند، ‌ دنبال کرده‌اند. معاونت، بجای «بستة پیشنهادی»، «دستة پیشنهادی» را داده به طرف!‌ اینکه داد و فریاد ندارد! دختر «متخلف» هم جواب داده‌، «من‌ دختر گیلان‌ام، آشفته و حیران‌ام»، و خلاصه «بوشو، بوشو تو رو نخوام»! مرده شور خودت را ببرند با آن «دستة‌» صدفی، و «تیغة» ریختگی!

ولی یکی از سایت‌های کاملاً اسلامی به نام «برنانیوز»، که به احتمال زیاد زیر نظر ریاست دانشگاه زنجان اداره می‌شود، می‌گوید اگر فیلم ‌گرفته‌اند، و ضبط‌صوت ‌گذاشته‌اند، برای این بوده که این بساط را از پیش برنامه‌ریزی کرده‌اند! خلاصه به خواننده تفهیم می‌کند که اگر «معاونت»، اختیار اسلامی از دست داده و «دسته» را در طبق اخلاص گذاشته، گناه از دانشجوی دختر است که افسار وی را اینچنین در چنگول زنانگی خود گرفتار آورده!‌ بله، داستان همان است که همیشه بود، حوای اغواگر و بابا «آدم» مخلص و ساده‌دل! انگولک‌چی هم معتقد است که این برنامه از پیش آماده شده، اصلاً از صدر اسلام این برنامه به همین صورت ادامه داشته، و معاونت دانشگاه امکان ندارد در ملاءعام «دستة پیشنهادی» را با اینهمه سخاوت به دانشجویان ارائه ‌کند. خلاصه بگوئیم، اگر معاونت می‌دانست که ضبط‌صوت هست و فیلم و اینها، اصلاً بجای پیشنهاد «دسته» یک بستة کتاب‌دعا خدمت ملت ایران تقدیم می‌کرد، ایشان هم مثل پالیزدار «بازی»‌ خورده‌‌اند، و این «بازی» حسابی تخم‌های مبارک‌شان را لای سنگ گذاشته!

اصولاً مدتی است که برنامه «مچ‌گیری» در امور جنسی در کشور باب شده! سردار لخت و عور می‌گیرند، چندتائی نمایندة مجلس گرفته‌اند، قبلاً هم مهاجرانی را در محضر اسلام دراز کردند، و امروز هم رفته‌اند سراغ «فرهیختگان» دانشگاهی‌شان! این خیلی خوب است. ما امیدواریم که «امت» از این عملیات جنسی حمایت کند. گفته‌اند که چند نفر از دانشجویان حتی رئیس دانشگاه زنجان را به خاطر «اهانت جنسی»‌ که معاون‌ ایشان به یکی از دختران زینب روا داشته، کتک زده‌اند! انگولک‌چی خیلی خوشحال شد! و امیدوار است که هر چه زودتر مردم همة مسئولان را کتک بزنند، و چاقوسازهائی که این سی ساله مرتب چاقوی بی‌دسته به ملت داده‌اند، کتک مفصلی بخورند. خصوصاً که چاقوهای‌شان به مفت هم گران است!

امروز یک دخترخانم شیک و شوخ و شنگ سوار آسانسور شد، و تا انگولک‌چی را دید گفت، «من میگم آلمان اطریش رو می‌زنه!» انگولک‌چی با تعجب گفت، «مگر دیوانه شده، چرا می‌زنه؟»‌ دخترخانم جواب داد، «فوتبال رو می‌گم!» وقتی هم دید که انگولک‌چی هنوز حیران و متعجب است گفت، «شما فوتبال نگاه نمی‌کنید؟»‌ فکر کرده بود انگولک‌چی وقت برای فوتبال نگاه کردن دارد. ولی انگولک‌چی به ایشان گفت، «من فقط فوتبال ایران را نگاه می‌کنم!» دخترجوان با تأسف سری تکان داد و گفت: «ایران؟!» بله! هنوز فوتبال ما را ندیده‌اند، تا قدر چاقوهای زنجان‌مان را بدانند!




...ففیلترشکن‌های جدید17ژوئن2008

http://louconcuu.com
http://www.rosil.info
http://www.hardb.info
http://www.webfreego.info
http://louconbochet.com
http://louconngong.com
http://www.mildrid.info
http://louconran.com
http://www.officeunblocker.com
http://www.intui.info
http://www.accessmyprofile.com
http://addb.info
http://gour.info
http://titchyninja.com
http://a-hide.info
http://loudatphat.com
http://www.altproxy.info
http://www.theocrap.info
http://www.wakkawakka.info
http://hustejweb.cz/proxy
http://www.dragger.info
http://crup.info
http://loungoc.com
http://louongtruong.com
http://www.nonpa.info
http://www.drogged.info
http://www.honkhonk.info
http://www.puffus.info
http://www.unblockertunnel.info
http://louconcac.com
http://louhanhbo.com
http://www.proxy1up.com
http://www.exporo.info
http://louthuyphuong.com
http://www.proxinetwork.com/goto
http://www.meepmeep.info
http://louconvit.com
http://www.openunblocker.com
http://www.powderkeg.info
http://www.cakeproxy.info
http://www.buyersgate.info
http://knor.info
http://louconlon.com
http://www.porculi.info
http://www.unblockerpage.com
http://www.zombieproxy.info
http://sub2.info
http://www.gowebfree.info
http://loulanphuong.com
http://www.aliveunblocker.info