۴.۰۱.۱۳۸۸

با ما نیستند!









حکومت اسلامی با تمام قوا سعی دارد تا اهرم‌های کنترل نظامی بر جامعة ایران و ابزار سرکوب توده‌ها را در کف محفل ولی‌فقیه حفظ کند. ولی این اهرم‌ها هر لحظه ضعیف‌تر و ناکارآمدتر می‌شود. موج اعتراضات به حکومت اسلامی، و نه صرفاً اعتراض به نتایج این به اصطلاح «انتخابات»، با چنان سرعتی در سطح جامعه در حال حرکت است که همچون دیگر نمونه‌ها و در دیگر «بزنگاه‌های» تاریخی، بازیگران دولتی و حکومتی را غافلگیر کرده. امروز اینان نه تنها قادر به اعمال نظر بر روند تحولات جامعه نیستند، که حتی قدرت دنباله‌روی از این تحولات را نیز دیگر ندارند. چرا که طی سالیان دراز تنها تلاش‌شان سواری کشیدن از موجی رو به افول بوده که امروز دیگر سی‌‌ساله است. ولی امواج توفندة مطالبات ملت ایران، خصوصاً جوانان کشور نه پیر و فرتوت شده و نه از خیزش و التهاب فروافتاده. جامعة جوان ایران خواستار تحقق مطالباتش است؛ این حق تاریخی نسلی است که امروز به صراحت می‌داند نسل پدران‌اش در بزنگاه تاریخی به وظیفة خود آنچنان که می‌بایست عمل نکرده. ما همچون بسیاری از ایرانیان وظیفة خود می‌دانیم که از جنبش جوانان ایران و خواست‌های انسانی، دمکراتیک و آزادیخواهانة آن حمایت کنیم، و در این راه از هیچ کوششی دریغ نخواهیم کرد.

با این وجود نگاهی عینی‌تر به تحولات سیاسی کشور، هر چند سرد و دور از احساس بنماید، در این مقطع ضروری است. نخست می‌باید نگاهی به روند بحران‌سازی در فردای «انتخابات» جمکران داشته باشیم. همانطور که می‌دانیم محفل «خط‌امامی‌ها» که از نخستین روزهای غائلة 22 بهمن 57، از طریق چندین و چند کودتای خونین و تصفیه‌های درون‌سازمانی، افسار برخی قشرهای روحانی و «خلقی‌نما» را محکم در کف گرفته بود، پس از شکست مفتضحانه از محفل حزب «پادگانی» دبه درآورد! اگر می‌گوئیم «دبه» در آورد دلیل دارد. اینان می‌دانستند که در این به اصطلاح «انتخابات» کسی برگه‌های رأی را نخواهد شمرد. اینان می‌دانستند که نتیجة این خیمه‌شب‌بازی همچون دیگر نمونه‌ها با تلفن‌های سری و «میان‌محفلی» جابجا می‌شود، نه با رأی توده‌ها! با این وجود، سیاست‌های بین‌المللی که طی سه دهة اخیر افسار «خط‌امامی‌ها» را در دست داشتند، آنان را به میانة میدان هوچی‌گری فراخواندند تا نقشی بر عهده گیرند که نهایت امر امروز، با نگاهی به تحولات در حال رشد، کار را به آخر خط ولایت فقیه خواهد کشاند.

استنباط ما از ماوقع این است که «خط‌امامی‌ها» پس از شکست محفلی خود در «انتخابات»، در برابر دو شق مشخص قرار گرفتند. قبول حذف فیزیکی و خانه‌نشینی تحت فشار محفل حزب «پادگانی» نخستین گزینه بود. اینان در این رابطه تبدیل به نوع جدیدی از «نهضت‌آزادی» می‌شدند که هم حاکمیت تحمل‌شان می‌کند و هم برای‌شان هیچ حقی از قدرت قائل نیست. ولی شق دوم همان است که امروز شاهدیم. یعنی دامن زدن به اعتراضات عمومی و تلاش جهت حفظ موجودیت با تکیه بر نارضایتی گستردة توده‌ها از کل و مجموع حکومت اسلامی. البته در این راستا نخستین تلاش‌ها بر پایة به انحراف کشاندن جنبش آزادیخواهی از جانب «خط‌امامی‌ها» بود. اینان می‌دانستند که جنبش مردمی به نفی حکومت اسلامی نزدیک‌تر است تا اهداف محفل «خط‌امام»! و همانطور که دیدیم، طی چند روز گذشته جنبشی گسترده مردم را در عمل در برابر حکومت اسلامی قرار داد. این جنبش همان است که ما برایش «اصالت» آزادیخواهانه و رهائی‌بخش قائل‌ایم.

ولی «جنبش» ایجاد شده در سطح جامعه، اگر توسط «خط‌امامی‌ها» آغاز شد، کارش به مراحل اعمال کنترل نیز نکشید، و به سرعت کنترل آن از کف محفل «فرماندهی» خارج شد. این تحرکات یا به دست ناراضی‌های «خودی» افتاد، و یا مستقیماً تحت تأثیر مردم کوچه و خیابان اداره ‌شد. تا این لحظه علی خامنه‌ای، رهبر حکومت اسلامی سعی می‌کرد که خود را «رهبر» همة اوباش بنمایاند؛ از دخالت در لشکرکشی‌های خیابانی اجتناب می‌کرد و گوش خوابانده بود تا خود نیز بر موج سوار شود. نوعی مشروعیت دوباره؛ نوعی شناسائی جهانی دوباره؛ و نوعی قدرت‌نمائی دوباره، آب به دهان پیرکفتاری انداخته بود که جفت ‌نعلین‌هایش لب گور است. ولی از آنجا که جنبش ایجاد شده ورای انتظارات محدود و محفلی «خط‌امامی‌ها» گسترش همه جانبه می‌یافت، حضور علی خامنه‌ای و حمایت وی از حزب پادگانی، که در عمل به معنای «چک‌سفیدامضاء» جهت سرکوب ملت بود، لازم آمد. به استنباط ما زمانیکه میرحسین موسوی و کروبی به صراحت دریافتند جماعت معترض خیابان را به هیچ عنوان نمی‌توانند به نمازجمعة «مقام‌معظم‌شان» ببرند، مسئله دستگیرشان شد. همانطور که پیشتر گفته بودیم، اکثریت قریب‌ به ‌اتفاق جماعت معترض به نتیجة آراء از قشر مرفه و نیمه‌مرفه ‌شهری و خصوصاً جوانان‌ هستند، و پس از تبلیغات خردکننده‌ای که سه دهه فضای کشور را با نمایشات مضحک نمازجمعه مسموم کرده، این قشر را مشکل می‌توان به نمایشات مهوع نمازجمعه کشاند.

برنامة مشروعیت‌سازی دوباره که یکی از اهداف اصلی بوق‌های استعماری از برگزاری «پرشور» انتخابات جمکران بود در همینجا با مشکل بزرگی روبرو شده؛ کسی به نمازجمعه نرفت، و احمدی‌نژاد مجبور شد باز هم اتوبوس‌های دوایر دولتی را برای «تورمجانی» نمازجمعه، با حلب‌های روغن نباتی و آرد و شکر وارداتی راهی خانة روستائیان گرسنة اطراف تهران کند. این صحنة تأسف‌بار و ضدبشری بار دیگر به صراحت ثابت کرد که گرسنگی، فقر و نداری خلق در این حکومت شترگاوپلنگ، هر چند برخاسته از چپاول سیاست‌های جهانی و استعمارگران باشد، به خودی خود بازتابی است از یک نیاز تشکیلاتی جهت حفظ ارکان حاکمیت اسلامی.

ولی علیرغم عربده‌های «فرزانة» علی خامنه‌ای و عقب‌نشینی علنی میرحسین موسوی و کروبی و تنها گذاشتن جوانان در خیابان‌ها، در فردای نمازجمعة کذا اعتراضات مردم صورت تهاجمی‌تر و جدی‌تری به خود گرفت. چندین نفر از معترضین توسط نیروهای انتظامی حکومت اسلامی به قتل ‌رسیدند، ولی در فردای همین «قصابی اسلامی» جمعیت هنوز در خیابان است!‌ در همین مقطع است که بار دیگر شاهد به اصطلاح اعلام «حمایت» محافل غرب از «ملت» ایران می‌شویم! همان محافلی که سه دهه است حکومت نفرت‌انگیز اسلامی را تا بن‌دندان مسلح کرده به جان ما ملت انداخته‌اند. امروز خانم آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان غربی و کوشنر، وزیر امور خارجة فرانسه بار دیگر خود را در کنار ملت ایران می‌بینند:

«آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان، اعلام كرد كه كشورش در كنار مردم ايران است و برنارد کوشنر، وزير امور خارجة فرانسه نیز سركوب بيرحمانة معترضان به انتخابات در ايران را محكوم كرد»
رادیوفردا، 21 ژوئن 2009

همانطور که پیشتر عنوان کرده‌ایم، این نوع «حمایت‌ها» را می‌باید بیشتر به معنای اجازة سرکوب از جانب محافل بین‌الملل به نوکران‌شان در جمکران تلقی کرد، تا حمایت از الهامات و مطالبات جوانان و توده‌های ایران. تئاتر احمقانه‌ای که چند ساعت پیش از سخنان «حکیمانة» خانم مرکل، در تهران به رهبری منوچهر متکی، وزیر امورخارجة جمکران به راه افتاده بود، عملاً کار دولت اسلامی را به فحاشی به سفرای کشورهای غربی در ایران کشاند. منوچهر متکی که از حمایت کشورهای غربی صراحتاً ناامید شده، با فحاشی به سفرای اینان در بارگاه حکومت «عدل‌علی» در واقع تقاضای تغییر سیاست می‌کند، «تغییری» که ندای آن از زبان خانم مرکل و تحت عنوان «حمایت» آلمان از مردم ایران چند ساعت بعد به گوش رسید! در این مقطع مبارزان راه آزادی ملت ایران باید بدانند که دل‌خوشی به «حمایت» این حضرات که در عمل جهان را به کام جنگ و برادرکشی انداخته‌اند تا «رفاه اقتصادی» در مرزهای‌شان برای شهروندان «خوشبخت» فراهم آورند یک بیراهة سیاسی است.

ولی به دلائلی که در دنبال می‌آوریم، به عقیدة ما «حمایت» اینان از مردم ایران، یا به عبارت دیگر، حمایت آلمان و فرانسه و دیگر متحدان‌شان از سرکوب ملت ایران توسط باند علی خامنه‌ای، فقط یک ژست توخالی و بی‌آینده است. روند مسائل به صراحت نشان می‌دهد که سرکوب دیگر کارساز نیست. شکاف سیاسی، نظامی و امنیتی حکومت اسلامی را از هم فروپاشانده، و برخلاف تمامی ظاهرسازی‌ها این اصل را علنی کرده که این حکومت از نظر ایدئولوژیک آنقدرها که می‌نمایاند «تسخیرناپذیر» و همگن هم نیست. چرخش غرب در مسیر تمایلات علی خامنه‌ای و «حمایت از مردم ایران» از زبان رهبران غرب که در عمل دست سرکوبگران را تحت عنوان مبارزه با نفوذ خارجی در سرکوب ملت ایران بازتر می‌کند، نه تنها نتیجه‌ای ندارد که به عقیدة ما صرفاً مانوری است کودکانه از جانب محافل غرب جهت دور نگاه داشتن نفوذ روسیه در بطن حکومت اسلامی. غربی‌ها می‌دانند که اگر نفوذ روسیه در حاکمیت ایران صورتی جدی و تعیین‌کننده بیابد تمامی کاخ پوشالی‌ای که طی سه دهه بر محور اسلام و زوزه و روضه و غیره در منطقه‌ ساخته‌اند بر سرشان فرو خواهد ریخت؛ روسیه از نظر استراتژیک به هیچ عنوان نمی‌تواند با اسلام‌بازی در مرزهایش کنار بیاید. این مطلبی است که در شرایط استراتژیک منطقه می‌باید به صورت یک اصل کلی همیشه مد نظر قرار داد.

گفتیم که امروز این به اصطلاح حمایت بیشتر «نمادین» شده و فقط می‌تواند به عنوان گفتمان میان قدرت‌های بزرگ تلقی شود! نخست اینکه احمدی‌نژاد دیگر هیچ مشروعیتی ندارد، و با تکیة صرف بر نیروهای سرکوبگر مشکل می‌توان نقش اجتماعی «بسیجی‌خدمتگزار» را بار دیگر به ارزش گذاشت! کسیکه طی چهارسال گذشته خیلی هم «خاکی» شده بود! از طرف دیگر شاهد عقب‌نشینی دو محفل در بطن حکومت اسلامی هستیم. «خط‌امامی‌ها» یا همان «اصلاح‌طلبان» با تکیه بر آنچه اینان محبوبیت خاتمی تلقی می‌کنند، سعی دارند که پروژة «نه سیخ بسوزد و نه کباب» را در سطح جامعه حاکم کرده، از فروپاشی جلوگیری کنند. پیام دیروز خاتمی و فراخوان جهت ایجاد یک گروه معتمد که مسئلة «انتخابات» را حل و فصل کند، فقط تلاشی است مذبوحانه جهت بازگرداندن ملت به خانه‌های‌شان!‌ این فراخوان و اطلاعیه در عمل از تمامی طرف‌های درگیر می‌خواهد تا خود را به دست یک «گروه معتمد» بسپارند و کار را تمام کنند. اینکه چنین گروهی اصولاً از کجا می‌باید پیدا شود، و تصمیمات این گروه را چه کسانی می‌باید مورد تأئید قرار دهند،‌ خود جای بحث دارد و مسلماً معضلی است که فقط در چارچوب قبول اصل «ولایت مطلقة فقیه» قابل حل خواهد بود.

از طرف دیگر سخنان «ریش‌سپیدانة» علی لاریجانی، در یک مصاحبة غیرمنتظره در سیمای جمکران، به نوبة خود نشانة دیگری است از فروپاشی کاخ «اصولگرائی». مواضع لاریجانی در مورد مسائل مختلف با آنچه ویراست رسمی از اصولگرائی دولتی عنوان می‌شود فاصلة زیادی نشان می‌دهد.

جهت اجتناب از اطالة کلام نگاهی سریع به دستگیری و بازداشت روزنامه‌نگاران، خبرسازان و دیگر فعالان رسانه‌ای خواهیم داشت. استنباط ما این است که این بازداشت‌ها تحت نظارت هر دو جناح صورت می‌گیرد، و دلیل نیز بسیار روشن است. همانطور که در بالا گفتیم، جناح «خط‌امامی‌ها» از گسترش دامنة اعتراضات و گذار آن‌ها از «خط قرمز رژیم» بی‌نهایت وحشت دارد. از طرف دیگر، محافل درونی اصلاح‌طلب خود در بطن چندین «پاره» شده‌اند، و دولت احمدی‌نژاد دست در دست میرحسین موسوی در عمل با بازداشت خبرنگاران، «شخصیت‌های اصلاح‌طلب» و مسدود نمودن مسیرهای خبررسانی تلاش دارد مسئلة حفظ موجودیت این رژیم را در دعوائی خانگی و میان دو طرف درگیر به صورتی حل و فصل کند که به قولی «آب از آب تکان نخورد!» اینان در واقع با این «شعبدة» مهوع قصد دست‌یابی به توافقی محفلی پیرامون جانشینی علی خامنه‌ای و نقش جانشین وی در چارچوب منافع محفلی خود را دارند.

با این وجود در آخر می‌باید اذعان کنیم که به میدان آمدن «خط‌امامی‌ها» و تلاش‌شان برای عقب راندن پادگانی‌ها، آنهم به بهانة رقابت در یک انتخابات فرمایشی و نمایشی شاید آخرین کارتی به شمار می‌آمد که برای مقابله با مطالبات و الهامات ملت ایران در دست حکومت اسلامی باقی مانده بود. همانطور که دیدیم این «کارت لعنتی» را بازی کردند و ملتی را هم درگیر یک نمایش مضحک و تأسف‌بار نمودند. با این وجود به قدرت رسیدن اصلاح‌طلبان در این ساختار بسیار دور از انتظار می‌نماید. و اگر دولت احمدی‌نژاد نتواند ابتکار عمل سیاسی را به دست گیرد، تمامی حکومت رفتنی است. ولی در همینجا می‌باید عنوان کنیم که حتی اگر با کمک و همراهی محافل غرب این دولت و علی خامنه‌ای بتوانند چند صباحی بر مسند خلافت هزارة سوم دوام بیاورند، کار حکومت اسلامی به طور کلی تمام شده. هر چند کار ملت ایران هنوز آغاز هم نشده، و از هم امروز می‌باید به فکر پروژه‌های آینده باشیم.


نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس







فیلترشکن‌های جدید22ژوئن2009

www.web4proxy.info
soz3.com
orkutproxies.net
hen4.com
zubec.com
runesnake.com
facebookproxy.name
www.free4proxy.info
tunz.info
unblockedorkut.net
www.magicmunchkin.info
myspaceoxy.biz
unblockedfacebook.info
beboproxy.ws
huck04.com
irim.info
orkutunblockproxy.com
blockedsiteaccess.com
carthaginian.net
friendsteroxy.com
urpal.net/proxy
www.iunblocking.info
unblockbeboproxy.net
kv39.com
youtubeaccess.com
www.trevorhull.com
bigzh.com
unblockorkutproxy.net
unblock-myspace.biz
freezethefirewall.com
unblockbebo.ws
accesstomyspace.com
beboproxy.name
max-up.com
tunn.info
proxyprofit.in
stealthcloak.net
tunp.info
unblockorkutproxy.org
pboyz.com
7tun.info
beboproxies.net
accessanywebsite.com
my-space-proxy.com
pray3.com
www.oxfordbypass.info
unblockbebo.name
accesstofacebook.com
sneakyaccess.com
proxii.org


۳.۳۱.۱۳۸۸

خزان دیکتاتور!









ما اطمینان داریم که جنبش آزادیخواهی ملت ایران در مسیر دستیابی به اهداف دیرینة خود پیش خواهد تاخت. آرمان آزادی را جوانان امروز، همان‌ها که در کوچه و خیابان‌ می‌دوند و فریاد «مرگ بر دیکتاتور» سر می‌دهند از پدران و مادران خود دارند. آن‌ها که سه دهة پیش «آزادی» را فریاد کردند، هر چند نتیجة تلاش‌ها و از خودگذشتگی‌های‌‌شان عفریتی شد که نام «حکومت اسلامی» بر خود گذاشته. ولی بر خلاف اعتقاد «تاریخ‌سازان»، تاریخ جوامع بشری را فقط یک بار می‌نویسند، نه دوبار و نه چندبار! و در همین یک‌بار تاریخی که در برابرمان قرار گرفته می‌باید بگوئیم جنبش آزادیخواهی ملت ایران هم بر مرده‌ریگ یک استبداد کور 80 ساله متحول می‌شود، و هم در شرایطی بس خطرناک قرار گرفته. نهال آزادی و دمکراسی در کشور ایران امروز در معرض تندبادهائی قرار دارد که فقط با تکیه بر آگاهی و شناخت می‌توان تأثیرشان را بر روند سازندة تحرکات اجتماعی خنثی کرد. این سئوال امروز مطرح می‌شود که سخنگویان، رهبران، یا به عبارتی «ریش‌سپیدان» جنبش آزادیخواهی ملت ایران تا کجا قادرند جوانان و توده‌های طغیان‌گر را به آرامش بخوانند، و ملت ایران را با اهداف واقعی آزادی و دمکراسی و حاکمیت قانونی و انسانی آشنا کرده، جنبش را در خدمت انسان و جامعه‌ای انسانی قرار دهند؟

علی خامنه‌ای، رهبر حکومت اسلامی در سخنان دیروز خود عملاً روغن بر آتش ریخت. این شیخ احمق بجای دلجوئی از ملت ایران، بجای انگشت نهادن بر مشکلات و اعلام حمایت فکری و سیاسی و اجتماعی از نکات مورد توجه ملت و حتی نامزدهائی که خود و دستگاه احمق‌پرور حکومت اسلامی به عنوان «دولت‌مرد» مورد تأئید قرار داده‌اند، به عربده‌کشی و هل‌من‌مبارزطلبی پرداخت. زهی خیال باطل! شیخ مفلوک! با این هارت‌وپورت‌ها به کجا می‌روی؟ به جنگ سایه‌ها رفته‌ای؟ آیا همین تو و رهبر احمق‌ات نبودید که از حرکت پرشور جوانان در «انقلاب» اسلامی بارها و بارها حمایت و تقدیر کردید؟ احمق! این جوانان همان‌ها هستند، با یک تفاوت. این‌ها دیگر تو و دوستان عمامه‌ای و کلاهی ترا نمی‌خواهند، این ملت آن ملت سه دهة پیش نیست؛ و مسلم بدان فریب سه دهة پیش را نیز نخواهد خورد.

اینچنین است که سخنگویان استبداد، ملت ایران را اوباش و آشوبگر می‌خوانند! جای تعجب دارد. 150 سال است که استبداد ما ملت را آشوبگر می‌داند، ولی آشوبگر و ضدبشر ملت ایران نیست، حاکمان خودفروخته‌اند که موجودیت نظام‌هائی ضدانسانی را منوط به امر «مقدس» سرکوب می‌کنند. می‌باید از این «آشوبگران سرکوبگر» پرسید، هدف شما از حکومت بر ملت‌ها چیست؟ اعمال نظرات شخصی و گروهی‌تان بر توده‌های مردم؟ به این عمل نمی‌گویند حکومت، این استبداد و سرکوب ملت است. اینکه مشتی خودفروخته آتش‌افروزی در سطح شهر را یک روز «انقلاب مقدس» بخوانند و روز دیگر «آشوب»، ارتجاع است و نادیده گرفتن حق و حقوق ملت. اینگونه برخورد با جنبش‌های اجتماعی به این مفهوم است که حرکت در چارچوب منافع گروه‌های مورد نظر آخوندک‌های حاکم «انقلاب» به شمار می‌آید و «تقدس» هم پیدا می‌کند، ولی اگر ملت حرف دیگری برای گفتن داشته باشد، اوباش است و مستحق سرکوب!

جوان ایرانی برای تجمع در سطح شهر، برای گردهم‌آئی و حضور اجتماعی از کدام مراجع می‌باید کسب اجازه کند؟ همان‌ها که اینک سه دهه است تمامی تحرکات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی مالی و اقتصادی را در جامعه تحت نظارت محافل «آخوندی» قرار داده‌اند؟ همان‌ها که یک کتاب داستان و حکایت را هزار بار بر اساس فقه شیعه ممیزی می‌کنند؟ همان‌ها که سه دهه است به ملت ایران تفهیم کرده‌اند، یا در برابر قدرت سرکوبگر یک حکومت دست‌نشانده و استعماری سکوت می‌کنی یا راهی زندان می‌شوی؟ همان‌ها که نفت‌خام می‌فروشند تا بنزین آمریکائی برای خودروهای ضدگلوله‌شان وارد کنند، و با فریاد «مرگ بر آمریکا» جوانان این مملکت را به گلوله ببندند؟ از این حضرات می‌باید «کسب اجازه» هم کرد؟ به اوباشی که در هیاهوی کودتای ننگین 22 بهمن از گرد راه رسیدند و یک‌شبه فیلسوف، سیاستمدار، مقام امنیتی و غیره شدند، بهتر است یادآوری کنیم که این مملکت متعلق به ایرانیان است، نه ملک پدری شما، هر چند که اکثر شما حتی نام پدرتان را هم نمی‌دانید.

بله، این ملت روزگاری بر خلاف آنچه امروز می‌گوید، فریاد «روح منی خمینی، بت‌شکنی خمینی» هم سر داد. امروز هم از دست شما و خمینی بت‌شکن‌تان دیگر خسته شده‌. خجالت نمی‌کشید همچون زالو بر پیکر این ملت چسبیده‌اید و با هزار ترفند در صدد حفظ حکومت جانیان و آدمکشانی هستید که هر کدام‌ هزار پروندة جنائی دارد؟ این ملت طی تاریخ معاصر خیلی شعارها داده، حال می‌خواهید برای تمامی این شعارها در چارچوب منافع محفلی‌تان یک «پروندة» جداگانه هم باز کنید؟

علی خامنه‌ای در سخنانش در برابر مردم ایران از اقدام در مسیر قانون سخن می‌گوید! خنده‌دار است! کسانیکه با تکیه بر نیروی سرکوبگر اوباش خیابانی، موتورسواران و چماقداران هر گونه حق ابراز عقیده را از مردم کشور طی سه دهه دریغ داشته‌اند، امروز مردم را به پیروی از قوانین فرا می‌خوانند! کدام قوانین؟ قانون استبداد ولایت‌فقیه، و بی‌قانونی اوباش چماق‌کش در خیابان‌ها؟ این که دیگر «قانون» نیست. شما طی سی سال با این حکومت کاری کردید که قانون را عملاً خود به تعطیل کشانده‌اید، شما که حتی وکیل مدافع مجرمان را به زندان می‌اندازید، از کدام «قانون» حرف می‌زنید؟ قانون جنگل؟ بسیار خوب، به مقصدی که نهایت‌تان بود رسیده‌اید، امروز نیز می‌باید با تکیه بر همان قانون جنگل یا مردم را سرکوب کنید و موجودیت‌تان را حفظ نمائید، یا زیر لگد مخالفان تا آخرین نفس جان بکنید! این است نتیجة استبداد، انتظار دیگری هم نداشته باشید. در تاریخ کشور ایران از شما و دوران وحشت سی‌ساله‌تان جز نفرت و نفرین هیچ باقی نخواهد ماند.

ولی ما ملت نقش‌مان با انتخابات «دوباره»، عقب‌نشینی احمدی‌نژاد، برکناری خامنه‌ای و حتی سرنگونی حکومت اسلامی تمام نخواهد شد. در همینجا از همة هم‌وطنانی که خواستار تعطیل «آب‌قنات» لعنتی فاشیسم هستند، همان «آب‌قناتی» که از اسفندماه 1299 توسط کلنل آیرون ساید در کشور ایران «افتتاح» شده، دعوت می‌کنیم برای رهائی از چنگال فاشیسم 80 سالة دولتی که هزاران ایرانی تاکنون قربانی آن بوده‌اند، هم آرامش جامعه و تجمعات خود را حفظ کنند و هم در دام اوباش موتورسوار و اطلاعاتی‌های حکومت امام‌زمان نیافتند. فراموش نکنیم که تنها راه رهائی از دست حاکمیت‌های استبدادی و بی‌مسئولیت حمایت از نهال آزادی است. فراموش نکنیم که اهداف دمکراتیک، انسان‌محور و آزادیخواهانه را به هیچ عنوان و تحت هیچ توجیه و شرایطی نمی‌باید قربانی نظریه‌پردازی‌های سیاسی و عقیدتی کرد.

جوانان ایران!‌ شما که امروز در کوچه و خیابان فریاد «آزادی» و «مرگ بر دیکتاتور» سر می‌دهید بدانید که پدران‌تان «نهال آزادی» را در این جامعه فدای «استبداد اسلامی» کردند!‌ و در همین «قربانگاه»، جامعه را به بن‌بستی رساندند که امروز می‌بینید؛ تکرار اشتباهات گذشته، نه فقط یک اشتباه، که یک فاجعه خواهد بود. امروز در بسیاری از «فوروم‌ها»، خصوصاً انواع تخصصی آن و به زبان‌های مختلف، سخن از دخالت غرب در امور ایران به میان می‌‌آید. از این سخنان تعجب نکنیم! ساختارهای سیاست جهانی را ما ملت با یک درصد جمعیت جهان، نمی‌توانیم تغییر دهیم. ولی امروز جوانان ایران می‌توانند با استفاده از ساختارهای نوینی که فراهم آمده زندگی جدیدی برای خود و آیندگان‌شان بسازند. فراموش نکنید که غرب، شرق و آسمان و کهکشان هیچ یک نمی‌تواند به یک ملت آزادیخواه، دیکتاتوری و استبداد را تحمیل کند. دیکتاتوری یک بیماری اجتماعی، درونی و بطنی است؛ جامعه‌ای که گرفتار این بیماری کشنده می‌شود، نه تنها حال که آیندة خود را نیز از دست خواهد داد. امروز همه باید ریشه‌های تعصب و کوردلی و خشک‌فکری را در درون خود، در ذهن خود، در رفتار و کردار خود بخشکانیم. در غیراینصورت سایة «آب‌قنات» کلنل آیرون‌ساید و مرده‌ریگ فاشیسم بازهم بر سرنوشت ما ملت سنگینی خواهد کرد.


نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس







فیلترشکن‌های جدید21ژوئن2009

unblockmyspaceproxy.biz
accesstoblockedsites.com
tuno.info
likeashadow.info
woobus.com
www.unblockedplace.info
tunw.info
facebookunblockproxy.com
3tun.info
unblockorkutproxy.net
www.barrenrealm.com
tunq.info
igomu.com
webresolution.info
facebook-proxy.co.uk
www.falconsee.com
proxii.org
unblockbebo.ws
unblockedfacebook.org
unblockyoutubeproxy.com
unblockmyspace.name
edu39.com
5tun.info
accessyoutube.com
tributesite.info
pboyz.com
unblockbeboproxy.net
jokes4all.info
sneakyaccess.com
tunf.info
bebooxy.com
thebillygoat.info
unblocked-facebook.org
bebounblock.co.uk
tunl.info
facebookproxy.name
irim.info
freezethefirewall.com
secretmyspaceproxy.com
unblock-bebo.org
ourkut.info
ipen.info
max-up.com
bingyahoo.info
beboproxies.net
orkutunblock.com
390e.com
proxyprofit.in
www.extrawiggle.com
orkutproxy.co.uk


۳.۳۰.۱۳۸۸

سوگلی و زرشک!









پس از هیاهو و شرکت فعالانة حقوق‌بگیران و خودفروختگان محافل داخلی و خارجی در راه «مشارکت در انتخابات»، انتخاباتی که هدف اصلی‌اش فقط تأمین مشروعیت گسترده برای حکومت «ولایت فقیه» بود، علی‌خامنه‌ای، «ولی امر» شرکت‌کنندگان در این «انتصابات» نیز امروز در نماز جمعه رسماً از عملکرد نوچه‌ها در سراسر دنیا «قدردانی» فرمودند. علی خامنه‌ای که پس از چندین روز اعتراضات گسترده به نتیجة «انتصابات» حکومت اسلامی پای به میدان گذاشته بود، عملاً مشخص نمود که هیچگونه «خدشه‌ای» به سلامت انتخابات وارد نمی‌داند. و در بهترین صورت ممکن است اجازة بازشماری چند صندوق را صادر کند! در همینجا می‌باید به حزب‌توده، نهضت‌آزادی، مشارکتچی‌ها و دیگر اوباشی که تحت عناوین مختلف طی یک‌ماه گذشته در کار «آتش‌گردانی» برای نظام استبداد ولایت‌فقیه بودند، از صمیم قلب تبریک گفت.

در شرایطی که تحریم انتخابات در مقام یک نمایش ملی در جهت نفی یک حکومت مطلقه و مذهبی می‌توانست زمینه‌ساز برنامه‌ریزی‌های سازنده‌ای در ‌آیندة سیاسی کشور شود، این محافل خودفروخته که در بهترین صورت ممکن فقط می‌توان گفت از مشتی «احمق» تشکیل شده‌، جامعة ایران را در عمل، برای چهار سال دیگر و در چارچوب یک قانون اساسی انسان‌ستیز و ضدبشری، به زیر نعلین موجود خودفروخته‌ای به نام علی خامنه‌ای انداختند. ما مطمئن هستیم که نتیجة عملکرد ضدایرانی اینان روزی در برابر افکار عمومی ملت به محک یک بررسی دقیق گذاشته خواهد شد.

تحلیل پریشان‌گوئی‌های علی خامنه‌ای را در این مقطع دنبال می‌کنیم،‌ چرا که وی امروز هم از موضع ضعف سخن گفت، و هم وضعیت یک فرد مبتلا به مالیخولیا را داشت که ادعای قدرقدرتی دارد و از دیگران طلب همکاری و هم‌سنگری می‌کند؛ درخواست کمک نه از مردم ایران، که از محافل و سیاست‌های خارجی! فحاشی‌های رهبر حکومت اسلامی به انگلستان و آمریکا آنقدرها از اهمیت برخوردار نیست. از روز 22 بهمن 57 که نطفة قدرت در کشور ایران توسط آمریکا و انگلستان به مجمعی از اوباش و اراذل «تفویض» شد، یکی از راه‌کارها جهت نشان دادن «استقلال» فرضی جمکران از شرق و غرب همین فحاشی‌های چارواداری، بازاری و حوزوی بوده. این فحاشی‌ها برخلاف آنچه خبرگزاری‌های غربی در بوق و کرنا گذاشته‌اند، به هیچ عنوان برای محافل سرمایه‌داری یأس‌آور و نومیدکننده نیست؛ امیدوار کننده و مشفقانه است! این عربده‌های توخالی نشان می‌دهد که مقام‌معظم هنوز خودشان را «سوگلی» استعمار غرب به شمار می‌آورند و تقاضای شناسائی موضع «سوگلی» را نیز طی سخنرانی خود ارائه می‌دهند!

در تحلیل‌هائی که در حواشی این «انتصابات» پیشتر نگاشته بودیم، گفتیم که مراکز عمدة سرمایه‌داری جهانی و در رأس آنان لندن و واشنگتن از انتخاب مجدد احمدی‌نژاد، خصوصاً در چنین شرایط متشنج و همراه با ادعای تقلب‌های گسترده توسط دیگر نامزدها «حمایت» کامل خواهند کرد. دلیل نیز واضح است! در درجة نخست همانطور که می‌بینیم حضور یک تودة «بی‌نام‌ونشان» در این انتخابات بسیار مهم شده. بلندگوهای تبلیغاتی غرب، دست در دست حکومت جمکران و حتی در همگامی با «مخالف‌نماهای» اصلاح‌طلب، شمار این توده را 40 میلیون نفر برآورد می‌کنند! در چنین شرایطی فقط می‌ماند استفادة «بهینه» از این به اصطلاح «حضور فراگیر» که هیچکس هم ظاهراً نمی‌خواهد آنرا به زیر سئوال برد! اینکه 85 درصد مردم ایران به تئاتر «انتصابات» این آدمکشان بیایند و بعد از ساعت‌ها انتظار نام و نشان مشتی ریش‌وپشمی را هم بر روی برگه بنویسند، یک «شوخی» بسیار بی‌مزه است. مسلم بدانیم چنین چیزی پیش نیامده. ولی از آنجا که امروز همه فریاد «40 میلیون رأی» به آسمان برده‌اند، فقط می‌ماند اینکه از این رقم جادوئی «40 میلیون» چه محافلی قصد استفاده دارند، و چه منافعی را می‌توان در چارچوب آن محفوظ داشت.

در درجة دوم هر چقدر موضع علی‌خامنه‌ای که در این میان حامی اصلی احمدی‌نژاد معرفی شده، در برابر پایتخت‌های غربی و حتی دیگر پایتخت‌ها تضعیف شود، امکان باج‌گیری گسترده‌تر از دولت و چپاول ملت برای دیگر کشورها مهیاتر خواهد بود. و به همین دلیل است که امروز رهبر حکومت اسلامی، در اظهارات خود هم با تکیه بر حضور فرضی «40 میلیون» ایرانی و مهر تأئید آنان بر اصل «ولایت ‌فقیه» برای ملت چپاول شدة ایران خط‌و‌نشان می‌کشد، و هم به حساب «خوش‌خیال‌ها» غرب را به چالش می‌کشاند!

ترجمان «فرازهای» سخنرانی علی خامنه‌ای به این نتیجة بسیار منطقی منجر خواهد ‌شد که اگر غرب از دولت احمدی‌نژاد حمایت کند، مقام‌معظم حاضراند باز هم بیشتر «پارس» کرده، امکان لفت‌ولیس هر چه گسترده‌تر برای بانک‌های ارباب فراهم آورند! و جای تعجب ندارد که متقارن با همین سخنرانی تند و بسیار «ضدامپریالیست» از زبان علی خامنه‌ای، کاشف به عمل می‌آید که دولت گوردون براون در نخستین اقدام «قانونی» خود یک ‌میلیادر و 600 میلیون دلار اموال ملت ایران را بالا ‌کشیده،‌ «یک آب هم روش!» بله، جناب آقای «یان‌پیرسن»، وزیر خزانه‌داری علیاحضرت ملکة انگلستان رسماً اعلام داشتند که در چارچوب تحریم‌های «هسته‌ای» علیه ایران چنین تصمیم خداپسندانه‌ای گرفته شده!‌ البته اینبار می‌باید به «مقام معظم» تبریک گفت! چرا که با هارت‌وپورت‌های احمقانه‌شان هم بقاء یک دولت بدبخت و مفلوک را که دیگر هیچکس حاضر به قبول موجودیت‌اش نیست تضمین می‌کنند، و هم یک میلیارد و 600 میلیون دلار سرمایة این ملت را به چپاول کارفرمایان آقای گوردون براون می‌دهند. حال اگر احمق‌هائی پیدا شوند که باز هم از مواضع ضدامپریالیستی آخوندجماعت طرفداری کنند، برای‌شان حتماً یک پالان نو و مخملین سفارش می‌دهیم.

اگر آقای خامنه‌ای به ادعای خودشان قصد حاکم کردن آرامش بر فضای اجتماعی را می‌داشتند کافی بود که بازشماری تمام آراء را مطرح می‌کردند و با حضور نمایندگان نامزدها این عمل را صورت می‌دادند تا قضیه فیصله یابد. ولی همانطور که گفته‌ایم، در خیمه‌شب‌بازی جمکران اصولاً برگة رأی، انتخابات و حضور مردم وجود خارجی ندارد. همه چیز در این «انتصابات» همچون شبکة اینترنت «مجازی» است. این واقعیت را هم رهبر «فرهیخته» می‌داند و هم نامزدهای «محترم»، که خود از جمله مهم‌ترین متقلبین انتخاباتی طی سه دهة اخیر به شمار می‌روند. به همین دلیل است که وزارت کشور حتی تقاضای ارائة فهرست آراء صندو‌ق‌ها را هم که از طرف محسن رضائی مطرح شده، غیرقانونی می‌خواند! خلاصه‌ بگوئیم، نه رأی‌ در کار است، نه برگه، و نه شمارش!‌ آرائی هم که به صندوق‌ها ریخته شده سوزانده‌اند و مشتی ورق‌پاره در صندوق‌ها ریخته آن‌ها را پر کرده‌اند. این است «انتخابات» در حکومت اسلامی و این بوده انتخابات در نظام ولایت فقیه از آغاز تا به امروز: یک تقلب هولناک و مفتضحانه!

با این وجود سیر تحولات نشان می‌دهد که بحران‌سازی بر محور دولت‌ احمدی‌نژاد و «انتصابات» احمقانة حکومت اسلامی فقط یک «گول‌زنگ» است؛ جریانی است جهت پنهان نگاه داشتن مسائل بسیار مهم‌تر. می‌دانیم که دولت در حکومت اسلامی، حتی از منظر قانون اساسی «جمکران» اصولاً یک «تدارکات‌‌چی» بیش نیست، انتخاب یک رئیس دولت در وضعیتی که اصولاً هیچ اختیارات و قدرت سازمانی و قانونی ندارد به چه دلیل تا به این حد «مهم» جلوه داده می‌شود؟ مسئلة اصلی که شبکة تبلیغاتی جهانی سعی در پنهان نگاه داشتن آن دارد، جریان تعیین رهبری حکومت اسلامی، و به احتمالی جانشینی علی خامنه‌ای است که هم پیر و فرتوت و کودن‌تر شده و هم به ظن نزدیک به یقین به دلیل بیماری دیگر امیدی به ماندن‌اش ندارند. به همین دلیل است که تمامی بلندگوهای استعماری از شرق گرفته تا غرب ملت چپاول‌شدة ایران را طی یک ماه، یک صدا به شرکت در این انتخابات ضدبشری فرا می‌خوانند، و نهایت امر عدد جادوئی «40 میلیون» طرفداران ولایت فقیه را نیز از چنتة همان‌هائی بیرون می‌کشند که عمری نان همین خیمه‌شب‌بازی مهوع را میل‌ فرموده‌اند.

ظاهراً عربده‌های «هولناک» و خطرناک رهبر «مردنی» حکومت اسلامی، که اینچنین لرزه بر اندام گوردون براون، مرکل و اوباما انداخت، حتی شیخ کروبی مفلوک را هم نمی‌ترساند! شیخ اصلاحات به دنبال همین عربده‌ها و گردن‌کلفتی‌های مضحک نامه‌ای سرگشاده خطاب به شورای نگهبان می‌نویسد و علیرغم «دستورات» مهم رهبری باز هم خواستار برگزاری انتخاباتی جدید می‌شود! و حزب اعتمادملی نیز هنوز خواستار برگزاری تظاهرات است! تظاهراتی که فردا، شنبه 30 خردادماه قرار است مردم را در میدان آزادی به دور «شیخ اصلاحات» جمع کند!‌ رادیوفردا امروز چنین تیتر زده:

«کروبی به شورای نگهبان: با ابطال انتخابات بقای نظام را تضمين کنید!»

باید صادقانه قبول کرد که اگر آقای کروبی عمری لیوان آب را با دستمال گرفته‌اند تا خدائی ناکرده انگشتان مبارک‌شان «لیوانی» نشود، امروز چنین شجاعت و تهوری از جانب ایشان حتماً دلیلی دارد. و به عقیدة ما تنها دلیل ممکن همان دعوای دو جناح جهت تسخیر «سنگر» نکبت و ادباری است که ولایت‌فقیه نام گرفته، و به احتمال زیاد تا چند صباح دیگر این سنگر «خالی» خواهد ماند.

با این وجود نگرش ما به مسائل کشور حتی در صورت مرگ علی‌خامنه‌ای و یا غیبت کامل وی از صحنة سیاست به هیچ عنوان دستخوش تغییر نمی‌شود. ما معتقدیم که جنبش اصلاحات قادر به برآوردن نیازهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و از همه مهم‌تر «مذهبی» مردم ایران نخواهد شد. اگر می‌گوئیم «مذهبی» دلیل دارد. تکیة بیش از اندازه بر عامل «مذهب»، که طی چند سال گذشته «سکة رایج» شده، به تدریج نزد ایرانیان و در تقابل با «دین‌خوئی» دولتی و رسمی مقاومتی بسیار مستحکم و گسترده ایجاد کرده. امروز مشکل می‌توان با تکیه بر آنچه سه دهة پیش «عامل انقلابی دین» تعریف می‌شد، جنبشی قابل‌اعتنا در سطح جامعه به وجود آورد.

همانطور که دیدیم، جریان اصلاح‌طلبی امروز قصد داشت مخالفان «نتیجة رسمی‌ انتخابات» را به نماز جمعه ببرد! ولی به سرعت از این «ابتکارعمل» منصرف شد! به عقیدة ما دلیلی که اصلاح‌طلبان برای لغو حضور طرفداران‌شان در نمازجمعه عنوان کردند، یعنی تلاش جهت جلوگیری از درگیری احتمالی به هیچ عنوان پایه و اساس ندارد. اصلاح‌طلبان دریافتند که جماعت «مخالف»، اهل نمازجمعه نیست! خلاصه بگوئیم، قضیه همان شد که پیشتر عنوان کرده بودیم: معترضین آن‌ها نیستند که در خیابان‌ها عربدة «اسلام پیروز است، چپ‌وراست نابود است» سر می‌دهند. هر چند کسانی قصد داشته باشند با سوار شدن بر موج نارضایتی شدیدی که تمامی کشور را فراگرفته، این موج عظیم لائیک و جمهوری‌خواه را تبدیل به عصای دست اصلاح‌طلبی مضحک و خودفروختة خود کنند. و دیدیم که چگونه در نخستین تلاش خود به سختی شکست خوردند.

اگر کسانیکه تا دیروز جرأت نمی‌کردند حتی نام علی خامنه‌ای را در «مضحک‌نویسی‌های‌شان» که گویا می‌بایست «طنز» تلقی شود بیاورند، و امروز برای همین خامنه‌ای نامة «مردم ترا سر جایت می‌نشانند» می‌نویسند، فقط به این دلیل است که علی گدای مفلوک را رفتنی می‌بینند. ولی حتی در چنین صورت‌بندی‌ای مشکل می‌توان برای اوباش اصلاح‌طلب آینده‌ای روشن و سیاسی در کشور ایران ترسیم کرد. جامعة ایران همانطور که در مطلب پیشین آوردیم به سرعت به جانب یک «تقابل» همه‌جانبه با تشکیلات شیعة اثنی‌عشری که خود را «دولت» نامیده، در حرکت است. این تقابل را می‌باید به صورتی مسئولانه مدیریت کرد، و از فروپاشاندن کشور پیشگیری نمود. جنبش اصلاحات تا به حال فقط توانسته طبقة شهری مرفه و نیمه‌مرفه، یا همان «شمال‌شهری‌ها» را به میدان تظاهرات بکشاند، دیری نخواهد پائید که طبقات دیگر نیز پای به میدان خواهند گذاشت، و فقط در آن مقطع است که از نظر سیاسی کارت‌ها به صورتی واقع‌گرایانه بار دیگر توزیع شده، نقش هر گروه و دسته و حزب به صورتی روشن و صریح در عرصة سیاست کشور به نمایش گذاشته خواهد شد.


نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس







فیلترشکن‌های جدید20ژوئن2009

facebookproxy.name
websitesmuggler.com
www.clevermonkey.info
loveipod.org
myspacerace.info
5tun.info
emeet.net
unblockedfacebook.info
ard7.com
kv39.com
facebookunblocked.org
facebookoxy.com
undertheradar.info
youtoobprx.info
blockedsiteaccess.com
irim.info
ourkut.info
ipen.info
www.trevorhull.com
unblockorkut.biz
unblockbeboproxy.org
nambio.com
tunr.info
unblockedbebo.co.uk
orkutproxies.net
unblockyoutubeproxy.org
orkutoxy.com
9tun.info
irip.info
carthaginian.net
bames.info
2tun.info
proxybebo.co.uk
accessyoutube.com
kooies.com
pboyz.com
regfl.com
lo50.com
unblockyoutube.biz
4tun.info
beboproxies.net
sd32.com
tunn.info
www.magicmunchkin.info
laughbank.info
unblockorkutproxy.org
em60.com
390e.com
taxattorney2.com
unblockfacebookproxy.org


۳.۲۹.۱۳۸۸

مردم و مردم!









پس از گذشت چند روز از بحران‌سازی‌های مختلف که در بطن آن عملاً بسیاری از گروه‌های اجتماعی و اقشار مختلف مردم حضور داشته‌اند، شاهدیم که جریان منسوب به «اصلاح‌طلبی» در حال در جا زدن است. این جریان که بر پایة «صیانت از آراء» فرضی مردم به میانة میدان پای گذاشته، یک اصل کلی را گویا مد نظر قرار نداده: موضع قدرت در بطن حاکمیت اسلامی! البته این «اشتباه» آنقدرها که فکر می‌کنیم اتفاقی نیست؛ اصلاح‌طلبان قصد آن دارند که بنیاد قدرت در حاکمیت اسلامی را «مردمی» و برخاسته از آراء مردم معرفی کنند! ولی این حکومت بر خلاف آنچه آقایان موسوی و خاتمی و دیگر اصلاح‌طلبان پیوسته وانمود می‌کنند، به هیچ عنوان یک حاکمیت مردمی نیست. این اشتباه محاسبه که توسط اصلاح‌طلبان به عمد وارد معادلات جاری سیاسی کشور شده، ایجاد بحرانی کرده که امروز سراسر کشور را فراگرفته. پرواضح است که این بحران در چارچوب «حاکمیت» مشکل می‌تواند راه خروج بیابد. چرا که این حاکمیت، بر خلاف آنچه در بوق‌وکرنا کرده‌اند، از نخستین روزهای قدرت‌یابی روح‌الله خمینی یک فاشیسم سرکوبگر و مستبد بوده، و ارتباط این حاکمیت با آنچه «مردم» عنوان می‌شود، به صورتی کاملاً ویژه و از موضع قدرت «تبیین» شده!

از آنجا که این مسائل را پیشتر به تفصیل توضیح داده‌ایم، مطلب را به صورت خلاصه عنوان می‌کنیم. زمانیکه عمال و سردمداران این حاکمیت واژة «مردم» را در ادیبات‌شان به کار می‌گیرند، مقصود از مردم در معنای متعارف جامعه‌شناسانه، علمی، بوم‌شناسانه و روانشناسانة کلمه نیست!‌ این واژه به مجموعه‌ای از قشرهای مختلف اجتماعی که هر یک با تمایلات و منافع و ایده‌آل‌های متفاوت و گاه متضاد در مجموعه‌ای به نام «جامعة بشری» زندگی می‌کنند اشاره‌ ندارد، این واژه گروه ویژه‌ای را که‌ وابستگان به قدرت «سیاسی ـ مذهبی» هستند و عملاً به صورت گردان‌های ضربت وظیفة اصلی‌شان سرکوب مردم در سطح جامعه است مد نظر قرار می‌دهد. البته از نخستین روزهای حکومت ملایان «عملیات مردم‌سازی» بر دو پایة «سیاسی و تشکیلاتی» تکیه داشته. از نظر سیاسی و عقیدتی، حکومت اسلامی نخستین لایه را همچون فاشیست‌های ایتالیا و آلمان هیتلری از نظام آپاراتچیک‌های بلشویک الهام گرفت، و از طریق جایگزینی اراجیف فاشیست‌های ایتالیا و آلمان با مزخرفات و اوهام و خرافة شیعی‌گری، زمینة سیاسی و عقیدتی لازم را جهت تخدیر افکار اعضاء این گروه‌ها فراهم آورد. ولی از نظر تشکیلاتی این به اصطلاح «مردم» بر پایة مرده‌ریگ فاشیسم آریامهری تکیه دارد، و شاهد بودیم که دقیقاً چند ماه پیش از سقوط سلطنت، گروه‌هائی برخاسته از هنگ‌های ساواک و گاردهای خیابانی «جاویدشاه» در حال دگردیسی به جانب اوباش‌ اسلامی بودند. این گروه‌ها با استفاده از لوژیستیکی که رژیم پهلوی از خود به یادگار گذاشته بود، و با تکیه بر توجیهات عقیدتی و سیاسی‌ای که در اراجیف شیعی‌گری می‌توان ‌یافت، در عمل زمینه‌ساز استقرار حکومت اسلامی شدند. حکومتی که امروز در برابرمان قرار گرفته و طی سی سال بر کشور حاکم بوده.

با نگاهی به تحلیل‌های مختلف صاحب‌نظران وطنی از شرایط فعلی، ناظر بی‌غرض و بی‌مرض به صراحت خواهد دید که واژة «مردم» به صوری که در ادبیات صاحب‌نظران به کار گرفته می‌شود، به هیچ عنوان با «مردم» در کلام گروه‌هائی که عملاً قدرت قهریة جامعه را در ید خود متمرکز کرد‌ه‌اند ارتباطی ندارد. واژة «مردم» که از طرف صاحب‌نظران، تحت عنوان «اصلاح‌طلب» و چپ‌گرا و حتی مجاهد و ملیون به کار گرفته می‌شود، بیشتر به مفاهیم جامعه‌شناسانة خود نزدیک ‌شده، در صورتیکه به طور مثال آقای خامنه‌ای به هیچ عنوان سخن از چنین «مردمی» به میان نمی‌آورد. مردم برای ایشان همان است که برای روح‌الله خمینی بود: یک مجموعة سرکوبگر و حاضر و آماده که جهت سرکوب مخالفان ولایت در سنگر «امام‌زمان» آماده و مهیا نشسته! در نتیجه اگر ما مفاهیم به کار گرفته شده را درست تحلیل کنیم می‌بینیم که حکومت استبدادی «جمهوری اسلامی» نمی‌تواند با الهامات قشرهای مختلف مردم ارتباطی داشته باشد، و منسوب کردن این مردم در مفهوم رایج کلمه به «مردم» مورد نظر ولایت فقیه از نظر سیاسی اگر یک شعبده و «پدرسوختگی» تحلیل نشود مسلماً بازتابی است از عدم‌آگاهی صاحب‌نظران مذکور!

همانطور که گفتیم، به نظر ما «جنبش اصلاحات» یک بار دیگر در حال نزدیک شدن به بن‌بست‌های عقیدتی و تشکیلاتی‌ای است که از 15 سال پیش در آن‌ها پای گذاشته. و یکی از مهم‌ترین بن‌بست‌های عقیدتی در تحرکات «اصلاح‌طلبی» همین استنباط غیرواقعی و فانتزی از واژة «مردم» می‌باید تلقی شود. اگر آندسته از اصلاح‌طلبان که از چندگونگی این «واژه» اطلاع ندارند در گفتمان‌شان «مردم» را در هر مقطعی به قول خود «هزینه» می‌کنند، اصلاح‌طلبان زیرک و کارآزموده سعی خود را بر این متمرکز کرده‌اند که بین دو استنباط متفاوت از «مردم»، استنباط‌هائی که هیچ ارتباط اجتماعی و ساختاری با یکدیگر نمی‌توانند داشته باشند، «پلی ارتباطی» نیز برقرار کنند! و به عقیدة ما شکست «جنبش اصلاحات» به دلیل همین ناسازگاری اساسی است که میان دو واژة «مردم» برقرار خواهد شد؛ این استنباط‌ها افراد جامعه را به مسیرهای متنافر و متخالف می‌کشاند. و منطقاً نمی‌توان انتظار داشت که با تکیه بر «علم‌کلام» بتوان گسستی را که گسترش این نگرش در جامعه به همراه خواهد آورد از میان برداشت.

طی روزهای اخیر شاهدیم که گروه‌های اصلاح‌طلب سعی دارند از طریق به خیابان آوردن گروه‌های معترض، ویراست رسمی از «نتیجة انتخابات» را به زیر سئوال برده، یک تحرک گستردة اجتماعی و سیاسی فراهم آورند. البته در اینکه در کشورمان به دلیل حضور طویل‌المدت و سرکوبگر یک حاکمیت ضدمردمی اکثریت افراد در «نقطة شورش» قرار گرفته‌اند جای بحث نیست؛ انتخابات که سهل است، حتی برای مسئله‌ای بسیار پیش‌پاافتاده‌تر جامعة ایران قیام خواهد کرد. ولی مسئلة مهم و اساسی این است که رهبران «اصلاح‌طلب» قصد دارند اعمال نظارت و کنترل خود را بر این جوشش‌های اجتماعی نیز همزمان محفوظ نگاه دارند. به عبارت ساده‌تر، همانطور که بالاتر عنوان کردیم، اینان سعی می‌کنند تا بین دو استنباط ویژه از واژة «مردم» نوعی «هم‌سازی» و «هم‌راهی» ایجاد نمایند. و از این رهگذر، هم استنباط کهنه را منزوی کنند، هم حاکمیت را از فروپاشی نجات دهند.

ولی مسلم است که این فرضیة سیاسی محکوم به شکست خواهد بود؛ دلائل نیز روشن است. از نظر علوم سیاسی، در کشور ایران حاکمیت را نمی‌توان همچون حاکمیت‌های اروپای غربی و آمریکا، بازتاب گسترش نوعی شیوة تولید تلقی کرد؛ پایه‌های حاکمیت در حکومت اسلامی فقط با تکیه بر چند محفل متشکل از اعضائی انگشت‌شمار که نطفة «قدرت» را به تصرف خود در آورده‌اند شکل گرفته. طبیعت چنین حاکمیتی را بدون منزوی کردن اجزاء تشکیل‌دهنده‌اش نمی‌توان تغییر داد، ولی همزمان، «قدرت‌عمل» در بطن این حاکمیت فقط بازتاب آرایش ویژه‌ای است که همین اجزاء در ارتباط با یکدیگر ایجاد کرده‌اند. شبکة قدرت در این نوع حکومت‌ها تجزیه‌پذیر نیست! خلاصة کلام این «برج‌عاج» بیشتر یک کاخ‌پوشالی است، و در صورت اعمال هر گونه تغییر در ساختار کاخ کذا تمامی آن درهم فرومی‌ریزد.

پروژة «اصلاحات» که به ادعای خود قصد اعمال تغییر در بطن این حاکمیت را دارد، در صورت هر گونه تغییر در اجزاء تشکیل‌دهندة «قدرت»، تمامیت «قدرت‌سیاسی» را به زیر سئوال خواهد برد. و این فروپاشی برخلاف آنچه اصلاح‌طلبان می‌پندارند فقط شامل قسمت‌های «ناخوشایند» نخواهد شد! خلاصة کلام از دیرباز گفته‌اند، نمی‌توان بر شاخه نشست و شاخ‌بن برید! جنبش اصلاح‌طلبی نیز به اعتقاد ما در مقطعی کاملاً قابل‌ پیش‌بینی در برابر یک سئوال اساسی قرار خواهد گرفت: استنباط اصلاح‌طلبی از «مردم» چیست؟ و در چنین مقطعی است که بحران مسلماً پای به مرحلة بسیار تعیین‌کننده‌ای خواهد گذاشت.

با توجه به ابعاد همین مشکلات است که به عقیدة ما برخورد با پدیدة «انتخابات» نمی‌باید به صورت پیروی کورکورانه از «رهنمودهای» سیاسی اصلاح‌طلبان صورت پذیرد. چنین برخوردی گروه‌های وسیعی از مردم ایران را مستقیماً به سوی پرتگاه درگیری‌های نظامی و شبه‌نظامی با حاکمیت هدایت خواهد کرد و در مقطعی که اصلاح‌طلبان در «بازتعریف» واژة مردم به سرعت به جانب «تعریف‌سنتی» حاکمیت منحرف شوند درگیری غیرقابل اجتناب خواهد شد. به همین دلیل صاحب‌نظران و سیاست‌شناسان می‌باید از هم اکنون خود را برای گذار از مرحلة «اصلاحات» به تغییر رژیم سیاسی آماده کنند. فریب گفتمان رایج را نمی‌باید خورد؛ هر چند آقایان میرحسین موسوی و کروبی خود را آمادة بحث‌های پایه‌ای در بسیاری از موارد نشان داده‌اند، هنگام برخورد با نخستین بن‌بست‌های نظری و تشکیلاتی رهبران اصلاح‌طلب سر خر را کج کرده به آخور «مقام‌معظم» باز خواهند گشت. ضمانتی نیز در میان نیست که در چنین مقاطعی، با سخنرانی صرف بتوان بر تحرک گسترده‌ای که بحث‌های انتخاباتی ایجاد کرده و با تظاهرات اعتراضی به نوبة خود در سطح جامعه به اوج رسیده اعمال نظارت کرد.

در این راستا از دو شق گریزی نیست، یا حاکمیت می‌تواند به مرحلة پیش‌ از بحران بازگردد، و با حذف مهره‌های مشکل‌ساز حداقل تا مدتی دیگر موجودیت رژیم سرکوب را دست‌ نخورده نگاه دارد، و یا طی روزهای آینده شکاف ایجاد شده در بطن حکومت اسلامی تبدیل به شکافی سرنوشت‌ساز شده توفان اعتراضات تمامی بنیاد کودتا را از میان برخواهد داشت. و در این میان پروژة اصلاح‌طلبی به دلیل متوقف ماندن در نیمه‌راه ناگزیر است یا با معترضان همگام شود، و یا به دامان ولی‌فقیه پناه برد. در چنین مقطعی است که آمادگی رهبران اوپوزیسیون می‌تواند از بروز بحران‌های فزاینده که نهایت امر سرکوب هر چه بیشتر مردم را در پی خواهد آورد پیشگیری کند. متأسفانه در طیف مخالفان حکومت اسلامی چنین پروژه‌هائی هنوز علنی نشده؛ امید است که علنی‌نشدن این پروژه‌ها دلیلی بر عدم‌وجودشان نباشد.


نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس







فیلترشکن‌های جدید19ژوئن2009

unblockyoutubeproxy.com
1tun.info
tunp.info
hen4.com
unblockyoutubeproxy.org
freezethefirewall.com
unblockedorkut.com
www.trevorhull.com
proxyprofit.in
unblockedfacebook.info
lo50.com
nambio.com
9tun.info
unblockyoutube.biz
youtoobprx.info
a-14.com
bebooxy.com
my-space-proxy.com
mp3adda.info
a3te.com
fishgx.com
unblockbebo.biz
unblockedbebo.org
unblockedorkut.net
6tun.info
pray3.com
max-up.com
studentloans1.org
loveipod.org
tuno.info
ard7.com
huck04.com
ots4.com
friendsteroxy.com
unblockfacebookproxy.co.uk
www.evilegg.info
unblockbeboproxy.net
fwizz.com
tunl.info
u863.com
orkutproxy.biz
undertheradar.info
epfeel.com
orkutoxy.com
irip.info
www.dumbperson.info
unire1918.info
unblockorkutproxy.co.uk
facebookproxies.co.uk
7tun.info


۳.۲۸.۱۳۸۸

نوعروس جمکران!









آن‌ها که پائیز و زمستان 1357 را به یاد دارند بخوبی می‌دانند چگونه سیاست‌های استعماری همه‌روزه با موضع‌گیری‌های رذیلانه به فروپاشاندن حکومت سلطنتی و جایگزینی سریع آن با دستگاه اراذل و اوباش بازار و روحانی‌نمایان سرعت می‌داد. البته در اینکه ملت ایران با رژیم استبدادی آریامهری توافق چندانی نداشت تردیدی نیست، ولی از سقوط سلطنت تا رسیدن به عجوزة هزار دامادی به نام حکومت اسلامی مسیری بود که ملت ایران مسلماً خواستار پیمودن‌اش نبوده. استعمارگران غرب، از طریق تثبیت سریع قدرت اوباش در ایران، هم زمینة دخالت‌های نظامی در افغانستان به نفع گردان‌های عرب و مزدوران مسلمان‌نما را فراهم آورده، تا جهاد بر علیه اتحادشوروی را سازمان دهند، و هم با سرعتی حیرت‌انگیز تمامی مطالبات دمکراتیک ملت ایران را از صحنة سیاست کشور حذف کردند.

و در کمال تأسف آنروزها بسیاری از گروه‌های چپ‌نما، با شعار «ما برای دمکراسی انقلاب نکرده‌ایم!» در عمل آتش‌بیار معرکه‌ای ‌شدند که خود نهایت امر قربانیان وحشی‌گری‌هایش بودند. در چنین فضائی بود که مسائل «بی‌اهمیتی» چون آزادی قلم، مطبوعات، آزادی فعالیت‌های فرهنگی، آزادی‌های سیاسی، وجود احزاب، سندیکاهای انتخابی کارگری، و ... خلاصه بگوئیم تمامی مطالبات اساسی و پایه‌ای ملت ایران تحت تأثیر یک ایدة جادوئی قرار گرفت: حکومت اسلامی به رهبری یک دیوانة قدرت به نام «ال‌موسوی ‌ال‌خمینی!» تو گوئی ملت ایران عقل‌اش را از دست داده بود و یک رژیم نظامی و سرکوبگر را که حداقل نوعی فضاسازی شبه‌دمکراتیک در جامعه فراهم آورده بود، در اوج شکوفائی مالی و اقتصادی از قدرت ساقط می‌کرد تا خود را درگیر گرسنگی، فقر، دربه‌دری، زندان و شکنجه‌ای به مراتب گسترده نموده، جوانان خود را در راه تثبیت قدرت چماق‌داران فالانژ و آدمکشان بازار و حوزه قربانی کند! این است تصویری که طی سی‌سال گذشته تحت عنوان «انقلاب شکوهمند اسلامی» به خورد ملت ایران داده ‌شده!

در پروسة تحمیل یک استبداد اسلامی، در مقام تنها جایگزین ممکن برای نظام سلطنتی، همانطور که گفتیم «سرعت فروپاشی» از نظر استعمار غرب یکی از کلیدی‌‌ترین عوامل بود. بر اساس این دکترین منفور، جامعه نمی‌بایست در روند این دگردیسی و گذار از سلطنت، از مرحله‌ای سازنده‌ عبور کند، مرحله‌ای که جامعه را در بطن روابط اجتماعی و فرهنگی با عامل «آزادی» در ارتباطی تنگاتنگ و ممتد قرار ‌می‌داد. و جهت تأمین این «نیاز»، آن‌ها که امروز دایره‌به‌دستان اصلاح‌طلب و توده‌ای و «نهضت آزادی» و غیره به شمار می‌روند، یعنی تقریباً تمامی همان‌ها که «خلق» را به انتخابات نمایشی اخیر فراخواندند، از جمله محافل نزدیک به همین دگردیسی «برق‌آسای» آمریکائی هستند.

مسلماً نخستین عاملی که می‌توانست فروپاشی «برق‌آسا» و مطلوب غرب را تأمین کند، بزرگ‌نمائی و «شخصیت‌سازی» از دیوانه‌ای به نام روح‌الله خمینی بود!‌ قافلة استعمار از عمامه‌ای گرفته تا کلاهی و چپ‌نما و مجاهد می‌بایست در شخص «امام‌خمینی» نه تنها رهبر شیعیان جهان، که رهبر تمامی ملت‌های مستضعف را به عیان «مشاهده» کند! در این چارچوب، همة انسان‌های آزادیخواه دنیا از سرخپوست «دود‌پرست» گرفته، تا هندی گاوپرست طرفدار و فدائی «امام خمینی» بودند!‌ حضرت امام خمینی در این چارچوب تبدیل به همان «گوسالة زرینی» شدند که خلق‌الله جهت حفظ منافع غرب در منطقه می‌بایست به گرد ایشان «اجباراً» تجمع فرمایند!

در کنار این «شخصیت‌سازی» مهوع، بساط بنیادباوری نیز نقشی بر عهده گرفته بود، و از حق نگذریم که این بساط بسیار «سازنده‌» بود. بر اساس نظریة استعماری «بنیادباوری»، بنیاد شیعة اثنی‌عشری که در عمل طی سیصد سال در تاریخچة موجودیت‌اش جز خرافه و نکبت دربار صفوی و بحران‌سازی‌های استعماری قاجاریه هیچ نمی‌بینیم، تبدیل به حبل‌المتین ملت‌ها و آزادیخواهان جهان شده بود! و برای به ارزش گذاشتن زوج «امام ـ بنیاد»، تمامی «تظاهرات» سیاسی که جهت فراهم آوردن زمینة فروپاشی حکومت سلطنتی در سطح کشور به راه می‌افتاد، در اطراف نظریه‌پردازی‌هائی صورت می‌گرفت که پدیده‌ای موهوم،‌ مبهم و نامعلوم به اسم «جمهوری اسلامی» را هدف نهائی خود معرفی می‌کرد. همان حکومت اسلامی که امروز پس از گذشت سه دهه هنوز معلوم نشده چه «صیغه‌ای» است.

ولی از آنجا که سوءاستفاده از احساسات «میهن‌پرستانه» نیز در این مهم می‌توانست کارساز باشد، غربی‌ها راه بسیار خوبی جهت مشتعل کردن آتش «وطن‌پرستی» خلق‌الله پیدا کرده بودند. هر گاه در پایتخت‌های مهم جهان غرب احساس می‌شد که شعلة نفرت عمومی نسبت به سلطنت پهلوی در حال فروکش است، چند سناریوی «قتل‌عام» برنامه‌ریزی شده به اجراء در می‌آمد. به دنبال آن رهبران کشورهای سرمایه‌داری هر یک بالای منبر رفته، فریاد برمی‌آوردند که، «ما از شاه حمایت می‌کنیم!» همین جملات جادوئی در کنار تصاویر هولناک قتل‌عام مردم کافی بود که بر کندة نیم‌سوز روغن بریزد؛ «خلق» به جوش می‌آمد و دوباره به خیابان‌ها رهسپار می‌شد! خلاصه بگوئیم، از نکبتی که 17 شهریور نام گرفته، حکومت اسلامی به مراتب بیشتر فیض برده تا حکومت شاه! با این ترفندها، در عمل «سه‌پایة‌» تبلیغاتی استعماری در ایران کامل می‌شد: یک «رهبر» بلامنازع، یک «بنیاد» جهان‌شمول، و یک «نبرد» وطن‌پرستانه! زمینة لازم جهت خر کردن خلق‌الله فراهم آمده بود!‌ این «سه پایه» لعنتی همان است که امروز پس از گذشت سه دهه همه روزه در کوچه و خیابان، محل کار و تحصیل و حتی خارج از مرزها توی سر مردم این مملکت می‌خورد.

با این وجود نمی‌باید کارآئی این «سه‌پایه» را از نظر دور داشت. این پروسة استعماری طی کم‌تر از شش ماه یکی از استوارترین دیکتاتوری‌های نظامی جهان در مرزهای ابر قدرت اتحاد شوروی سابق را، آنهم در اوج شکوفائی اقتصادی خود از هم فروپاشید!‌ بدون آنکه حتی آب در لیوان سفیر آمریکا و انگلستان در تهران «تکان» بخورد! کجای کارید؟ سفارت فرانسه در مقام چرخ پنجم گاری سازمان آتلانتیک شمالی به عنوان «میزبان» همان امام‌خمینی «گلباران» هم شد! البته همانطور که در عمل دیدیم برنامة آمریکائی‌ها تا حدودی با اشکال روبرو بود. زیاده‌خواهی‌های واشنگتن خصوصاً در افغانستان و پاکستان نمی‌توانست صرفاً از طریق جایگزینی شاه با خمینی به دست آید. اگر فروپاشاندن دستگاه سلطنت با استفاده از «سه‌پایة» کذا به سادگی صورت پذیرفت، برای راندن ایرانیان از یک زندگی «انسانی» و معاصر و فروانداختن‌شان در دام یک نظام پس‌افتاده، پوپولیست، مذهبی‌نما و از نظر روابط بین‌الملل «منزوی» و منفور مسلماً این سه‌پایه کفایت نمی‌کرد؛ شعبدة «گروگانگیری» و «جنگ‌تفریحی» لازم آمد. همان گروگانگیری و جنگ‌ که امروز سردمداران اصلی‌اش «اصلاح‌طلب» و «آزادیخواه» و غیره هم شده‌اند!

با در نظر گرفتن مقدمة طولانی‌ای که در بالا آمد، امروز می‌توان تا حدودی به اهداف نظام‌های سلطه‌گر جهانی در شعبدة «انتخابات» اخیر حکومت اسلامی اشراف پیدا کرد. همانطور که می‌بینیم «تحولات» مرتبط با انتخابات اخیر جمکران نیز همچون اوباش‌پروری‌هائی که منجر به استقرار حکومت اسلامی شد، در بطن یک نظام کاملاً بسته صورت می‌گیرد. به بیان دیگر، دعوا همانطور که در غائلة 22 بهمن شاهد بودیم در حد یک «دعوای محافل» محدود مانده. طی بحران 22 بهمن، اگر روحانیت در همکاری کامل با سلطنت خود یکی از بنیادهای حامی کودتاها و سرکوب‌های ملت ایران بوده، هیچ اهمیتی نداشت! تبلیغات و هیاهوی رسانه‌ها این بنیاد را در 22 بهمن تبدیل به منبع «آزادیخواهی» کرده بود! امروز نیز همین مسیر استعماری توسط آقای میرحسین موسوی طی می‌شود.

موسوی که خود یکی از سردمداران سرکوب فراگیر در کشور ایران است و بر اساس شواهد و ظواهر، فعلاً قرار شده نقش امام‌خمینی مفلوک را بر عهده بگیرد! خلاصة کلام تبلیغات همان است که حزب توده، مجاهدین، برخی از چپ‌ها و حتی ملی‌نماها در آغاز هیاهوی امام‌زمان‌شان به مردم تحویل می‌دادند. بر اساس برداشت‌های اینان «روحانیت تغییر ماهیت داده، باید از امام حمایت کنیم!» امروز این میرحسین موسوی است که گویا «تغییر ماهیت یافته»، و دیگران نمی‌باید در احوالات گذشته‌اش «دقت نظر» به خرج دهند؛ ایشان حکایت همان دوشیزة 80 ساله‌ای را پیدا کرده‌اند که با صدها وصله و بخیه قصد رفتن به خانة بخت دارند.

همانطور که گفتیم، جنگ دو محفل «اصولگرا» و «اصلاح‌طلب» نوعی از انواع جنگ‌های خانگی است، ولی این «جنگ ‌خانگی» در عمل پیش از انتخابات «پیش‌بینی» شده بود. و با تبلیغات منفی که حول محور «اصول‌گرائی» طی چهار سال بر علیه دولت احمدی‌نژاد صورت گرفت امکان رأی گستردة عمومی به وی عملاً وجود نداشت. در نتیجه اصلاح‌طلبان می‌دانستند که «اقبال» در این رأی‌گیری بیشتر با جبهة اصلاحات خواهد بود. ولی نخست باید در همینجا بگوئیم، این «اقبال» هیچ ارتباطی با شرکت 85 درصد واجدین شرایط در این انتخابات ندارد. ادعای شرکت 85 درصد از واجدین شرایط در این نمایشات فقط یک تبلیغات گمراه‌ کننده است و توسط دستگاه جمکران و اربابان‌ غربی‌اش در بوق و کرنا گذاشته شده. با این وجود پر واضح بود که طی یک «رأی‌گیری» ـ این رأی‌گیری مسلماً در حد محافل و لات‌ولوت‌های نمازجمعه‌ها محدود می‌ماند ـ احمدی‌نژاد رفتنی بود.

در ساختاری که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در منطقة آسیای مرکزی به وجود آمده، تکرار نمایشات انتخاباتی از قماش آنچه پیشتر چهار بار خامنه‌ای و هاشمی را با بیش از 90 درصد آراء از صندوق‌ها بیرون کشید دیگر امکانپذیر نیست؛ حکومت اسلامی و اربابان این دستگاه سرکوبگر در غرب، می‌باید در چارچوب روابط جدید منطقه‌ای بالاجبار موجودیت نوعی «آلترناتیو» سیاسی را در بطن جمکران بپذیرند. مشکل این نیست که احمدی‌نژاد برود یا خیر!‌ مسئله این است که جریان تزریق «آلترناتیو» در فضای سیاسی کشور هم می‌باید به صورتی خانگی انجام پذیرد و صرفاً خودی‌ها را به میدان بیاورد، و هم می‌باید در خدمت گسترش دامنة مشروعیت این حکومت «شترگاوپلنگ» باشد.

آنچه امروز تحت عنوان «مقاومت» میرحسین از دهان این و آن بیرون می‌آید، در عمل لبیکی است به نیازهائی که در بالا به آن‌ها اشاره کردیم. انتخاب میرحسین موسوی طی نمایشات مسخرة حکومت اسلامی، گزینشی که به هیچ عنوان برای جمکران معضلی ایجاد نمی‌کند، بدون نمایشات جنبی که مدتی است شاهد آن هستیم، نمی‌توانست مشکلات حکومت اسلامی را در منطقه حل کند. این «انتخابات» می‌بایست در شرایطی صورت گیرد که همزمان مشروعیت کافی برای دولت موسوی به صورتی که می‌بینیم، از منظر تبلیغات جهانی فراهم آورد. همان اصلی که امروز توسط تمامی شبکه‌های خبرگزاری جهان که دست در دست «مخالف‌نماهای» حرفه‌ای و اوباش اصلاح‌طلب و صادراتی‌های جمکران به غرب گذاشته‌اند، در شرف تکوین است. تمامی این جانیان که طی سه دهة گذشته دست‌شان به خون مردم این مملکت آغشته شده، طرفدار «بازشماری آراء»، «انتخابات منصفانه»، «تجدید رأی‌گیری» و غیره هستند!‌ می‌بینیم که «بهانه» نیز بسیار روشن و کاملاً قابل توجیه است: «حمایت از آراء ملت ایران!»

در مقطع فعلی، وارد شدن به تجزیه و تحلیل و جزئیات بده‌بستان‌های سیاست‌های بین‌الملل در این نمایشات ضدایرانی کار را به درازا خواهد کشاند، ولی به طور مثال شاهد بودیم که دولت‌های فرانسه و آمریکا در آغاز درگیری‌ها به سرعت شروع به «مخالفت با سرکوب مردم» کرده، سرکوب‌ها را نشانة شکست احمدی‌نژاد در انتخابات دانستند! ولی قصد واقعی از این «مخالفت‌ها» همان بود که در غائلة 22 بهمن شاهد بودیم، یعنی فراهم آوردن زمینة مناسب جهت قدرت‌نمائی باندهای وابسته به احمدی‌نژاد! چرا که وی با تکیه بر «آمریکائی» بودن اصلاح‌طلبی می‌توانست جایگاه مهمی در بطن مبارزات وطن‌پرستانه و ضدآمریکائی خلق‌الله خوش‌باور برای خود بجوید!

ولی این ترفند نگرفت! و به دلیل تغییرات استراتژیک که فروپاشی اتحادشوروی پدید آورده، در پاسخ به این موضع‌گیری‌های رذیلانه، مسکو حاضر نشد دعوت از احمدی‌نژاد را جهت شرکت در نشست پیمان شانگهای لغو کند! کرملین با احضار احمدی‌نژاد به مسکو عملاً یک سطل «آب یخ» بر سر حضرات در غرب سرازیر کرد! اینبار احمدی‌نژاد که با تکیه بر جنجال واشنگتن پیرامون انتخابات به مبارزی نستوه و «ضدآمریکائی» تبدیل شده بود، با نشستن در کنار مدودف، در شرایطی که لباس‌شخصی‌ها مردم را در خیابان‌ها تکه تکه می‌کردند، در مقام نوکر و خانه‌شاگرد کرملین ظاهر شد!

حاکمیت آمریکا که از این تغییر موضع بی‌نهایت وحشتزده شده بود،‌ برای حفظ سفرة چپاول خود در منطقه، به سرعت از زبان ریاست جمهور اعلام داشت که، «تفاوتی بین احمدی‌نژاد و موسوی نمی‌بیند»! و چون کار در این مرحله رفع و رجوع نشد، فرمودند، «آمریکا مشروعیت انتخابات را یک امر داخلی تلقی می‌کند!» خلاصة مطلب آقای اوباما به زبان بی‌زبانی می‌فرمایند: «برای ما موسوی و احمدی‌نژاد تفاوتی ندارند، هر دو نوکر خودمان هستند و می‌توانند منافع ما را تأمین کنند، در نتیجه درگیری‌های داخلی را هر که برد با او کنار می‌آئیم!»

دلیل لغو دستور سرکوب مردم از طرف دستگاه پلیس و نیروهای انتظامی جمکران، که طی چند تظاهرات اخیر گویا دیگر دست به وحشیگری‌های اسلامی و علنی نزده‌اند، همین عقب‌نشینی غرب در برابر سیاست‌های بزرگ منطقه‌ای بوده. بارها گفته‌ایم، نیروهای انتظامی، خصوصاً سپاه ‌پاسداران و اوباش لباس‌شخصی و انتظامی نوکران و نانخورهای واقعی پایتخت‌های غربی‌اند، چماقی که اینان بر سر فرزندان این سرزمین می‌کوبند در غرب تبدیل به آسایش و رفاه و ثروت شده.

با این وجود مشکل اصلی ما ایرانیان هنوز لاینحل باقی مانده. همانطور که می‌بینیم میرحسین موسوی قصد دارد جنبش آزادیخواهی ملت ایران را بار دیگر به جانب مسجد و منبر، روحانیت و اسلام و این قبیل جفنگیات سوق دهد. سخن از آزادی مطبوعات نیست، حرفی از آزادی فعالیت‌های هنری، فرهنگی، ادبی و ... به میان نمی‌آید، اینترنت و تلفن‌های همراه هنوز تحت نظارت سانسورچی‌های مخابرات قرار گرفته، خبرنگاران خارجی تحت نظارت سپاه پاسداران فیلم و مصاحبه تهیه می‌کنند، ولی میرحسین موسوی بجای منعکس کردن مطالبات دمکراتیک مردم، امروز در کمال وقاحت خواستار شرکت مخالفان «نتایج انتخابات» در نماز جمعه به امامت علی خامنه‌ای شده!

باید این سئوال را به طور جدی از نظر سیاسی مطرح کنیم که گروه‌های وابسته به جمکران تا کجا و تا کی می‌خواهند مردم این مملکت را بفریبند و برای جنایتکاری چون موسوی که امروز دیگر رسماً نقاب آزادیخواهی را نیز کنار گذاشته و دست به دامن مسجد و منبر و مقام رهبری شده تحت عنوان آزادیخواه کسب وجهه و مشروعیت کنند؟ این سئوالی است که تمامی کسانیکه پشت سر موسوی سنگر گرفته‌اند، در روزهای آینده می‌باید برای آن جوابی روشن و صریح داشته باشند.


نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس







فیلترشکن‌های جدید18ژوئن2009

unblocked-facebook.org
unblockfacebook.ws
facebookproxies.co.uk
pboyz.com
my-space-proxy.com
x885.com
unblockfacebookproxy.org
facebookunblocked.org
filtersbite.com
walk2b.com
pray3.com
huck04.com
sd32.com
orkutunblocked.com
hen4.com
myspaceoxy.biz
accesstoblockedsites.com
bames.info
facebookunblock.co.uk
wowgeo.com
bebo-proxy.org
u863.com
zubec.com
sitesmuggler.com
unblockyoutubeproxy.com
orkutunblockproxy.com
igomu.com
www.unblockeddomain.info
unblockedfacebook.org
studentloans1.org
unblockbebo.ws
ourposts.info
orkut-proxy.org
kv39.com
urpal.net/proxy
youtubeaccess.com
myspacerace.info
unblockbebo.name
orkutunblock.com
unblockorkutproxy.com
orkutoxy.com
orkutproxies.net
racingparts.info
blockedsiteaccess.com
unblockedorkut.com
get2la.com
accessyoutube.com
lo50.com
ots4.com
unblockbeboproxy.co.uk