۴.۲۰.۱۳۸۸

«کاهش» و خواهش!









پس از رسوائی‌های «پساانتخاباتی» حکومت جمکران، جبهة اصلاح‌طلب حکومت اسلامی در داخل و خارج به سرعت تغییر رنگ داده، و همچون مار پوست انداخته. این جبهه، اینک با تکیه بر «توجیهات» ویژه قصد دارد این شبهه را القاء ‌کند که، شرکت در این «انتخابات»، علیرغم تمامی تقلباتی که در آن صورت گرفت، می‌باید گامی مؤثر در راه دست‌یابی به «اهدافی» والا تلقی شود! باید بگوئیم که مردم ایران، این نوع «پرروئی» ویژه را پیشتر نزد آخوند و آخوندبچه ‌جماعت از دیرباز دیده‌اند؛ در کمال تأسف تجربة تاریخی نیز نشان داده که علاجی بر این «ابنه» نتوان یافت. ولی در این میان چند اصل هنوز نیازمند توضیح و تشریح باقی می‌ماند. نخست اینکه با تکیه بر شناختی که از عملکرد «نامزدهای» اصلاح‌طلب طی سه دهه حضورشان در صحنة سیاست جمکران در دست است، این «اهداف» به اصطلاح والا که قرار بوده افرادی از قبیل موسوی و کروبی برای ملت ایران «تحصیل» بفرمایند اصولاً چه صیغه‌ای می‌تواند باشد؟ ثانیاً این چه نوع «اهدافی» است که حتی شکست در «انتخابات» نیز در راه دستیابی به آن‌ها فاقد ‌ارزش می‌شود؟ مبلغ‌های خط «اصلاحات» بهتر است مشخص کنند،‌ «اثبات» این امر که حکومت اسلامی یک دستگاه متقلب و خودفروخته است، از چه رو نیازمند شرکت مردم در «انتخابات» این حکومت بوده؟

دعوت از مردم برای شرکت در «انتخابات» یک حکومت استبدادی و دست‌نشانده، جهت نمایاندن طبیعت واقعی‌اش، درست مثل این است که با علم به مسموم بودن غذاهای یک سفره، همگان را به تناول آن دعوت کنیم. بعد هم زمانیکه ملت به قی و اسهال می‌افتد، فریاد بر آوریم که ببینید! «غذا فاسد بوده!» به صراحت بگوئیم، اگر کسانی در میان اوباش جمکران و نانخوران شبکه‌های «خبرسازی» که حامی این حکومت در سطح جهانی‌اند، در متقلب بودن دستگاه جمکران تردید داشتند مشکل از خودشان است، نه از ملت ایران. ما ملت با حکومت اسلامی مشکلی مشخص داریم، و از نخستین روزهای به قدرت رسیدن این حضرات آنچه را باید در جبین اینان ببینیم دیدیم، و در کمال تأسف به صراحت حمایت محافل بین‌المللی را نیز از این دستگاه ضدبشری در عمل شاهد بودیم. اگر حکومت اسلامی تا به امروز سر پا مانده، فقط به دلیل حمایت دست‌های «مقدس» سازمان‌های امنیتی غرب است. آقای خمینی و حکومت اسلامی ابداعی ایشان، بدون حمایت غرب تا به حال هزاران بار از صفحة تاریخ ملت ایران زدوده شده بودند.

از سوی دیگر اگر غرب قصد تجدید فراش در منطقه دارد، اینهم باز به ما ملت مربوط نمی‌شود؛ عملة نوین غرب از هر رقم و جنس و قلم، با آن‌ها که امروز در خیابان‌های تهران و شهرهای بزرگ سوار بر موتور با چوب و چماق «رژه» می‌روند، تفاوت چندانی ندارند. این اوباش روز 28 مرداد با عکس «اعلیحضرت» رژه رفتند، روز 22 بهمن هم با پوسترهای یک آخوند شپشو در خیابان‌ها عربده کشیدند؛ دعوا نه برای محمدرضا پهلوی بود، و نه برای روح‌الله خمینی؛ دعوای نفت بود و نفت‌خواری و گیس‌کشی میان محافل سرمایه‌داری! اگر محافل غرب بین خودشان دعوا دارند و بعضی‌های‌شان می‌خواهند به اصطلاح «طبیعت» واقعی رژیم اسلامی را در برابر جهانیان افشا کنند، این قضیه‌ کجای‌اش به ما ملت مربوط می‌شود؟ ما ملت طبیعت این رژیم را خوب می‌شناسیم، این غربی‌ها خودشان حکومت اسلامی را ساختند و پرداختند؛ خودشان از این دستگاه جهنمی حمایت کردند و هزاران ایرانی را برای استقرار آن به خاک و خون کشیدند، حال می‌خواهند این عمارت ادبار و نکبت را به دلیل تغییر سیاست‌های‌شان از پایه بیاندازند! مطمئن باشیم، در این «روند»، ما ملت بیش از آنچه منفعت کنیم، زیان خواهیم دید؛ همان‌ زیان‌هائی که با فروپاشی رژیم پهلوی نصیب ما ملت شد، و در جیب سرمایه‌داری غرب دلار پشت‌ سبز بود.

پس از آنچه در صحنة سیاست کشور در عمل شاهد بوده‌ایم، کدام احمقی هنوز بر این باور است که با جابجائی یک رژیم می‌توان سرنوشت یک ملت را بهبود بخشید؟ سرنوشت ملت‌ها را خود ملت‌ها تغییر می‌دهند، آنهم به صورت گام به گام، نه رژیم‌های دست‌نشانده‌ای که مجبورند از آغاز کار نفت خام بفروشند و گدائی نان و سرنیزه از بانک‌های غربی بکنند. این رژیم‌ها نان را به عمال خود می‌دهند، تا آنان با سرنیزه جهت ادامة کار رژیم صدای مخالفان را‌ خفه کنند؛ می‌بینیم که دو عامل اصلی و کلیدی «حکومت»، یا آنچه حضرت امام‌خمینی «استقلال سیاسی» می‌نامیدند! هر دو از دست‌های «مقدس» اربابان می‌رسد!‌ در کمال تأسف این «اصل» پایه‌ای در سیاست جهان سوم را نمی‌توان با پیروی از خطوط پیشنهادی استعمار در هم فروشکست. برای تغییر این روند نیازمند ابتکار، تلاش و بهره‌گیری از روش‌هائی گاه «غیرمتعارف» هستیم. با این وجود سخنگویان و نانخورهای دستگاه استعمار، ملت را فریب می‌دهند و اینچنین وانمود می‌کنند که برای تغییر این روند شوم و نفرت‌انگیز فقط کافی است در انتخابات فرمایشی این نوع رژیم‌ها «شرکت» کنیم! به قول اینان، «دمکراسی فقط از صندوق رأی بیرون می‌آید»! البته این حرف 50 درصدش درست است، همان 50 درصدی که شامل حال ملت ایران نمی‌شود. چرا که اگر دمکراسی از صندوق بیرون می‌آید، هر آنچه از صندوق بیرون آید الزاماً دمکراسی نیست. همانطور که طی سه دهه، «انتخابات» حکومت جمکران ارتباطی با دمکراسی نداشته.

ولی اگر گفتیم برخی جناح‌ها در غرب به جان یکدیگر افتاده‌اند، بی‌دلیل نیست. امروز یک نشریة آمریکائی که فرضاً بسیار هم «معتبر» است، به نام «فارین‌پالیسی»، بر سایت اینترنتی خود مطلبی در مورد «انقلاب» اسلامی قلمی کرده بود. می‌دانیم که اگر ما ملت این هیاهو و غائله را «انقلاب» نمی‌دانیم و به هزاران دلیل خرد و کلان آنرا یک ماجراجوئی استعماری می‌خوانیم، آمریکائی‌جماعت اصلاً از این شوخی‌ها ندارد. برای اینان خیمه‌شب‌بازی 22 بهمن «انقلاب» است، آنهم انقلابی در ابعاد «انقلاب اکتبر»!

انقلاب شوروی، از نظر تاریخی یکی از مهم‌ترین رویدادهای قرن بیستم به شمار می‌رود؛ این انقلاب تاریخ بشر را طی 80 سال عملاً منقلب کرد. اگر امروز این انقلاب از صحنة داده‌های سیاسی جهان حذف شده، تبعات آن تا دیرباز با ملت‌ها باقی خواهد ماند. انقلاب اکتبر را نمی‌توان با کودتای ساواک و شهربانی پهلوی‌ها در بطن یک رژیم دست‌نشانده به قیاس کشید. ولی اصرار محافل استعماری جهت به کرسی نشاندن «حقانیت» تاریخی این اوباش‌گری، فقط یک دلیل می‌تواند داشته باشد. و آن اینکه تحمیل پدیده‌ای به نام «انقلاب» اسلامی توطئه‌ای است گسترده که توسط تبلیغات رسانه‌ای غرب بر علیه ملت ایران و کشورهای مسلمان‌نشین به راه افتاده. «مقایسة» کودتای 22 بهمن با انقلاب اکتبر توپ پنچری است که محافل غرب به میدان بحث‌های روشنفکرنمایانة خود انداخته‌اند، و صد البته این «توپ» از جمله مقدس‌ترین «توپ‌ها» نزد آخوند جماعت و جوجه روشنفکران حوزه‌هاست؛ خلاصه آنچه از ارباب رسد نیکوست! این «توپ» هم نقل محافل دانشگاهی یانکی جماعت می‌شود، و هم به دلیل «توجه» اربابان، وسیله‌ای شده جهت «چسی»‌ آمدن آخوندها و «انقلابی‌نمائی‌شان» در برابر توده‌های مردم ایران. خلاصه بگوئیم این «روند» تماماً استعماری هم مشکل استعمار را حل می‌کند، هم مشکل اوباش دست‌نشانده‌اش را در ایران! فقط می‌ماند مشکل ملت ایران که کسی برای آن دست بالا نخواهد زد.

به هر تقدیر در مطلبی که بر تارک سایت «فارین‌پالیسی» همچون الماس کوه نور می‌درخشد، نویسنده پس از «آسمان و ریسمان» فراوان، و مقایسة بحران‌های اروپای شرقی طی جنگ‌سرد، با لات‌بازی‌های حجج‌ اسلام در منطقه، به این نتیجة عالمانه می‌رسد که «انتخابات» اخیر در ایران باعث شد که نفوذ معنوی «انقلاب اسلامی» نزد ملت‌ها به شدت کاهش یابد! نمی‌دانستیم تا پیش از 22 خردادماه 1388، قتل‌عام چندین هزار مخالف، که از نخستین روزهای دستیابی آخوندها به قدرت آغاز شد، و فرار میلیون‌ها ایرانی به خارج از مرزها، به همراه ورشکستگی اقتصادی، مالی، فناورانه، نظامی و فرهنگی که حکومت جمکران برای ما ملت به ارمغان آورده، همه و همه وسیله‌ای بوده جهت گسترش «نفوذ معنوی» قم و کاشان در افکار عمومی مسلمانان جهان! حتماً حل‌المسائل امام‌خمینی هم موشک قاره پیمای‌شان بود!

ولی نویسندة محترم آنچه را که باید بنویسند، به عادت معمول در چنین نشریاتی، ننوشته بودند! یعنی همان عقب‌نشینی برخی محافل از «نظریة فوق» و پناه بردن‌شان به سنگری که امروز به صراحت «طرح دمکراسی برای ایران» خوانده می‌شود! آمریکائی‌ها که در جریان جنگ‌های «مقدس» افغانستان هر آنچه لات‌و‌اوباش و چاقوکش در کشورهای مسلمان‌نشین پیدا کردند،‌ به کانادا، استرالیا و ایالات جنوبی آمریکا منتقل نموده، آنان را در هنگ‌های سازمان یافته‌ای جهت «نبرد با کمونیسم» مستقر می‌کردند،‌ پس از فروپاشی اتحاد شوروی انگشت به دهان حیران ماندند که با این لشکر لات‌واوباش چه باید کرد؟ خوشبختانه یا بدبختانه جنایات 11 سپتامبر در نیویورک که نتیجة مستقیم سیاست‌های کاخ‌سفید بود به اینان گوشزد کرد که بهتر است هر چه زودتر برای اوباش اسلام‌پناه مأموریت‌های مناسبی پیدا کنند. و به همین دلیل جنگ‌های منطقه‌ای از همان لحظه با شرکت پنتاگون آغاز شد. اوباش را از کشورهای محل اقامت‌شان بیرون کشیده، با خودشان آوردند به منبع الهام اسلام راستین، یا همان جهان اسلام! ولی همانطور که دیدیم، این عملیات جهت صادر کردن «مشکل» به جهان اسلام بود، نه حل مشکل ملت‌ها. بحران‌سازی، جنگ، آدمکشی، بمب‌گزاری در هیچ معیاری نمی‌تواند مشکلات ملت‌ها را حل کند. ولی می‌تواند برای همین آمریکا مشکلات جدید ایجاد کند که ایجاد هم کرده. به همین دلیل حاکمیت انگلستان دست در دست یکی از جناح‌های حزب دمکرات سعی دارند بر «افسانه‌ای» که سازمان ناتو به رهبری پنتاگون طی سه دهه تحت عنوان «جاذبة مردمی انقلاب اسلامی» از طریق «شستشوی مغزی جوانان» در آمریکا و کانادا و انگلستان سر هم کرده بودند، نقطة پایان بگذارند.

البته هنوز برخی محافل غرب بر طبل «انقلاب اسلامی» می‌کوبند و حاضر نیستند لقمة چرب و لذیذ را به این آسانی از دست بدهند. ولی اینکه امروز نوکران سفارتخانه‌های غربی در تهران همچون سگ هرزه‌مرس به جان یکدیگر افتاده، و اوباش جمکران را در خیابان‌ها با چوب و چماق به جان مردم می‌اندازند، ریشه در همین دوگانگی و دودستگی در میان محافل سرمایه‌داری غرب دارد. دودستگی در میان همان‌ها که بنیانگزاران خوشبخت معجزة «امام خمینی» در 22 بهمن 1357 بودند.

امروز آنان که با عربدة «زنده باد انتخابات» ملت ایران را به پای صندوق‌های رأی جمکران فرستادند در عمل پای در مسیری می‌گذارند که استعمار از پیش بر آنان گشوده. به سینه‌چاک‌های «طرح دمکراسی برای ایران» به صراحت می‌گوئیم که بازی کردن در میدان استعمار دیگر از همان معنا و مفهوم طی دوران «جنگ‌سرد» برخوردار نیست. امروز پیروزی‌های یک‌شبه، کودتاهای «حق‌طلبانه»، همکاری‌های جهانی با یک هیئت حاکمة احمق و بی‌خبر از دنیا که از درون لژهای حماقت‌پروری و خودفروختگی بیرون می‌کشیدند دیگر سپری شده. امروز کسی که مردم ایران را به شرکت در انتخابات دعوت کرده، جهت توجیه عمل خود می‌باید بیش از آنچه شیفتگان شرکت در این نوع «انتخابات» در کارنامه دارند، ارائه دهد.

ما از هم‌وطنان خواستیم که در این نمایش احمقانه شرکت نکنند. و استنباط ما این است که اکثریت گسترده‌ای از مردم، البته نه صرفاً به دلیل درخواست ما، این انتخابات را تحریم کرده‌اند. شرایط نشان می‌دهد که درگیری‌ها در سطح شهرهای ایران به هیچ عنوان نتیجة «تقلب» در این انتخابات نیست، این درگیری‌ها هدف دیگری را دنبال می‌کند، هدفی که نویسندة فارین‌پالیسی از آن تحت عنوان «فروپاشی نفوذ انقلاب اسلامی» در منطقه یاد می‌کند. در عمل تفاوتی ندارد که چند درصد رأی دهندگان واقعاً پای صندوق‌ها رفته‌اند و به چه کسانی هم رأی داده‌اند. درگیری در سطح شهرها از پیش برنامه‌ریزی شده بود، و هدف اصلی آن نابودی «تصویری» است که استعمار برای حکومت اسلامی در منطقه ساخته و پرداخته.

با این وجود، از آنجا که امروز در سطح جهان «جنگ ارقام» به راه انداخته‌اند، همان‌ها که حکومت جمکران را به تقلب و رأی‌سازی و صحنه‌سازی متهم می‌کنند، آمار شرکت 40 میلیون نفری را که توسط همین وزارت ‌کشور ارائه می‌‌شود، تبدیل به مهم‌ترین دلیل جهت موفقیت «نامزد» مورد نظرشان کرده‌اند! این لودگی‌ها و حماقت‌ها مسلماً شایستة یک حرکت مسئول سیاسی نیست؛ اینان مسئول نیستند و هنوز فکر می‌کنند که با بهره‌گیری از فضاسازی‌های احمقانة‌ ساختة نظام رسانه‌ای بین‌المللی تا ابد می‌توانند بادبان کشتی شکستة‌ خود را در مسیر باد باز نگاه دارند.

طرح «دمکراسی برای ایران» حتی اگر توسط قدرت‌های استعماری به میدان آورده شده باشد، یک اصل کلی را شامل خواهد شد. در این فضای جدید لودگی‌ها و دلقک‌بازی‌ها از نوع «کهن» و «سنتی» دیگر جائی نخواهد داشت. بحران سیاسی در کشور ایران نیز تا زمانیکه به صراحت به سوی منافع ملی و برآوردن مطالبات واقعی ملت ایران تغییر مسیر ندهد فقط گروهی از جناح‌های سرکوبگر حکومت اسلامی و مشتی ماجراجو را به خود جذب خواهد کرد. ما در همین مقطع از هم‌میهنان می‌خواهیم که پای در میدان آشوب‌طلبی‌های اوباشی نگذارند که طی سه دهه با سرکوب ملت ایران حکومت اسلامی را بر اریکة قدرت نگاه داشته‌اند. این آشوب‌ها و «جنگ‌ها» متعلق به ملت ایران نیست. آنزمان که جهت‌گیری سیاست‌های جهانی در چارچوب منافع ملی ما ایرانیان متحول شود ملت ایران این حاکمیت را گام به گام، و در جهت برآوردن مطالبات دیرینه و دمکراتیک خود به عقب خواهد راند. مطمئن باشیم که این چشم‌انداز آنقدرها هم دور نیست.


نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس







فیلترشکن‌های جدید11ژوئیه2009

unblocker-1.info
www.starwarsmania.com
hidingnow.com
accessum.org
unhider.com
dressedinblack.info
tiger-host.com/proxy
blockkiller.info
ghost-ride.info
unblocksitesnow.info
8az.info
3by.info
unblockwebsitesnow.info
3m9.info
www.rifffly.net
www.broadr.info
bringingdownthehouse.info
www.clearload.com
mymerengue.info
sportathletics.info
slaughterblog.com
fungamesclub.info
www.summerproxy.net
www.getaroundit.info
meddlingmage.info
proxy.moneynews24.com
www.roodel.com
lifeshakestore.com
www.thedarkwar.com
www.allsphere.info
www.neatfill.com
actionanime.info
www.starwarsportal.com
25w.info
https://3309795673.com/0_o.php
onkey.info


۴.۱۸.۱۳۸۸

مردم‌سالاری کربلائی!









بحرانی که ایران تحت عنوان «اعتراض به انتخابات» در آن طی طریق می‌کند طی چند روز گذشته، به تدریج ابعاد گسترده‌‌تری به خود گرفته. نخست اینکه هیئت حاکمة جمکران، به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع الهام «طالبان‌پروری» در جهان اسلام در این بحران تنها نمی‌ماند. بله، کشور چین یکی دیگر از اهرم‌های بسیار تعیین‌کننده در زمینة بحران‌سازی‌های اسلامی و دینی اینک مستقیماً پای در این منجلاب گذاشته. طی شورشی فراگیر که منطقة «اورومچی» چین را فراگرفت، پیام بسیار صریحی از طرف قدرت‌های جهانی به پکن ارسال شد. لبة تیز این «شورش» که هیئت حاکمة مائوئیست چین را به لرزه در آورد، به صراحت سیاست‌های اسلام‌پروری پکن را «هدف» قرار داده. از ورای این «شورش» برخی قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای به پکن تفهیم کردند که دیگر نمی‌تواند با تکیه بر حمایت‌های مستقیم برخی جناح‌های حزب‌ دمکرات ایالات متحد دست به ماجراجوئی در جهان اسلام بزند، و همزمان خود را از تبعات این اسلام‌پروری‌ها دور نگاه دارد. این مجموعه سیاست «چینی ـ آمریکائی» همان ساختاری بود که پس از اوج‌گیری «اسلام انقلابی» در ایران، به تدریج تبدیل به یکی از مجموعه سیاست‌های منطقه‌ای جهت سرکوب ملت‌ها و حمایت از «بنیادگرائی» دینی شده بود. بی‌دلیل نیست که جناح هیلاری کلینتن، وزیر امور خارجة دمکرات فعلی، شرکت در یکی از مهم‌ترین دیدارهای استراتژیک «آمریکا ـ روسیه» پس از جنگ سرد ـ دیدار اخیر اوباما از مسکو ـ را عملاً بایکوت کرد؛ خانم کلینتن در این دیدار حضور نداشتند، و این خود نشان از تغییرات وسیع در سیاست‌های جهانی ایالات متحد است.

در ضمن در مصافی «فرضی»، و در مقابله با مسائل و معضلاتی که گویا هیئت حاکمة جمکران برای سیاست‌های جهانی ایجاد کرده‌، شاهدیم که باراک اوباما و سخنگویان جناح‌های سنتی‌تر در حزب دمکرات دو گفتمان متفاوت، اگر نگوئیم «متخالف» در پیش گرفته‌اند. بایدن، معاون ریاست جمهور و رئیس «کنگره» رسماً سخن از «استقلال عمل» اسرائیل در اعلان جنگ بر علیه ایران به میان می‌آورد، و هیلاری کلینتن در تأئید مطالب وی از «تشدید محاصرة اقتصادی» بر علیه ملت ایران نیز حمایت می‌کند، اینهمه در شرایطی که باراک اوباما هر گونه فشار بر کشور ایران را در مصاحبه‌هایش محکوم کرده، معتقد است که نمی‌باید میز مذاکره را به هیچ عنوان «ترک» کرد! ایندو گفتمان هر چند تا حدود زیادی جنبة تبلیغاتی و رسانه‌ای داشته باشد، بیانگر یک اصل کلی است و آن اینکه حزب دمکرات ایالات متحد دیگر نمی‌تواند در شاهراه «اسلام‌پروری» چهارنعل به پیش بتازد و تحت عنوان «الهامات توده‌های مسلمان» مشتی اوباش و نوکران کاخ‌سفید را با تیغ و ریش و چماق بر ملت‌ها حاکم نگاه دارد.

این یکی از مهم‌ترین «داده‌هائی» است که اینک فروپاشی رسانه‌ای و تبلیغاتی آن آغاز شده، و تحولات نشان می‌دهد که این فروپاشی به جهان اسلام نیز گسترش خواهد یافت. البته باز هم به دلائل تاریخی «بحران» اخیر نیز از کشور ایران آغاز شده است. با این وجود، با توجه به رخدادهای اخیر در چین می‌توان مطمئن بود که زمینة اجرائی این سیاست، حداقل تا آنجا که به حمایت محافل قدرتمند منطقه‌ای مربوط می‌شود کاملاً مهیا شده. سیاست اسلام‌پروری اینک به نفس نفس افتاده، و استعمارگران دیگر نمی‌توانند با علم کردن آخوند و آخوندک، شیخ و دستار و قرآن و حل‌المسائل برای سیاستگزاری در منطقه از آستین خود یک شبه «هیئت حاکمه» بیرون بکشند. اهمیت آنچه «انتخابات» در ایران معرفی می‌شود دقیقاً در همین مقطع روشن خواهد شد.

طی چند هفته‌ای که کشور درگیر تب «انتخابات» بود، بارها گفتیم که این به اصطلاح «انتخابات»، تلاشی است از طرف محافل غرب جهت تأمین مشروعیت دوباره برای حکومت اسلامی. در عمل، از روز نخست و حتی بدون نیاز به بررسی تحولاتی که پس از «انتخابات» به دنبال آمد، با تکیه بر حمایت رسانه‌های غرب از این «پدیدة دمکراتیک» در حکومت اسلامی، به صراحت این امکان مشاهده می‌شد که تبلیغات‌چی‌ها در پس پردة این نمایش اهداف مشروعیت ‌بخشی می‌جویند. اهدافی که امروز در صحنة سیاست جهانی کاملاً رو شده. بیرون کشیدن موسوی در «تقابلی» فرضی با «دیکتاتوری» احمدی‌نژاد، همان سناریوئی بود که توسط برخی محافل غرب در بوق و کرنای «پنهان» و رسانه‌ای و تبلیغاتی گذاشته شده بود.

البته می‌باید قبول کرد که عقب‌نشستن خاتمی، و پیش کشیدن فردی چون میرحسین موسوی از همان روزهای نخست نشان داد که معماران این «انتخابات» آنقدرها که بعضی‌ها باور کرده‌ بودند، به نتیجة این «ماجراجوئی» دینی خوشبین نیستند. در مطالب پیشین بارها گفته بودیم که میرحسین موسوی از نظر حقوقی و پیشینة سیاسی در موضعی نیست که بتواند در مقام ریاست جمهوری ایران، آنهم به عنوان یک فرد آزادیخواه و دمکرات قرار گیرد. گفته بودیم که پروندة سیاسی موسوی سنگین‌تر از آن است که بتواند وی را به عنوان یک کاندیدای قابل‌بحث روانة میدان این نوع «انتخابات» کند.

ولی نمی‌باید از حق گذشت که این «نسخة‌ منحوس»، حتی در صورت موفقیت میرحسین موسوی هم می‌توانست برای حکومت اسلامی وجهه‌ای جهانی کسب کرده، بار دیگر دکان «مبارزات پیگیر» اصلاح‌طلبان و کارشکنی‌های ناجوانمردانة اصولگرایان را تبدیل به مسائل کلیدی جامعة ایران کند. می‌دانیم که «اصولگرایان»، در دورة خاتمی نیز نشان داده بودند که حاضر به ترک صحنه نیستند. با این وجود تجربة دوران سیدخندان نشان داد که «بحران‌سازی» توسط این به اصطلاح اصولگرایان و چوب گذاشتن اینان لای چرخ اصلاح‌طلبی اگر منافعی برای مردم ندارد، برای اصلاح‌طلبان خیلی‌ هم بی‌منفعت نیست.

حداقل طی دوران ریاست جمهوری خاتمی این عملکرد «جادوئی» وسیله‌ای شده بود که مسئولیت اجرائی را از دوش دولت اصلاح‌طلب کاملاً برمی‌داشت، و میدان را برای گسترش «گفتمان» صحرای کربلا و شهیدپروری و یزیدستیزی فراهم می‌کرد. در این «گفتمان»، دولت اصلاح‌طلب «حسین شهید» بود و اصولگرایان «بی‌مروت» هم نقش یزید بر عهده می‌گرفتند. این همان «بازی» فرضاً دمکراتیکی است که محافل غربی برای دورة ریاست جمهوری میرحسین موسوی و مالیدن شیره بر سر ملت ایران پیش‌بینی کرده بودند. به عبارت دیگر، پای گذاشتن در یک دور باطل سیاسی و اجرائی که نهایت امر تمامی اهرم‌های سیاستگزاری کشور را به محافل «غیرمسئول» واگذار می‌کرد. این نوع «فضاسازی» سیاسی از نظر قدرت‌های استعماری در جهان سوم یک بهشت‌برین است؛ چپاول، سرکوب، غارت، کشتار بدون هیچ مسئولیت و هیچ فرد پاسخگوئی!

از زمانیکه نئوکان‌های کاخ‌سفید در دورة جرج ‌بوش این شیوة نوین در سیاستگزاری و چپاول را «اختراع» کرده، در کشورهای عراق و افغانستان به منصة ظهور رساندند، این روش را «دمکراسی» نام نهاده‌اند! البته نیازی به توضیح نیست که دمکراسی کذا هیچ ارتباطی با دمکراسی، حتی در مفاهیم بازاری و نیویورکی و کالیفرنیائی آن ندارد؛ نوعی بلبشو است؛ غائله‌ای است بی‌پایان که طی آن قرار است به منافع ملتی که اینچنین در «دمکراسی» کذا غرق شده، در مسیر منافع چندملیتی‌ها چوب حراج زده شود. یادآور شویم که دمکراسی نیازمند یک هیئت حاکمة قدرتمند، مشروع و قانون‌مدار است که با تکیه بر یک بنیاد فراگیر حقوقی و قضائی از حقوق ملت در چارچوب قوانینی انسان‌محور و دمکراتیک حمایت به عمل آورد. با فرستادن اوباش و چماق‌کش به کوچه و خیابان و هیاهو و عربده، و با تکیه بر یک نظام حقوقی و قضائی وابسته به حل‌المسائل و فقه شیعه، تا به حال هیچ ملتی به دمکراسی دست نیافته که ما ایرانیان دومین‌اش باشیم. آن‌ها که با رأی دادن به میرحسین موسوی به اصطلاح می‌خواستند به «آزادی» در چارچوب اسلام دست پیدا کنند، بهتر است «حبل‌المتین» دیگری بیابند، چرا که ملت ایران از خیر این حکومت و قرآن و شرعیات‌اش به عنوان دستمایة دمکراتیک و انسانی دیگر گذشته، شرش هم برای همان‌ها که هنوز عاشق سینه‌چاک این حکومت باقی مانده‌اند.

در همین چارچوب، قدر‌ت‌‌های منطقه‌ای برای جلوگیری از گسترش هیاهو و آشوب و بحران‌سازی‌های روزمره در منطقه و خصوصاً در مرزهای خود، دست اصلاح‌طلبان را بر خلاف انتظار ایالات متحد و انگلستان از قدرت سیاسی در ایران کوتاه کردند. همانطور که پیشتر نیز گفته بودیم، «پیام» سیاسی در این میان بسیار روشن است؛ اگر آمریکا قصد حمایت از اوباش و آخوندک‌ها و آتش‌افروزی در میدان اسلام‌پروری دارد، می‌باید با سخیف‌ترین و فروهشته‌ترین قشر اسلام‌گرا، یعنی همان‌ها که به ریاست احمدی‌نژاد پای به دایرة قدرت در ایران گذاشته‌اند کنار بیاید. آمریکا می‌باید با اینان در صحنة بین‌المللی مذاکره کند، همچون جرج بوش این اوباش را به دانشگاه کلمبیا دعوت کند، می‌باید همچون سازمان سیا «پروفسور» مولانا را از واشنگتن به مشاورت عالی ریاست جمهوری جمکران منصوب کند، و ... خلاصة کلام قدرت‌های استعماری دیگر نمی‌توانند هم از منافع به دست آمده توسط مشتی اوباش در ایران بهرهمند شوند، و هم اینان را وسیلة باجگیری در روابط منطقه‌ای کنند. در کمال تأسف واشنگتن و لندن در تاریخچة استعماری خود به صراحت نشان داده‌اند، تا زمانیکه لگد محکم بر پوزه‌شان فرود نیاید، حاضر به قبول واقعیت نیستند. و امروز این لگد محکم را هر دو پایتخت نوش‌جان کردند.

با این وجود پرواضح است که حضرت احمدی‌نژاد هم ترجیح می‌دادند میرحسین موسوی از صندوق‌ شکسته‌های جمکران بیرون کشیده شود. نخست اینکه موسوی متعلق به یکی از سرکوبگرترین محافل حکومت اسلامی است، و سرکوب و قتل‌عام مردم توسط ایشان از نظر «اصولی»، همانطور که 8 سال تجربة عملی وی نشان داده، هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد. دوم اینکه به قدرت رسیدن موسوی برای اصولگرایان «زنگ تفریح» مناسبی بود. می‌توانستند در پس «آشوب‌های» فصلی پناه گرفته، بدون هیچ مسئولیت شناخته شده‌ای به امر مقدس «لات‌پروری» در کشور ادامه دهند. از این گذشته میرحسین موسوی همچون بدیل خود خاتمی، در کمال میل و جهت سرکوب مطالبات دمکراتیک و انسان‌محور ملت ایران حاضر به هر نوع همکاری با اوباش اصول‌گرا می‌‌بود؛ نهایت امر همچون خاتمی فریاد برمی‌آورد که، «ما برای دمکراسی انقلاب نکرده‌ایم!» آب پاکی را به روی دست ملت می‌ریخت و با این هیاهوسالاری‌ها نهایت امر طی چند سال آینده باز هم میدان برای همین آقای «مهرورزی» فراهم می‌آمد تا از صندوق‌ها بیرون آمده با ملت «همیشه در صحنه» دالی بفرمایند. اگر مهرورزی هنگام ریختن برگه‌های رأی در صندوق‌ رنگ بر چهره نداشت، به استنباط ما فقط به این دلیل بوده که در جریان «موفقیت» بزرگ اصولگرایان قرار گرفته بود.

ولی امروز صحنة سیاست کشور برای تمامی دست‌اندرکاران حکومت استعماری اسلامی بسیار آشفته است. این حکومت قادر به یافتن راه خروج از این بن‌بست نخواهد بود؛ نه تنها مشروعیت منطقه‌ای این به اصطلاح «انقلاب اسلامی»، با سرکوب‌هائی که در خیابان‌ها صورت گرفت، و تصاویر و فیلم‌هایش در سراسر جهان پخش شد، کاملاً در انظار ملت‌های منطقه از بین رفته، که اصلاح‌طلبان در مقام «سوپاپ» اطمینان در عمل از صحنة سیاست جمکران حذف شده‌اند. با این وجود اصولگرایان نیز که در رأس آنان گویا شخص خامنه‌ای نشسته ـ اینرا ما قبول نداریم چرا که خامنه‌ای نیز ترجیح می‌داد موسوی برندة بخت‌آزمائی استعماری باشد ـ از قدرتی برخوردار نیستند. به استنباط ما فضای اجتماعی و شهری کشور به طور کلی از چنگ حکومت اسلامی بیرون رفته، اصلاح‌طلبان که عدم کارائی‌ خود را در عمل نشان داده‌اند دیگر از اقبال عمومی برخوردار نیستند، اصولگرایان نیز به دلیل حضور مستقیم در قدرت نمی‌توانند همزمان برای خود یک آلترناتیو سیاسی به حساب آیند. به همین دلیل ما معتقدیم که با در نظر گرفتن سخنان اخیر احمدی‌نژاد در «سیمای جمکران»، حکومت اسلامی سعی خواهد کرد که به سرعت در چارچوب سیاست‌هائی نوین متحول شود. البته اینرا هم بگوئیم که سیاست‌های کذا ارتباط چندانی با آنچه تا به حال در روند حکومت اسلامی شاهد بوده‌ایم نخواهد داشت.

خلاصة مطلب «باند» احمدی‌نژاد یا می‌باید این «تغییرات» را به عنوان سیاست اصلی دولت مطرح کرده، آن‌ها را به منصة ظهور برساند، یا منتظر آغازی باشد که به پایانی هولناک منجر می‌شود. با شناختی که از حکومت اسلامی در دست است به صراحت می‌توان گفت که ذکاوت و زیرکی کافی جهت تحمیل «تغییرات» سرنوشت‌ساز در این تشکیلات به چشم نمی‌خورد، در همین راستا ما معتقدیم که این حکومت زیر بار فشار سیاسی‌ای که حذف همکاران اصلاح‌طلبش برای آن به ارمغان ‌آورده،‌ دیگر قادر به راست کردن کمر خود نخواهد بود.


نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس







فیلترشکن‌های جدید9ژوئیه2009

winserv2008.com
carphotographs.info
unblockwebsitesnow.info
mytradebag.com
unhider.com
windowz7.net
https://3309795673.com/0_o.php
https://threatens.org
fungamesclub.info
completepool.info
tavsproxy.info
www.mailboxaquatics.com
nositesblocked.info
monsterunblocker.info
unblocksitesnow.info
www.thedarkwar.com
srjohnice.org
ghost-ride.info
thepowerproxy.info
actionanime.info
tiger-host.com/proxy
unblocker-1.info
cybermask.info
www.enjoyanonymous.info
meddlingmage.info
freeproxys.info
windows7hacks.net
hidingnow.com
www.neatfill.com
sportathletics.info
videoall.info
mymerengue.info
www.clearload.com
lifeshakestore.com
thewebunblocker.info
gettoblockedsites.info
accessum.org
proxy.moneynews24.com
onkey.info
covermytracks.info
8az.info
dressedinblack.info
livegeek.info
slaughterblog.com


۴.۱۶.۱۳۸۸

فحل و فرزانه!









علی خامنه‌ای رهبر حکومت اسلامی در سخنانی که امروز ایراد کرد بار دیگر دست به حملات لفظی علیه کسانی زده که گویا پس از اعلام نام «برندة» خوشبخت بخت‌آزمائی «جمهوریت کشک و پشم»، دست به «اغتشاش» زده‌اند! البته از حق نمی‌باید گذشت، افرادی بوده‌اند که قصد ایجاد اغتشاش در تظاهرات عمومی داشتند، ولی در اینکه «اغتشاش‌گران» کذا وابسته به چه گروه‌ها و افرادی هستند، جای بحث باقی می‌ماند. می‌دانیم که اصولاً شهرنشینان عادی اهل ایجاد درگیری، خصوصاً با نیروهای انتظامی نیستند. آن‌ها که دست به چنین عملیاتی می‌زنند، یا اوباش خیابانی‌اند، و یا خود از جمله مأموران و معذوران دستگاه لات‌پروری حکومت اسلامی. خلاصه بگوئیم در حکومتی که از روز نخست با سرازیر کردن سیل اوباش به خیابان‌ها «سیاستگزاری» کرده، اوباش و مأموران انتظامی، به قول امام خمینی‌شان «ید واحده‌اند!» سایت «رادیوفردا» از قول آقای خامنه‌ای می‌نویسد:

«رهبر جمهوری اسلامی [...] در سخنان امروز خود تنها حقیقت اصیل و ماندگار را انتخاب یک رئیس جمهور با بیش از 24 میلیون رأی دانست!»
منبع: رادیوفردا، 6 ژوئیه 2009

به نظر ما آقای خامنه‌ای بجای پارس کردن به سایه‌های «موهوم» و سیاست‌های «پنهان»، و بیان تهدیدات تکراری، که طی سه دهة گذشته مرتباً از پوزه‌شان به بیرون تراوش کرده، بهتر بود قبول می‌فرمودند که شکاف میان حکومت «شترگاوپلنگ» و توده‌های مردم، هر چند از روز نخست بسیار هولناک بود، طی چند روز گذشته به شدت تشدید شده. در ضمن از قدیم گفته‌اند، مرغی که انجیر می‌خوره، نوکش کجه! خلاصه بگوئیم، حکومتی که بر مردم تکیه دارد، و به قول ایشان «یک قلم» رأی 24 میلیونی توده‌ها به احمدی‌نژاد را در «جیب» گذاشته، نیازی به اعمال سانسور، سرکوب مطبوعات، سرکوب مطالبات مردم، و سرازیر کردن اوباش و چماق‌کش به کوچه و خیابان و انداختن خلق‌الله به زیر مشت و لگد نخواهد داشت. آقای خامنه‌ای که در بهترین شرایط ممکن سواد و اطلاعات‌شان از جامعة ایران در حد یک خاله‌زنک بخت‌برگشته، ته مطبخی دودگرفته‌ است، بهتر بود قبل از شیرین‌زبانی‌های «سیاسی ـ عبادی» در برابر نانخوران کمیته‌های «اوباش‌پروری»، از رایزنی کارشناسان و مشاوران سیاسی خود که با حقوق‌های چندین میلیونی در خانه‌های «امن» به دود و افیون پناه برده‌اند، بیش از این‌ها بهرهمند می‌شدند. جامعة ایران بر خلاف آنچه ایشان تصور کرده‌اند پای در روندی غیرقابل بازگشت گذاشته که نقطة عروج آن نفی کامل و بی‌قید و شرط پدیده‌ای استعماری و ضدانسانی به نام حکومت اسلامی خواهد بود.

مسئله بر خلاف آنچه ایشان تصور می‌کنند یک دعوای به اصطلاح «خانوادگی» نیست؛ و در همینجا خدمت تمامی تبلیغات‌چی‌های محترم سفارتخانه‌ها، که حضور فرضی «میلیون‌ها» ایرانی در این نمایشات ضدملی را به «سنگر» خودفروختگی‌هایشان تبدیل کرده‌اند عرض کنیم، ملت ایران نه به احمدی‌نژاد رأی داده‌، و نه به رئیس آدمکشان حکومت اسلامی، یعنی میرحسین موسوی! توپ نفرت‌انگیز «انتخابات» به دست مجامع استعماری در میدان بازی‌های «خانوادگی» اوباش حکومت اسلامی افتاد. پس آنان که بازیگران این «میدان‌» هستند، موضع خودشان را روشن کنند، و بدانند که ملت ایران برای تحقق مطالبات تاریخی خود، که دمکراسی سیاسی، آزادی مطبوعات، آزادی بیان و ... فقط گزینه‌هائی محدود از آن به شمار می‌رود هیچ نیازی به سوار شدن بر امواجی ندارد که امثال براون و اوباما در چارچوب منافع خود در کشور به راه می‌اندازند.

آقای خامنه‌ای که با سواد «عم جز» و «دعای فرج» و دو دهن روضة امام‌حسین و زینب‌کبری به رهبری جهان تشیع «منصوب» شده‌‌اند، در «ویکی‌پدیا» نسب به ملاصدرا هم می‌برند! با این وجود یادشان نرود که درجة شناخت و آشنائی‌شان با مسائل کشور در همان نمازجمعة کذا که همة جهانیان را «تهدید» می‌فرمودند، به صراحت به نمایش گذاشته شد. ایشان در خطبه‌هایشان مرتباً اشاره به «قتل 5 دانشجوی حزب‌الهی» می‌فرمودند‌! و بعد معلوم شد که نه تنها قتلی در کار نبوده، که خبر «حملة خونین» به خوابگاه از پایه و اساس قسمتی از مزخرفات اوباش خبرساز جمکران است. حال چنین فردی که اصلاً در جریان امور کشور نیست، و همچون گوسفند «قرمه‌ای» هر آشغالی را به خوردش می‌دهند، از چه رو به خود اجازه می‌دهد در برابر سیاست‌های جهانی سرنوشت ملت ایران را اینچنین به بازی بگیرد؟ اینچنین افسار بگلسد و همچون مادیان فحل به چپ و راست جفتک بیاندازد. دولت احمدی‌نژاد اگر اقتدار دارد ـ می‌دانیم که ندارد ـ چگونه می‌تواند پس از اظهارات احمقانة خامنه‌ای در برابر سیاست‌های جهانی جوابگوی نیازهای ملت ایران باشد:

«رهبر جمهوری اسلامی [...] به برخی دولت‌های غربی شدیداً اخطار کرد که مراقب رفتار خصمانه خود باشند، زیرا ملت ایران عکس‌العمل نشان خواهد داد.»
همان منبع.

بله، در همین مقطع مشخص می‌شود که حکومت اسلامی در چه مسیری گام برمی‌دارد. اینان اصولاً کاری با نیازهای ملت ندارند، مشکل این تشکیلات «تروریستی» و دست‌نشانده ملت نیست، حفظ موجودیت‌اش در ارتباط با حکام جهانی است. و فریادهای علی خامنه‌ای فقط استغاثه به درگاه همین حاکمان است؛ استغاثه‌ای که ظاهر «تهدید» به خود گرفته. یک کودک خردسال هم می‌تواند به صراحت ببیند که علی خامنه‌ای با آنهمه وابستگی به چپ و راست، و دکان‌داری و حساب‌بانکی در کیش و امارات در وضعیتی نیست که قدرت‌های جهانی را به مصاف بطلبد! این سخنرانی‌های تند و تیز همان جفتک‌ انداختن مادیان فحل به طاق طویله را ماند. مسلم است که ملت ایران می‌باید عکس‌العمل نشان دهد، ولی سئوال اینجاست که در برابر چه افرادی و چه محافلی؟

حکومت اسلامی خود عالماً و عامداً یک خیمه‌شب‌بازی به نام «انتخابات» به راه می‌اندازد، و طی آن چهار تن از جنایتکاران شناخته شدة حکومت را به میدان مبارزات انتخاباتی پرتاب می‌کند! حال چه شده که دو تن از همین چهار تن، که از تمامی صافی‌های تأئیدات و تهنیات و تبریکات اوباش جمکران با افتخار تمام گذشته‌اند، به نتیجة انتخابات اعتراض دارند و اصولاً پیروی از این نتایج را «حرام شرعی» می‌دانند؟ خوب، این تقصیر حکومت‌های غربی است؟ اگر این «تقصیر» را قبول کنیم، به این معنا خواهد بود که غرب تا قلب حکومت اسلامی از قابلیت نفوذ برخوردار است، و می‌تواند بر سرنوشت انتخاباتی که تمامی جوانب آن «ظاهراً» توسط این حکومت تحت کنترل بوده اعمال نظر کند. پس حضرت آقای خامنه‌ای بهتر است بجای جفتک انداختن سرشان را پائین بیاندازند و عین روح‌الله خمینی یک جام زهر میل بفرمایند تا هم ما ملت از شر وجودشان خلاص شویم، و هم سیاست‌های خارجی که طی سی سال‌ گذشته با تکیه بر امثال ایشان پدر این مملکت را در آورده‌اند دست از سر ما ملت بردارند.

تحلیل ما از پدیده‌ای که در بوق‌های جمکران از آن با نام «انتخابات» یاد می‌شود، پیشتر در مطالب مفصلی آورده شده. ولی به اختصار می‌گوئیم، به استنباط ما این «انتخابات» و هیاهوئی که در اطراف آن به راه افتاد کار محافل غرب بوده. هم اینان بودند که تلاش داشتند با گرم کردن بازار یکی از منفورترین چهره‌ها در عرصة سیاست معاصر ایران یعنی میرحسین موسوی، هم برای حکومت جمکران تأمین مشروعیت کنند، و هم سیاست‌های «کلان ـ منطقه‌ای» غرب را در آغاز کار دولت دمکرات آمریکا، در خاورمیانه و آسیای ‌مرکزی مورد پشتیبانی قرار دهند. سناریوی حضور 85 درصد واجدین شرایط در پای صندوق‌های رأی، دروغی شاخدار و بیشرمانه است که از قلم همین سیاست‌ها جاری شده، و رأی اکثریت ملت ایران به فردی به نام موسوی نیز «دستپخت» همین نظام رسانه‌ای است. همانطور که گفتیم ملت ایران بیمار نیست که به آدمکشی از قماش میرحسین موسوی «رأی اعتماد» بدهد، آنهم در چنین گستره‌ای.

ولی در فردای انتخابات «اشتباهی» پیش آمد! چرا که بسته‌های «تانخوردة» برگه‌‌های انتخاباتی که می‌بایست شب پیش از انتخابات، به نام میرحسین موسوی در صندوق‌ها ریخته شود، با نام احمدی‌نژاد در صندوق رفته بود! مشکل کجاست؟ به عقیدة آقای خامنه‌ای حتماً «مشکل» را غرب به وجود آورده! به هر تقدیر اینکه نزدیک به 20 میلیون رأی «اضافه» در صندوق‌ها ریخته شده گویا «اعتراض» نامزدها را به همراه نیاورده! ما هم بسیار مشعوف شدیم، چرا که این شرایط به ملت ایران امکان داد تا به صراحت ببیند که «انتخابات» در یک نظام استعماری و دست‌نشانده واقعاً چه «معجونی» است.

بی‌پرده بگوئیم، انتخابات متعلق به نظام‌هائی است که از حداقل هماهنگی و «صداقت» در زمینة ثبت احوال و اسناد، و کارت‌های شناسائی ملی و آدرس‌های مالیاتی رأی‌دهندگان برخوردارند. نظام کشورهائی از قبیل ایران، نبود احزاب فراگیر و کمبود امکانات ثبت احوال و اسناد، اصولاً به راه انداختن «انتخابات» را منتفی می‌کند. از دورة میرپنج تا به امروز «انتخابات» در ایران فقط وسیله‌ای جهت کلاه‌برداری و خیمه‌شب‌بازی بوده. و بی‌جهت نیست که به قول آخوند احمد خاتمی، از آغاز «انقلاب» اسلامی تا امروز سی بار در این حکومت «انتخابات» به راه انداخته‌اند! سی بار بساط کلاشی، تقلب، لات‌بازی و ... به راه انداخته‌اند تا مطالبات سیاست‌های استعماری را در کشور به نام «خواست عمومی» بر جامعه تحمیل کنند! حال این «آب‌قنات» متعفن که بر حواشی آن مشتی اوباش و چماق‌کش خیمه‌ زده‌اند، گویا می‌باید تعطیل شود. فریاد علی خامنه‌ای از همینجا بلند شده. ایشان وحشت کرده‌اند، چرا که شرایط سیاسی در کشور به این رژیم ددمنش و آدمکش دیگر اجازه نخواهد داد تا سیاست‌های ضدبشری خود را تحت عنوان «خواست اکثریت» مردم بر جامعه، و تاریخ ایران تحمیل کند.

بله، برگزاری انتخابات از این دست کار مشکلی نیست! مشتی عملة وزارت‌اطلاعات را شب هنگام می‌نشانند، تا برگه‌ها را پر کنند. آراء صندوق‌ها را هم بعداً می‌دهند دیگران بشمارند! بی‌جهت نبود که میرحسین موسوی با بازشماری آراء مخالفت می‌کرد. این فرد جنایتکار که خود دوبار علی‌خامنه‌ای را با بیش از 90 درصد آراء از صندوق‌های مارگیری جمکران بیرون کشیده، بخوبی می‌دانست که چه بلائی بر سر آراء آمده. میرحسین می‌دانست که بازشماری آنچه در صندوق‌ها است کاری صورت نخواهد داد.

با این وجود، ما این «رخداد» را، به دست هر سیاستی که اعمال شده، بسیار فرخنده تحلیل می‌کنیم. نخست اینکه دولت ایالات متحد به عنوان مهم‌ترین پشتیبان حکومت اسلامی دیگر نمی‌تواند در صحنة سیاست جهانی، از اوباش جمکران تحت عنوان «نمایندگان ملت ایران» نام ببرد. و در همین چارچوب، سیاست‌های سرکوب بر علیه ملت ایران که از طریق گاوچران‌ها در سطح جهانی اعمال می‌شد، برای همیشه ابتر شده است. بی‌جهت نیست که مطرب‌های پنتاگون اینهمه انساندوست شده‌اند، و برای ما ملت «آهنگ» و نغمه و ترانه سر می‌دهند! این‌ مطرب‌ها همان‌ها بودند که دولت تروریست، دست‌نشانده و آدمکش جمکران را طی سه دهه با نام ملت بزرگ ایران عجین کرده بودند. این «مطرب‌های» غربی، امروز که دست محافل غرب به سرعت از کنترل مسائل ایران عاجز می‌ماند در نقش هنرمندان «ایرانی‌دوست» پای به صحنه گذاشته‌اند به این امید که زمینة سرکوب و چپاول ما ملت را باز هم فراهم نگاه دارند. ولی چه سود!‌ زمانیکه کار به این مراحل می‌کشد دیگر پایان قضیة استعمار کهن فرا رسیده.

حکومت اسلامی در کنف حمایت اربابان غربی خود دو راه بیشتر در برابر ندارد. یا سعی خواهد کرد با هیاهو و جنجال‌آفرینی و سرکوب ملت، زوج «خامنه‌ای ـ احمدی‌نژاد» را تا حد ممکن به خورد مردم بدهد، و برای این تشکیلات به هر ترتیب زمینة اجرائی، حداقل در داخل کشور فراهم آورد. در این شرایط آنچه خارج از مرزها خواهد گذشت فقط انزوای سیاسی و مطلق ایران در صحنة بین‌المللی است. این گزینه مسلماً از نظر ایالات متحد قابل‌قبول نخواهد بود، چرا که در شرایط استراتژیک فعلی به معنای گسترش نفوذ روسیه در ایران است. در نتیجه، به استنباط ما تلاش آمریکا طی مذاکرات فعلی اوباما در مسکو، گزینة دوم را بیشتر مورد نظر قرار خواهد داد.

در این گزینه به احتمال زیاد شاهد زمینه‌سازی جهت بازگشت «شرایط عادی» به کشور خواهیم بود، و طی آن مهره‌هائی از قماش سرداراکبر و ناطق‌نوری تحت عنوان «دولت موقت» دست به یک کودتای دولتی زده، قدرت را به صورت مشروط و موقت تحت انقیاد می‌گیرند، تا بتوانند به آرامی زمینه‌ساز به قدرت رسیدن یک حکومت طرفدار غرب در ایران شوند. حکومتی که غرب قادر به ایجاد روابط علنی با آن باشد!

هر کدام از این گزینه‌ها مسلماً منافع ملت ایران را لگدمال خواهد کرد؛ این‌ها گزینة استعمار است. ولی در مقاطع تاریخی، همانطور که بارها و بارها شاهد بوده‌ایم، کارت‌های سیاسی آنچنان که محافل می‌پسندند تقسیم نخواهند شد. ملت‌ها اگر با تکیه بر آگاهی‌ها گام بردارند، چه بسا اتفاق افتاده که حساب‌ها را کاملاً بر هم زنند.


نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس







فیلترشکن‌های جدید7ژوئیه2009

www.ezfreeworld.com
completepool.info
winserv2008.com
skipbyschool.com
www.orangepr0x.info
tezi.info
carphotographs.info
www.unrestrictedarea.be
www.greenpr0x.info
www.proxy777.info
www.limepr0x.info
www.blueprox.info
srjohnice.org
www.proxynopopups.info
rjnox.com
nhut.info
livegeek.info
covermytracks.info
www.ticklemeprox.info
www.enjoyanonymous.info
tavsproxy.info
kncifm.net
healthness.org
nutritionbeauty.info
www.cookiesproxy.info
newmerengue.info
mfia.info
www.websurfinganonymous.info
monsterunblocker.info
www.accessproxy.info
rdio.info
www.popupsproxy.info
fungamesclub.info
www.proxywithoutpopups.info
www.surfingisforwork.info
www.rocknproxy.info
5ya.info
www.ezfreeinternet.com
https://acmeserv.com
www.popupfreeproxy.info
www.pinkpr0x.info
www.windowproxy.info
mytradebag.com
www.mailboxaquatics.com
proxycommander.com
www.tealprox.info
windowz7.net
www.securityproxies.info
www.thedarkwar.com
https://3309795673.com/0_o.php


۴.۱۳.۱۳۸۸

خیاط تو کوزه افتاد!









انتخابات 22 خردادماه سالجاری برای حکومت اسلامی هزینة بالائی داشت، با این وجود نمی‌باید در تحلیل ابعاد آن دچار توهم و سرگشتگی شد. طی این نمایشات که برخلاف تبلیغات وسیع، بیشتر سیاسی و محفلی بود تا «مردمی»، در درجة نخست حاکمیت به دو قسمت شده. فروپاشی شاخة «خط‌امامی‌ها» و قرار گرفتن آن‌ها در طیف مخالف‌نمایان، مسلماً به نفع رژیم در تمامیت‌اش نخواهد بود؛ نوعی انشعاب است که نهایت امر طیف سیاسی حکومت اسلامی را باریک‌تر کرده، و نخستین نتیجة منفی آن فلج شدن باز هم بیشتر تشکیلات و سیستم اداری خواهد بود، که به اوج‌گیری نارضایتی‌ها منجر می‌شود. این شکاف که بیشتر می‌باید یک «فروپاشی» تلقی شود، هم جناح «ظاهراً» قدرتمند دولتی را به شدت تضعیف کرده، و هم برخلاف آنچه برخی اصلاح‌طلبان می‌پندارند، آیندة سیاسی جناح خاتمی و موسوی را به طور کلی از بین برده. البته در این میان مواضع دولت‌ها و قدرت‌های خارجی را نیز نمی‌باید فراموش کرد.

ولی نخست مسئله را در داخل کشور بررسی می‌کنیم. برخلاف تجربة دوم خرداد، و یا حوادث 18 تیرماه که در دورة هیاهوی اصلاح‌طلبی سیدمحمد خاتمی به وقوع پیوست، بحران برخاسته از 22 خردادماه سالجاری دو طیف از طبقة حاکم را صریحاً در برابر یکدیگر قرار داد. و برخلاف تجربیات گذشته، حکمیت و ریش‌سپیدی در میانة این میدان منتفی به نظر می‌رسد، چرا که جناح اصلاح‌طلب به صراحت می‌داند در صورت کنار آمدن دوباره با اصولگرایان صحنه را بکلی از دست خواهد داد؛ در صورت چنین سازشی امکان بازگشت دوباره به میدان سیاسی برای اصلاح‌طلبان دیگر وجود ندارد، مگر آنکه کاملاً از حاکمیت خارج شوند. در نتیجه، این اصل از طرف اینان پذیرفته شده که یا در همین مقطع صحنه را می‌بریم و یا به طور کلی باید کنار کشید. به همین دلیل بود که عکس‌العمل محافل اصلاح‌طلب در برابر آنچه «تقلب‌های»‌ انتخاباتی عنوان می‌شد بسیار شدید بود.

از طرف دیگر، طی دو سال آینده تمامی جناح‌های سیاسی که قدرت را در حکومت اسلامی در چنگ خود گرفته‌اند می‌باید پای به میدان انتخابات مجلس نیز بگذارند. اگر اصلاح‌طلبان در میانة میدان فعلی حرفی برای گفتن نداشته باشند، مشکل می‌توان حضور اینان را در مجلس و در تقابل با احمدی‌نژاد متصور شد. می‌دانیم که «انتخابات» مجلس نیز به سبک و سیاق «انتخابات» ریاست جمهوری صورت می‌گیرد؛ نام‌هائی از صندوق‌ها بیرون خواهد آمد که پیشتر محافل بر آن‌ها مهر تأئید گذاشته‌اند. اگر محافل اصلاح‌طلب‌ در بوتة آزمایش «انتخابات» ریاست جمهوری به این صراحت شکست می‌خورند، «انتخابات» مجلس دیگر جای خود دارد. پس اصلاح‌طلبان با خروج از میدان مبارزه برای به دست آوردن سکان قوة مجریه، نهایت امر قوة مقننه را نیز از دست خواهند داد. و چند اصلاح‌طلبی که هنوز در مجلس باقی مانده‌اند و یا در ‌آینده به این مکان راه خواهند یافت، تحت تأثیر فضای حاکم بر کشور فقط یک راه در پیش می‌گیرند: سکوت و همکاری و همراهی با دولت!

چنین شکافی اگر ادامه یابد ـ و به استنباط ما ادامه خواهد یافت ـ حکومت را از حمایت محافل اصلاح‌طلب بکلی محروم می‌کند، و در میان اعضاء و شبکه‌های اصلاح‌طلبی این تمایل کاملاً طبیعی ایجاد خواهد شد که جهت حفظ موجودیت خود در صحنة سیاسی، به صورت مستقیم و یا تلویحی به تزهای مخالفان رژیم نزدیک شوند. این همان خط قرمزی است که امثال محمد خاتمی از دیرباز سعی در رعایت آن داشتند؛ با این وجود پر واضح است که روند تحولات در ویراست اخیر جز آن است که امثال خاتمی می‌جویند. امروز دولت سعی دارد با پیش کشیدن «اعترافات» تلویزیونی مهره‌های اصلاح‌طلب را به طور کلی «مضحکه» کند! البته «اعترافات تلویزیونی» خوراکی است زهرآلود که پیشتر بسیاری از همین اصلاح‌طلبان در مقام «سرآشپز» آن را برای مجاهدین خلق، فدائیان و دیگر جریانات سیاسی می‌پختند. و دیدیم که این افتضاحات را چه خوب به خورد خلق‌الله دادند. ولی در صورت تحمیل این روند بر اصلاح‌طلبان از سوی دولت احمدی‌نژاد، راه بازگشت اصلاح‌طلبی به بطن حاکمیت بکلی مسدود خواهد شد، و برای نخستین بار در تاریخچة ننگین فاشیسم اسلامی حاکمیت در تضاد با گسترة وسیعی از محافل روحانی، روحانی‌نما و «دین‌باور» قرار می‌گیرد.

در چنین آرایشی، روحانیون از یک سو ظاهراً در قدرت‌اند، و از سوی دیگر ارتباط حکومت با بدنة جامعة روحانیت شیعة اثنی‌عشری از میان رفته. خلاصه بگوئیم، از 22 خردادماه سالجاری تضادی بنیادین بر مسیر حرکت حکومت اسلامی سایه افکنده. تضادی که در آن حکومت و روحانیتی که از قدرت سیاسی کنار گذاشته شده‌اند هر کدام تعریف ویژة خود را از «اسلام» ارائه می‌دهند! در بطن این جوسازی نوین، فضائی شبیه به دوران کودتای میرپنج بر کشور حاکم خواهد شد! نتیجة گسترش این روند، حداقل به باور و تمایل برخی سیاست‌های استعماری، تکرار همان بازی سیاسی گذشته است: اسلام دولتی در تقابل با اسلام مردمی و انقلابی!

البته برخی معتقدند که این تقابل به دلیل تضاد حکومت اسلامی با تشکیلات «دین‌خو» و «دین‌جو» از قبیل مجاهدین خلق، نهضت آزادی، فرقان و ... از نخستین روزهای کودتای 22 بهمن 57 بر کشور سایه انداخته و به هیچ عنوان پدیدة نوینی نیست! با این وجود ما شکاف فعلی را تا آنجا که به سرنوشت جامعة روحانیت شیعی مربوط می‌شود، بسیار سرنوشت‌ساز تلقی می‌کنیم. اینکه در آغاز غائله 22 بهمن، جامعة روحانیون شیعی‌مسلک با تشکیلات مختلفی که خود را ملهم از تفکر «شیعی» معرفی می‌کردند برخوردهائی داشته یک مسئله است، اینکه قشر روحانی به عنوان میراث‌دار نوعی «تفکر مذهبی» امروز در صحنة سیاست کشور تبدیل به آلت‌فعل جهت پیشبرد یک نظام تبلیغاتی ‌شود، به استنباط ما مسئله‌ای است کاملاً متفاوت. در این میدان، دیگر طرز تلقی از یک سیاست و نظریه‌پردازی مطرح نیست؛ مسئله بروز شکاف در بطن ساختار و نظامی است که به صورت تاریخی خود را میراث‌دار «تفکر شیعی» معرفی می‌کند؛ ساختار و نظامی که امروز بکلی از هم فروپاشیده.

این همان زهری است که هیاهوی «انتخابات» 22 خرداد سالجاری در کام حکومت اسلامی ریخت و بر اساس آن روحانیت شیعه به طور کلی رهبری جریانات سیاسی کشور را، چه در بطن دولت و چه در عمق تحرکات مخالفان از دست داد. روحانیت امروز جسد متعفنی است که یا می‌باید در درگاه یک دولت «متقلب» و «ضدمردمی» پناه گیرد، و یا پای به بحث‌ها و مجالست‌ها و فضائی بگذارد که در بطن آن‌ موضع «الهی‌اش» به طور کلی به زیر سئوال رفته! فضائی که مخالفان حکومت اسلامی در حال شکل دادن به آن هستند.

پرواضح است که چنین روحانیتی دیگر نمی‌تواند همچون دورة پهلوی‌ها باز هم در پس پردة حمایت‌های بین‌المللی پناه گیرد و از گزند حوادث نیز ایمن بماند. و اینجاست که مسئلة سیاست خارجی، تا آنجا که به سرنوشت قشر روحانی در کشور ایران مربوط می‌شود حائز اهمیت خواهد بود. این روحانیت که پس از خیمه‌شب‌بازی‌های 22 خرداد دیگر در دولت قدرتی ندارد، اگر در میان مردم نیز جایگاه خود را بکلی از دست بدهد، دیگر از حیض‌انتفاع ساقط خواهد شد؛ قدرت‌های بین‌المللی نیز آن را رها خواهند کرد. و به همین دلیل است که هنوز برخی سیاست‌های غربی سعی تمام دارند تا از طریق نظام‌های «خبرسازی» خود روحانیت شیعه را به طرق مختلف بار دیگر به عنوان مهره‌ای سرنوشت‌ساز به بحث‌های سیاسی و اجتماعی معاصر کشور وارد کنند؛ هدف این سیستم‌های رسانه‌ای در واقع بهره‌برداری از آخرین نفس‌های قشری است که دیگر می‌رود تا صحنة سیاست کشور را برای همیشه ترک گوید.

می‌دانیم که باراک اوباما، ریاست جمهور ایالات متحد بزودی به مسکو خواهد رفت. در بسیاری از خبرگزاری‌ها هدف نهائی از این دیدار «فیصله دادن» به مسئلة ایران عنوان شده! با این وجود به استنباط ما قسمت مهمی از مسائل ایران پیش از این‌ها حل شده است، و دولت ایالات متحد، پس از مذاکرات خود در مسکو چند مسئلة مورد اختلاف در بارة ایران را که تبدیل به گره‌ای کور در روابط جهانی شده، از میان برخواهد داشت. در رأس این مسائل می‌باید از عقب‌نشینی کامل واشنگتن در مورد تجهیز حکومت جمکران به بمب ‌اتم و تبدیل آن به عامل تهدید مسکو سخن به میان آورد. می‌دانیم که البرادعی، در مقام یکی از مهم‌ترین مهره‌های غرب طی ریاست خود بر «آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای» از جمله کسانی بود که نمایندة محافل جنگ‌طلب به شمار می‌رفتند، و از مشوقان اصلی اتمی شدن جمکران! دیروز با برکناری وی از این مقام پروژة تسلیح حکومت اسلامی به بمب‌اتم نیز عملاً مختومه شده.

در مرحلة بعدی، موضوع مذاکرات در مورد ایران مسلماً به بررسی مشکلاتی معطوف خواهد شد که «انتخابات» اخیر در حکومت اسلامی برای دولت آمریکا ایجاد کرده. می‌دانیم که حامی اصلی حکومت اسلامی واشنگتن است، و رخدادهائی از قبیل این به اصطلاح «انتخابات» که حکومت اسلامی را متزلزل کند، مستقیماً به معنای تزلزل در مواضع ایالات متحد تلقی خواهد شد. آمریکا اینک دو راه در برابر خود دارد. یا از حکومت اسلامی به شیوه‌ای که به قدرت رسیده، یعنی در ساختار «خامنه‌ای ـ احمدی‌نژاد» حمایت می‌کند، و یا عملاً دست این حکومت را از قدرت در ایران کوتاه خواهد کرد. با این وجود، اگر واشنگتن همچون سه دهة گذشته از حکومت اسلامی حمایت کند، این حمایت در شرایط فعلی دیگر نمی‌تواند به صورت «زیرجلکی» انجام پذیرد.

مذاکرات مستقیم، همکاری‌های تجاری، اقتصادی و حتی «فرهنگی» ـ اگر حکومت اسلامی بتواند پدیده‌ای به نام فرهنگ را اصولاً تعریف کند ـ در روند ارتباطات نزدیک واشنگتن و تهران می‌باید گنجانده شود. این بر عهدة واشنگتن خواهد بود که چنین روابط «حسنه‌ای» را با موجوداتی از قبیل احمدی‌نژاد و خامنه‌ای در سطح جهانی «توجیه‌» نماید. به همین دلیل است که کشورهای اتحادیة اروپا با فراخواندن همزمان سفرای حکومت اسلامی به وزارت امورخارجه به اصطلاح «اعتراض» خود را از دستگیری و محاکمات فرضی کارمندان سفارت انگلیس در تهران «اعلام» کرده‌اند.

ولی پرواضح است که این ژست سیاسی بیشتر به معنای اعلام حمایت از «انزوای» سیاسی ایران، یعنی تحکیم پروژة «خامنه‌ای ـ احمدی‌نژاد» می‌باید تلقی شود. دولت‌های اتحادیه رسماً مواضع مسکو را مورد تهدید قرار داده‌اند، و با این عمل به واشنگتن نشان می‌دهند که در صورت پای گذاشتن در پروژة قدیمی «حمایت زیرجلکی» از حکومت اسلامی، اتحادیة اروپا در کنار واشنگتن باقی خواهد ماند! البته «تهدیدات» توخالی خطیب نماز جمعة امروز تهران را نیز نمی‌باید فراموش کرد. ایشان در سخنرانی خود اعلام داشته‌اند که کارمندان ایرانی سفارت انگلیس حتماً محاکمه خواهند شد! این نیز به همراه فراخواندن سفرای ایران در کشورهای اروپائی ندائی است در مسیر تحکیم روابط زیرجلکی با آمریکا.

با وجود تمامی شواهدی که در این مسیر می‌بینیم، به استنباط ما بحران اقتصادی و مالی‌ای که جهان را فراگرفته، بحرانی که فقط نمائی است از تقسیم دوبارة کارت‌های کلیدی و استراتژیک، به دولت فعلی در ایالات متحد اجازه نمی‌دهد که پای در مسیر امثال ریگان و بوش و کلینتن بگذارد. اوباما هم در داخل تحت فشار است، و هم در سطح بین‌المللی ناگزیر از نوعی «اتحاد» با روسیه. حزب دمکرات که معمولاً تکیه بر دیپلماسی اروپائی داشت، امروز در مواضع سنتی خود در برابر اروپای «متحد» بالاجبار تجدیدنظر خواهد کرد. و در صورت تجدیدنظر ایالات متحد در مواضع سنتی حزب دمکرات، می‌باید شاهد بروز تحولات سیاسی عمیق‌تری در کشور ایران باشیم.


نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس







فیلترشکن‌های جدید4ژوئیه2009

ukwebshop.co.uk
firewalloff.info
stream-hosting.info
www.websurfinganonymous.info
www.tealprox.info
www.orangeprox.info
www.sitesareblocked.info
www.ticklemesurfing.info
beattheadmins.info
www.proxy777.info
www.securityproxies.info
www.pinkprox.info
firewalloff2.info
www.surfingisforwork.info
www.ezunrestricted.com
mariablundendesigns.com
www.proxynopopups.info
www.unrestrictedarea.be
firewalloff1.info
www.accessproxy.info
proxydesigns.info
firewalloff3.info
www.proxyug.com
www.orangepr0x.info
dearlulu.info
www.proxyplace.nl
newmerengue.info
www.redpr0x.info
www.ticklemeprox.info
firewalloff4.info
rjnox.com
nhut.info
ncdmarketing.com
johnmccainandsarahpalin.com
rdio.info
www.blueprox.info
5ya.info
proxyhour.com
tezi.info
announceproxy.info
www.windowproxy.info
kncifm.net
firewalloff6.info
www.iamroyal.info
www.ezfreeworld.com
www.taxsourcepro.com
https://acmeserv.com
www.pinkpr0x.info
www.rocknproxy.info
www.proxywithoutpopups.info


۴.۱۱.۱۳۸۸

صندوق و جنجال!









با تأئید انتخابات جمکران از طرف «شورای نگهبان»، موضع محمود احمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور این حکومت تضمین شده. البته در این میان حرف و سخن بسیار است. برخی آیت‌الله‌ها همچون طاهری و منتظری، ریاست جمهوری احمدی‌نژاد را از نظر فقهی «حرام» خوانده‌اند! و بعضی سیاست‌بازان در محافل داخلی و یا خارجی که نان را به نرخ «اصلاح‌طلبی» میل می‌فرمایند، انتخابات را غیرمردمی و استبدادی خوانده، حاضر به پذیرش ریاست جمهور احمدی‌نژاد نیستند!‌ جالب اینجاست که اگر نگاهی دقیق‌تر بر روند مسائل داشته باشیم در کمال تعجب خواهیم دید که «مهم‌ترین» دشمنان احمدی‌نژاد اینک در رأس هرم قدرت «مستقر» شده‌اند! یعنی همان‌ها که همچنان نان این حکومت را به قیمت سرکوب ما ملت میل می‌فرمایند، و حتی سفر و سیاحت فرنگستان‌شان را هم بودجة دولت «اسلامی» تأمین می‌کند! هم اینان امروز با احمدی‌نژاد کاردوپنیر شده‌اند! این یک واقعیت بسیار مهم است، و به صراحت نشان می‌دهد که به احتمالی مسیر حرکت دولت احمدی‌نژاد با آنچه طی سی سال گذشته در کشور جریان داشته متفاوت خواهد بود.

شاید بهتر باشد که حضرات آیات عظام و نانخورهای محافل حکومتی که تاکنون بر تقلب‌های گستردة انتخاباتی و خیمه‌شب‌بازی‌های مختلف سه دهة اخیر چشم بسته بودند، به همان مردمی که اینهمه سنگ‌شان را به سینه می‌زنند توضیح دهند که «انتخابات اخیر» با دیگر انتخابات و خیمه‌شب‌بازی‌های گذشته چه تفاوت عمده‌ای دارد، که اینبار «تقلب» صورت گرفته، و دفعات قبل تقلبی در کار نبوده؟ تا آنجا که ما می‌دانیم، این مسخره‌بازی طی سی سال گذشته بر تمامی ارکان این حکومت شترگاوپلنگ حاکم بوده، حال چرا اینهمه عمامه ‌به سر و کلاهی از هر سوراخی بیرون آمده و تحت عنوان «صیانت از آراء عمومی» برای ما ملت دایة دلسوزتر از مادر شده‌اند؟ وقتی که آقای میرحسین موسوی، علی خامنه‌ای را دوبار با بیش از 90 درصد آراء به مقام «ریاست جمهور» ارتقاء دادند، رأی‌ها «تقلبی» نبود؟ بود! ولی آقای موسوی، بهزاد نبوی، آیت‌الله طاهری و حتی منتظری خودشان را به کوری زده بودند. حال اگر اینان چشم بینا پیدا کرده‌اند، بجای هیاهو و لات‌بازی بهتر است اصل قضیه، یا همان استخوانی که در گلوی‌شان گیر کرده را از حلقوم‌ به بیرون تف کنند، تا ملت هم ببیند قضیه از چه قرار است.

اگر این به اصطلاح «اصلاح‌طلبان» و اوباش حزب‌الله موضع خود را روشن کنند، ملت هم می‌تواند با صراحت بیشتری موضع‌گیری «انتخاباتی» و سیاسی کند. جالب اینجاست که به طور کلی هر نوع موضع‌گیری از نظر سیاسی در فضای فعلی کشور به حال تعلیق در آمده. و هیاهوی موسوی و کروبی در واقع جهت ایجاد همین حالت تعلیق سیاسی به راه افتاده. دولت «متقلب» احمدی‌نژاد که همچون دیگر دولت‌های جمکران با برگه‌هائی که از شب پیش از انتخابات در صندوق‌ها ریخته بودند «پیروز» شده، هاج و واج مانده که چرا اینبار شیوة عمل دیرینة انتخابات «اسلام راستین» تقلب معرفی می‌شود؟ «دولت» متعجب است و از خود می‌پرسد چرا اوباشی که ما دو سال پیش از شهرهای دورافتاده و دهات، به همین شیوه راهی مجلس شوربای جمکران کردیم، رأی‌شان درست بوده، حال رئیس جمهور «متقلب» ‌شده!

البته انصاف نیست فقط احمدی‌نژاد را در بطن این حکومت متقلب بخوانیم؛ همة این حضرات عملاً دست‌شان در یک کاسه است. اگر احمدی‌نژاد متقلب است، آقای طاهری اصفهانی نیز دست در دست موسوی به همان اندازه متقلب‌اند!‌ می‌بینیم که بحران سیاسی ایجاد شده در بطن حکومت اسلامی بر خلاف آنچه گروهی در بوق و کرنا گذاشته‌اند، ارتباط زیادی با مردم و مطالبات مردم ندارد. دو گروه متقلب، وابسته و سرکوبگر به جان هم افتاده‌اند، و هر گروه سعی دارد بساط «آقائی» خود را با تکیه بر همین تقلب‌ها و «تقلب‌گیری‌ها» حفظ کند. برنده هر که باشد، بازندة اصلی در این معرکة فریب فقط ملت ایران خواهد بود.

به همین دلیل از هم‌وطنان می‌خواهیم که با حفظ آرامش کامل از فروافتادن در تلة «اصلاح‌طلبی‌ها» و «اصولگرائی‌ها» صریحاً اجتناب کنند. واقعیت این است که افسار هریک از ایندو گروه به دست یک سیاست قدرتمند جهانی افتاده، و از آنجا که «اجماعی» از نوع غائلة 22 بهمن 57 یا 28 مرداد 32 بین طرف‌های درگیر وجود ندارد، هر دو گروه در کنار یکدیگر به صورتی «برادرانه» حضور سیاسی پیدا کرده‌اند، و به صورت «برادرانه» یکدیگر را به دشنام بسته و فحاشی می‌کنند. شاید در این هیاهو چند نفر از این دسته و آن دسته «نفله» هم بشوند، شاید بعضی‌ها را به زندان بیاندازند، ولی تحکیم پایه‌های «حکومت» به شیوة 22 بهمن و یا 28 مرداد دیگر نمی‌تواند در دستورکار قرار گیرد. خلاصه اینهم سهم ما ایرانیان از «آزادی سیاسی» است!

در این میان برخی تلاش‌ها در دولت «تازه انتخاب شده»، به صراحت نشان می‌دهد که جناح‌های حامی احمدی‌نژاد در سطح بین‌المللی قصد دارند «دولت» را به انزوا بکشانند. پرواضح است که این «انزوا» کارساز تحکیم دیکتاتوری خواهد شد، و تلاشی است جهت برقراری روابطی از نوع 22 بهمن! ژست‌های مضحک فرماندهان سپاه مسخرة پاسداران و هارت‌وپورت‌های احمد خاتمی «سر سجاده» بر علیه انگلستان و آمریکا و خصوصاً بر علیه اتحادیة اروپا نشان می‌دهد که حامیان اصلی احمدی‌نژاد را می‌باید در همین کشورها جستجو کرد. و در صورتیکه دولت‌های غرب بتوانند زمینة قطع ارتباطات ایران با محافل بین‌المللی را در بوق‌وکرنا بگذارند، بازگشت «ملت» ایران به مراودات تجاری، فرهنگی و صنعتی فقط وابسته به تصمیم آتی غرب و دولت‌ احمدی‌نژاد خواهد شد، و پرواضح است که حتی در صورت برقراری دوبارة این نوع روابط فقط محافل مورد تأئید غرب و دولت تهران می‌توانند ارتباطات مذکور را ایجاد کنند. این عملیات که تحت عنوان «معذرت‌خواهی» از ملت محترم ایران از طرف بوق‌های دولت احمدی‌نژاد آغاز شده، در واقع تحمیل یک «بن‌بست‌» سیاسی بر مخالف‌نمایان داخلی، یا همان اصلاح‌طلبان است. چرا که خارج از اصلاح‌طلبان، دولت احمدی‌نژاد اصولاً گروه‌های مخالف را به رسمیت نمی‌شناسد.

از طرف دیگر، اصلاح‌طلبان سعی دارند بازی با کارت «نارضایتی عمومی» را هدف اصلی قرار دهند، و این «نارضایتی» که طی چند روز گذشته، تحت عنوان «مخالفت با تقلب» در انتخابات در سطح اجتماعی و سیاسی پای به میدان گذاشته، هر چند موجودیت‌ اصلاح‌طلبان را مورد تهدید قرار ‌دهد، در عمل دست دولت را در حنا می‌گذارد و از قدرت‌گیری و ارتباطات «سازندة» احمدی‌نژاد با اربابان اصلی در پایتخت‌های بزرگ غرب جلوگیری به عمل می‌آورد. اصلاح‌طلبان گویا می‌پندارند که طی این عملیات، که در واقع به معنای وارد کردن مخالفان حکومت اسلامی به صحنة سیاست جمکران است، محافل غرب خود را مجبور خواهند دید گوشه‌چشمی نیز بر مطالبات اصلاح‌طلبان داشته باشند.

در چارچوب همین موضع‌گیری است که یک مهرة بی‌سروصدا به نام میرحسین موسوی که پایتخت‌های غربی طی 8 سال فقط ایفای نقش «تدارکات‌چی» در یک جنگ استعماری را به او واگذار کرده بودند، امروز قصد دارد نقش یک «رهبرسیاسی» ایفا کند. البته موسوی تا این لحظه در نقش‌آفرینی‌هایش تا حدودی موفق بوده، ولی نمی‌باید فراموش کرد که هنوز «مصاف» میان محافل آنچنان که باید و شاید تعیین کننده نشده. و خصوصاً هنوز جناح‌های مخالف حکومت اسلامی، همان‌ها که امروز هیچ سخنی در موردشان به زبان نمی‌آید، ولی در چارچوب یک حرکت سیاسی نهایت امر حرف آخر را در این میدان خواهند زد پای به صحنه نگذاشته‌اند. امید اصلی اصولگرایان و اصلاح‌طلبان این است که در «جنگ قدرت» که امروز به صورتی کاملاً عریان به جریان افتاده، نیازی به استفاده از نیروهای «غیرخودی» احساس نشود!

ولی می‌دانیم که انبار مهمات «تشکیلاتی» حکومت اسلامی، خارج از گروه‌ لات‌ولوت‌های دولتی و نمازگزاران اجباری جمعه‌ها، عملاً خالی است. از طرف دیگر، حضور جناح‌های مخالف اگر به صورت علنی و از طرف دولت و مخالفان خودی مورد قبول واقع نشود، طی برخوردهای آتی جناح‌های جدیدی را در صحنة سیاست کشور خواهد کشاند که دیگر التفاتی به حاکمیت نشان نخواهند داد! جناح‌هائی که می‌توانند همچون اصلاح‌طلبان و اصولگرایان همزمان از حمایت‌های مختلف خارجی نیز بهرهمند شوند، و به این ترتیب در زمینة سیاسی کشور جایگاهی مستقر پیدا کنند. این خطری است که اصلاح‌طلبان با آن با واقع‌گرائی بیشتری روبرو شده‌اند.

در عمل، دست‌ودل‌بازی‌ای که اصلاح‌طلبان در مورد نمایشات خیابانی در شهرهای بزرگ کشور از خود نشان دادند، برای این بود که از گشوده شدن علنی جبهة سوم و چهارم و ... جلوگیری کرده، به خیال خود «اصلاح‌طلبی» را در موضع «اشراف» کامل بر کلیة امور سیاسی ضددولتی در کشور قرار دهند! ولی می‌دانیم که این حساب‌ها در بطن روابط سیاسی معمولاً درست از آب در نمی‌آید.

از آنچه در کشور در جریان است چنین می‌توان استنباط کرد که احمدی‌نژاد سعی دارد روابط ویژة خود را با کشورهای غرب تنظیم کرده، تحت چنین شرایطی ارتباط اصلاح‌طلبان را با خارج از مرزها منوط به «صلاحدید» دولت کند! این «تئوری» که مسلماً دولت آمریکا در رأس آن قرار گرفته، گویا برای بسیاری محافل «خوش‌آیند» نیست، در نتیجه فریاد بعضی تشکیلات به آسمان رفته و این دولت را «غیرشرعی»، «حرام»، «غاصب» و ... می‌نامند. از طرف دیگر، اصلاح‌طلبان که فریاد «تقلب» به آسمان برده‌اند نیز، به نوبة خود سعی دارند با استفاده از نارضایتی عمومی این سیاست را در بن‌بست قرار دهند. و از آنجا که حمایت از یک جناح صورت نوعی «اجماع» جهانی به خود نگرفته، هر دو گروه در کنار یکدیگر نشسته‌اند، هر چند به عقیدة ما هر دو به آینده‌ای تیره و تار می‌نگرند.

اگر می‌گوئیم «آیندة» تیره و تار دلیل دارد. هر دو جریان به صراحت می‌دانند که تشکیلات سیاسی و اداری‌ای که نهایت امر جهت پیش بردن سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی در اختیار اینان قرار می‌گیرد قادر به بازی در یک میدان «برخورد» سیاسی نیست. تشکیلات سیاسی و اداری ایران که هنوز بر پایة نسخه‌برداری کاملی از نظریة دولت در آغاز کار پهلوی اول فعال است، به طور کلی فاقد «شخصیت» اداری و اجتماعی است. این تشکیلات صرفاً با تکیه بر سرکوب «سیاستگزاری» می‌کند، عملی که با اصل حضور اجتماعی مردم در تضاد قرار می‌گیرد. امروز اکثر صاحب‌نظران در مورد مسائل ایران فقط چشم به بحران‌ سیاسی دوخته‌اند، در حالیکه بحران‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی که از خاکستر این «آتش‌افروزی‌ها» سر بر خواهد آورد، به مراتب مهم‌تر و سرنوشت‌سازتر از برخوردهای محافل در چارچوب منافع «پشت‌پرده‌شان» خواهد بود.

ما اطمینان داریم که امتداد سیاست احمدی‌نژاد، یعنی همان مسدود کردن ارتباط اصلاح‌طلبان با خارج از مرزها محکوم به شکست خواهد بود. این سیاست اگر می‌توانست موفق باشد، کار اصولاً به این افتضاح نمی‌کشید. البته شکی نیست که علیرغم ژست‌های «انزواطلبی» از جانب مقام معظم و احمدی‌نژاد، مذاکرات میان دولت فعلی و طرف‌های بین‌المللی به صورت علنی به جریان خواهد افتاد، ولی این دولت نمی‌تواند جریانات دیگر و سیر ارتباطی آنان با خارج از مرزها را نیز همزمان مسدود کند. از طرف دیگر بحران‌سازی اصلاح‌طلبان که سعی دارند با استفاده از نیروهائی که به هیچ عنوان متعلق به اینان نیست، در برابر لات‌ولوت‌های دولتی قد علم کنند نیز به نوبة خود به شکست خواهد انجامید. نیروهای دمکرات و آزادی‌خواه در ایران، حتی آن گروه‌ها که هنوز در تذبذب و دودلی دست و پا می‌زنند، به سرعت به اهداف واقعی اصلاح‌طلبان پی خواهند برد، و با عقب‌نشستن از میادین «مبارزات» مسخرة اینان که هیچ ارتباطی با الهامات ملی و دمکراتیک ایرانیان ندارد، دست اصلاح‌طلبی هر چه بیشتر رو خواهد شد. در عمل اصلاح‌طلبی و اصولگرائی در یک حکومت دمکراتیک و لائیک هر دو متعلق به جناح راست‌افراطی و مذهبی هستند، یعنی همان‌ها که به طور مثال در پارلمان اروپا در کنار فاشیست‌ها می‌نشینند. این گروه‌ها در صفوف آندسته از تشکل‌های سیاسی که برخوردار از الهامات دمکراتیک و لائیک هستند جائی ندارند.

در ماه‌های آتی، در صورت گشوده شدن فضای سیاسی کشور، گشایشی که ظاهراً دیگر از آن گریزی نیست، صفوف نیروهای سیاسی به سرعت شکل خواهد گرفت. و در این آرایش است که مواضع واقعی، و درجة «محبوبیت» هر کدام از این مواضع قابل رؤیت خواهد شد. ولی تا رسیدن به این مراحل وظیفة اصلی نیروهای آزادیخواه گام نهادن در مسیر گسترش تشکل‌های صنفی، اتحادیه‌های کارگری و حمایت از آزادی قلم و مطبوعات است. و شاهدیم که به صورتی کاملاً واژگونه، محافل اصلاح‌طلب با عکس‌العمل‌های تند در روزنامه‌های‌شان سعی تمام دارند تا در برابر آزادی مطبوعات سدی غیرقابل عبور ایجاد کنند. این عکس‌العمل از جانب آقایان کروبی و موسوی به همان اندازه که از طرف دولت احمدی‌نژاد بخوبی قابل درک است. اینان می‌‌دانند که در صورت گشایش زمینة سیاسی، هیچکدام در برابر پدیده‌ای به نام آزادی مطبوعات قادر به مقاومت نیستند و نخستین قربانیان این گشایش سیاسی روزی‌نامه‌هائی خواهند بود که تحت عناوین مختلف و با سرمایة دولتی طی سی سال گذشته عملاً به جان مردم کشور افتاده‌اند.


نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس







فیلترشکن‌های جدید2ژوئیه2009

nyenergysale.com
hiddenone.info
dearlulu.info
www.proxyplace.nl
firewalloff4.info
announceproxy.info
px8.info
free-proxy.nl/proxy
luluthanks.info
px10.info
www.taxsourcepro.com
www.eznetfree.com
firewalloff1.info
www.proxyug.com
websitepresents.com
polisurf.info
escultismo.biz
proxydesigns.info
johnmccainandsarahpalin.com
unlockaholic.com
bestmerengue.info
proxyhour.com
www.ezunrestricted.com
stream-hosting.info
ukwebshop.co.uk
datacompute.biz
firewalloff.info
notableweb.info
firewalloff5.info
shocksite.info
firewalloff2.info
ncdmarketing.com
mariablundendesigns.com
firewalloff6.info
firewalloff3.info
beattheadmins.info
mahinternet.com
jadeproxy.com